دسامبر 11, 2007 در 4:32 ق.ظ · در دسته جک آقای سرخوش, جک جدید
- نبرد رستم :
چنانت بكوبم به گرز گران كه ديگر نيايي به مازندران
پاسخ : چنان ايزنم بر سرت با بلوك كه ترتر بريني به گور بووت !!!مياد تهران ميبينه همه آستين کوتاه پوشيدن، ميگه: عجب، پس اينا دماغشونو با چي پاک ميکنن؟
-
-
-
به یارو ميگن درد عشق بدتره يادرد دندون ميگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته
-
یارو توي جبهه بيسيم چي بوده زنگ ميزنه ميگه : آقا 5 تا عراقي دستگير كردم بيايد ببريد ميگن خودت بيار …. ميگه نه شما بياين اينا نميذارن من بيام
یارو
-
به یارو ميگن: با بيد جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد
-
یارو بعد از 10 دقيقه از باجه تلفن بيرون مياد يه نفر ازش ميپرسه سالم بود ميگه آره فقط آفتابه نداشت
-
یارو ميره دستشوئي عمومي طول اش ميده وقتي بيرون ميآيد بهش ميگن خسته نباشي . ميگه شيرين كام باشي
-
غضنفر 1نفرو تو خيابون ميبينه ميگه : ببخشيد من شما رو تو دبي نديدم؟ يارو ميگه : نه آقا من اصلان دبي نرفتم. غضنفر ميگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبي نرفتم ، حتما 2 نفر ديگه بودن
جک های خود را اینجا بنویسید
نظر 19
دسامبر 1, 2007 در 12:02 ب.ظ · در دسته جك جاسم
-
جاسم با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. جاسم ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور
-
يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه
جک عربی – جک عربی
-
جاسم ميره توالت، تا مياد بشينه يهو يك آروغ اساسي ميزنه… پا ميشه، ميگه: باز برعكس نشستم
-
جاسم ميخواسته يك رفيق جديدشو به باقي رفقا معرفي كنه، رو به رفقاش ميكنه، ميگه: بچهها… قاسم. بعد رو به قاسم ميكنه، ميگه: قاسم جان… بچهها
-
يه بار از جاسم مي پرسن : اگه همه دنيا رو بهت بدن چكار ميكني ؟ ميگه : ميفروشم . ميرم كويت!!!
-
يه باربه جاسم و دست و دلباز و غضنفر مي گن كه كي ماهي بزرگ گرفته. دست دلباز ميگه من ماهي 18 متري گرفتم. غضنفر ميگه19متري. جاسم ميگه10متري.بهش ميگن اينكه از همه كوچيكه.ميگه:ولك چشاش اينقدره……
یک دفعه به جاسم میگن با مخابرات جمله بساز میگه مخا برات برقصم
*
به جاسم بمب ميدن ميگن بزار يه جاي شلوغ؟
اونم مي بره مي زاره تو عروسي پسر عموش!
*
از جاسم مي پرسندجمعيت آبادان چندنفره؟ميگه ولله بادهاتهاي اطرافش 60-70ميليوني ميشه
*
جاسم مي خواسته شير داغ بخورد زير پاي گاوه آتيش روشن ميكند
*
جاسم مياد تهران سوار اتوبوس ميشه، بليط اتوبوسراني آبادان رو ميده دست راننده. يارو ميگه: داداش اين بليط مال اينجا نيست.
جاسم ميگه: ولک روشو خوب توجه نکردي، نوشته آبادان و حومه
*
جاسم بچه اش تو اتوبوس به دنيا مياد اسمشو ميذاره عبدالواحد
*
يارو ميره تو يك قهوهخونه، به قهوهچي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟! قهوهچيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولا با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد
*
جاسم به یه مغازه ميره و ميگه : بلوز داري؟ مغازه دار ميگه نه ميگه شلوار داري ميگه نه جاسم باتعجب ميگه پس چرا روشيشه نوشته كا لباس داريم
*
از جاسم نوار مغزي مي گيرند، مي بينند بيست دقيقه اولش خاليه
*
جاسم زنش دوقلو گيرش مياد ميره حسابداري ميگه آقا چند ميشه
ميگه100000 تومان ميگه كمتر حساب كن تا دوتاشون ببرم
*
يه بار از جاسم میپرسن : اگه همه دنيا رو بهت بدن چكار ميكني ؟ ميگه : ميفروشم . ميرم كويت!!!
*
جاسم مي خواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت مي شه شلوارش رو پشت و رو مي پوشه و با عجله مي دوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد مي زنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، مي گه: طوريت كه نشده؟
جاسم يك نگاه به سر تا پاش مي كنه، چشمش مي افته به شلوارش، مي گه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پي چوندي!
از خواهر جاسم مي پرسند: 4 تا پستاندار نام ببر ميگه خواهرم، مادرم ،زن برادرم، خودمم دارم در ميارم
جکهای ارسالی شما
نظر 43