بازديد :
شکسپیر : اگر کسی را دوست داری رهایش کن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده
-
دانشجوی زیست شناسی : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن … او تکامل خواهد یافت
-
دانشجوی فیزیک : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن …اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه یا
اصطکاک بیشتر از انرژی بوده و یا زاویه برخورد میان دو شیء با زاویه صحیح هماهنگ نبوده است -
دانشجوی حسابداری : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن … اگر برگشت ، رسید انبار صادر کن و اگر نه ، برایش
اعلامیه بدهکار بفرست -
دانشجوی ریاضی : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن … اگر برگشت ، طبق قانون ۲=۱+۱ عمل کرده و اگر نه در عدد صفر ضربش کن
-
دانشجوی کامپیوتر : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن … اگر برگشت ، از دستور کپی - پیست استفاده کن و اگر نه بهتر است که دیلیت اش کنی
-
دانشجوی خوشبین : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن… نگران نباش بر می گردد
-
دانشجوی عجول : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن … اگر در مدت زمانی معین بر نگشت فراموشش کن
-
دانشجوی شکاک : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن …اگر برگشت ، از او بپرس ” چرا ” ؟
-
دانشجوی صبور : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن …اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد
-
دانشجوی رشته صنایع : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن …اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهایش کن ، اینکار را مرتب تکرار کن
-
دانشجوی آمار : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن … اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زیاد است و اگر
نه احتمال ایجاد یک رابطه مجدد غیر ممکن است
سهراب دانشجو
اهل دانشگاهم رشته ام علافیست
جیبهایم خالی ست
پدری دارم حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب.
اهل دانشگاهم
قبلهام استاد است جانمازم نمره!
خوب میفهمم سهم آینده من بیکاریست
من نمیدانم که چرا میگویند
مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار
و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست!
((چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید))
باید از آدم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
و به آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم
-
۱ دانشجوی پسر +۱ دانشجوی پسر = انتظار برای رسیدن ۲ دانشجوی دیگر جهت بازی حکم
۱ دانشجوی دختر + ۱ دانشجوی پسر = عشق
۱ دانشجوی دختر + ۱ دانشجوی دختر = غیبت از یه دانشجوی پسر
جشنواره بزرگ ازدواج موقت دانشجویی و غیر دانشجویی
شرکت در این جشن برای عموم آزاد است
در راستای اینکه وزیر محترم کشور راه حل مشکلات جوانان را ازدواج موقت دانسته اند ما هم بر آن شدیم تا جهت اشاعه فرهنگ ازدواج موقت ، اقدام به درج آگهی های همسر موقت یابی عده ای از مشتاقان به این امر که برای ما ارسال شده است نماییم . با امید خوشبختی برای همه شما عزیزان
یک نمایشگاه دار اتومبیل
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : رنگ پوست سفید یخچالی ، رنگ چشم مشکی متالیک ، قد شاسی بلند ، رنگ مو بژ !! بدون رنگ شدگی
یک دامپرور
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : چاق و سنگین ، رنگ چشم میشی ، نوع مو فرفری
یک قصاب
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : جیییییییییییگر
یک مدیر عامل
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : به یک منشی خانم با ظاهری آراسته و مناسب نیازمندیم
یک دانشجوی شهرستانی یک کم پولدار
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : به یک هم اتاقی خانم نیازمندیم
بازیگرمرد فیلم پیشنهاد بی شرمانه :
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : شبی به یاد ماندنی همراه با ۱۰۰۰۰۰۰ میلیون دلار جایزه جهت قدردانی از زحمات شما
یک دانشجوی سال چهارمی
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : سومی هااااااا !! برای شما برنامه ویژه ای داریم
یک بازیگردختر فیلم آمریکن پای
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : اگرسریع الانزال !! نیستید و توانایی نگه داشتن خود بیشتر از ده ثانیه را دارید ، اگر دانشجوی بی جنبه و ندید بدید نیستید ، پس معلومه خیلی با حال هستید !!؟
یک استاد دانشگاه
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : دانشجویان گرامی دیگر نگران نباشید !! استاد را به خانه تان بیاورید
یک بازیگرمرد نقش دوم فیلم گناه اصلی
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : عزیزم بعد اینکه براد !! خوابید بیا منتظرتم ، دیگه قول میدم پشتت رو هم خط نندازم که کسی بفهمه توپیشم بودی
یک بازیگرمرد فیلم در امتداد شب
مشخصات همسرموقت مورد علاقه : ۴۵۰۰۶۰۰۶
****************************
فرهنگ لغت دانشجویی (به مناسبت شروع ترم بهمن و خیرمقدم به ترم جدیدیها
دانشجوی تازه وارد : هالوی خوش شانس
دانشجویان ساکن خوابگاه : جنگجویان کوهستان
دانشجویان پرسر و صدا = گروه لیان شان پو
دانشجوی پزشکی : به خاطر یک مشت دلار
خانواده دانشجویان : بینوایان
دانشجوی مدل رپی : الو، الو، من جوجوام
انتخاب درس افتاده : زخم کهنه
اولین امتحان : جدال با سرنوشت
مراقبین امتحان : سایه عقاب
تقلب : عملیات سری
روز دریافت کارنامه : روز واقعه
اعتراض دانشجو : بایکوت
اعتراض برای کیفیت غذا : می خواهم زنده بمانم
دانشجوی اخراجی : مردی که به زانو در آمد
آینده تحصیل کرده : دست فروش
رئیس دانشگاه : مرد نامرئی
استاد راهنما : گمشده
دانشجویی که تغییر رشته داده : بازنده
سرویس دانشگاه : اتوبوسی به سوی مرگ
کتابخانه دانشگاه : خانه عنکبوتان
ژتون فروشی : آژانس شیشه ای
علت نیافتن بعضی از دانشجویان : رابطه پنهان
التماس برای نمره : اشک کوسه
سوار شدن به اتوبوس : یورش
ترم آخر : بوی خوش زندگی
تسویه حساب : خط پایان
عمر دانشجو : بر باد رفته
مسئول خوابگاه : کاراگاه گجت
ادامه تحصیل تا دکترا : دیدار در استانبول









