آذر ۵, ۱۳۹۰ در ۴:۰۲ ب.ظ ·

نون هم نشدیم یکی از روی زمین ورداره بوسمون کنه

میگن تو بهشت وقتیسر کلاس میخوابی..استاد میاد پتو میندازه روت
هیچکسم حرف نمیزنه تا تو راحت بخوابی

دهه شسصتی ها نسلی از نسل های این زمانه هستند که از اسمشان پیداست که روزگار کدام انگشتش را به آنها نشان داده است…!!

خدا گر ز حکمت ببندد دری
نصیبت کند یک لگد از خری

از چراغعلی میپرسن قبله کدوم وره ؟
میگه : کجا رو بهت آدرس دادن ؟

اقا اجازه…
این پشت سریا دارن با ما شادی بعد از گل میکنن
( سر کلاس درس ” نیمکت یکی مونده به اخر)

سلامتی اون پسری که ۱۰۰ تا دختر قشنگتر از دوست دخترش بهش پا میدن…
ولی اون فقط با سه چهار تاشون دوست میشه

خروسه شلـوغ کاری مینکه مـیـذارنش تو فـریـزر…
صـبـح که میرن سروقتش میبنن عــرق کرده…
بهش میگن چـرا عرق کردی؟؟؟؟!!!
میگه: هر کاری کردم نتونستم رون این مرغا رو باز کنم

آدم هایی که به تنها راه رفتن عادت میکنند
سخت میتونند با آدم های دیگه راه برند
فقط گاهی میتونند با دیگران بشینند
و در مورد با هم خوابیدنشون
من دخالتی نمیکنم
اس ام اس جدید اس ام اس خنده دار اس ام اس باحال اس ام اس سرکاری
نظر ۱,۵۰۷
تیر ۳۰, ۱۳۹۰ در ۲:۳۵ ب.ظ ·

سلام بر تو
میدونم که صدامو شناختی پس خودمو معرفی نمیکنم
شایدم نشناختی، منم غضنفر
آااه ای عشق من، چند روز که دلم برات گرفته و گلبم مثل یه ساعت دیواری هر دقیقه شصت لیتر آب را تقسیم بر مجذور مربع میکنه، حالا بگو بقال محل ما چند سالشه؟
امروز یاد آن روزی افتادم که تو من را دیدی و یک دل نه صد دل من را عاشق خودت کردی. یادت میآید؟
ای بابا عجب گیجی هستی، یادت نمیآید؟
خیلی خنجی، خودم میگم. اون روز که من زیر درخت گیلاس سر کوچه، لبو کوفت میکردم با بربری. ناگهان پدرت تو را با جفتک از خانه بیرون انداخت و من مثل اسب به تو خندیدم، خیلی از دست من ناراحت شدی. ولی با عشق و علاگه به طرف من آمدی. خیلی محکم لگدی به شکم من زدی و رفتی. آن لگد را که زدی برق از چشمانم پرید و حسابی عاشقت شدم.
از آن به بعد هر روز من زیر درخت گیلاس میایستادم تا تورا ببینم، ولی هیچوقت ندیدم. اول فکر کردم که شاید خانه تان را عوض کردید ولی بعدا فهمیدم درخت گیلاس را اشتباه آمده بودم.
یک گاب عکس خالی روی میزم گذاشتم و داخل آن نوشتم “عشگم” هروقت آن را میبینم به تو فکر میکنم و تصویر تو را به ذهن میآورم. اینم بگم که من بدجوری گیرتیم هااااااااا ! مثلا همین دیروز داداشم داشت به گاب نگاه میکرد، دو تا زدم تو سرشو بهش گفتم مگه تو خودت ناموس نداری به دختر مردم نگاه میکنی؟
راستی این شمارهای که به من دادی خیلی به دردم خورد. هر روز زنگ میزنم و یک ساعت باهات درد دل میکنم و تو هم هی میگی “مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد” من که میدونم منظورت از این حرفا چیه!! منظورت اینه که تو هم به من عشگ میورزی، مجه نه!؟
یه چیزی بهت میگم ولی ناراحت نشی، گوساله! این چه وضع ابراز عشگه؟
ناراحت شدی؟ خاک بر سر بی جنبت!! آدم انقد بی جنبه؟
ولی میدونم یکی از این روزا سرتو میندازی پایین و عین بچهٔ آدم میای تو خونهٔ من، راستی خواستی بیای ده تا نون بربری هم سر راهت بجیر!
یه روزی میام خواستگاریت، میخوام خیلی گرم و صمیمی باباتو ببوسم و چندتا شوخی دستی هم باهاش میکنم که حسابی اول زندگی باهم رفیق بشیم، راستی کلهٔ بابت مثل نور افکن میمونه. بعد عروسی بهش بجو خیلی طرف خونهٔ ما پیداش نشه. من آدم کچل میبینم مزاجم بهم میریزه!
چند وقت پیش یه دسته گل برات از باغچه کندم که سر کوچتون دادمش به یه دختر دیگه، فچر بد نکن! دختر داشت نگاهم میکرد منم تو رودرواسی جیر کردم گل رو دادم بهش، اونم لبخند ملیحی از ته روده اش به من زد. درسته دختره از تو خیلی خوشگل تر بود ولی چیکار کنم که بیخ ریش خودمی.
راستی من عاشگ قورمه سبزی ام (البته بعد از تو) اگه برام خواستی درست کنی حواست باشه، بی نمک بشه، بسوزه ، بد طعم بشه همچی لگدی بهت میزنم که نفهمی از من خوردی یا از خر!
خلاصه اینکه بی قراری نکن، یه خط شعر هم برات گفتم. خوشت اومد اومد، نیومد به درک!
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم فکر نکن یاد تو بودم، داشتم اونجا ول میگشتم
قوربان تو گضنفر
* * *
خنده بازار نامه عاشقانه
نظر ۱۱
تیر ۲۶, ۱۳۹۰ در ۸:۵۹ ب.ظ ·

اگر داری زنی زشت و دغل باز
تو نیکی میکن و در دجله انداز
بکن خود را خلاص از دست آن زن
که ایزد در خیابانت دهد باز !

می دونی چرا با ازدواج دین آدم کامل میشه؟
چون تا قبل ازدواج فکر میکنه دنیا بهشته …!!؟
اما بعدش به جهنم اعتقاد پیدا میکنه!!!

سوال گزینه ای : اگر مادر زن به همراه زن شما در حال غرق شدن باشند و شما فقط یک حق انتخاب داشته باشید کدام کار را انجام میدهید؟
می رید سینما ؟ یا میرید رستوران !؟

زن به مرد :
عزیزم تو از چیه من بیشتر خوشت میآد ؟
از اخلاق خوبم یا از بدن خوش فرمم !؟
مرد : از هیچکدوم عزیزم ! من از اعتماد به نفست خوشم میاد !!!

می دونی چرا زنها بیشتر از مردها عمر می کنند؟ . . . . چون زن ندارن!

جک زناشویی ضد دختر آنتی پسر جک زن و شوهری اس ام اس زن و شوهری اس ام اس ضد زن
نظر ۲۸
تیر ۲۶, ۱۳۹۰ در ۳:۳۹ ب.ظ ·

حکومت نظامی بود ، سروانه به غضنفر میگه که تو اینجا کشیک بده ، از هفت شب به بعد هر کسی رو تو خیابون دیدی در جا بزنش . حرفش که تموم میشه ، تا میاد بره سوار ماشینش بشه ، میبینه صدای گلوله اومد . برمیگرده میبینه غضنفر زده یک بدبختی رو کشته ! داد میزنه : احمق ! الان که تازه ساعت پنج بعد از ظهره ! غضنفر میگه : قربان این یه آدرسی پرسید که ، عمراً تا ساعت نه شب هم پیداش نمیکرد !

به غضنفر میگن: دوست داری بابات بمیره ارثش به تو برسه؟
میگه: نه، دوست دارم بکشنش تا دیه هم بگیرم

وآنگاه که زائران خانه خدا به جایگاه شیطان سنگ میزدند شیطان پنجره را بازکرد وگفت: پنجره دن داش گلی آی بری باخ بری باخ!!!

تبلیغ زمزم به سبک جاسم:
عبود: ولک جاسم کوکاکولا میخوری؟
جاسم: ها میخورم
عبود: گ.و.ه میخوری! باید زمزم بخوری.

غضنفر تا ده سال برای مادرش عزاداری می کرد . بهش میگن : آخه چقدر گریه می کنی ده سال گذشته . میگه : آخه هر وقت یادم میفته که موقع خاکسپاریش چه دست و پایی میزد جیگرم آتیش می گیره

غضنفرمیره تو خیابون می بینه نوشته: سیو همان سیب است…
میگه: دروغ میگن پدر سگا ! خودم خوردم صابون بود!!!

غضنفر از طبقه صدم یه ساختمون می پره پایین . به طبقه پنجاهم که میرسه میگه : خب الحمدالله تا اینجاش که بخیر گذشت !

غضنفر ده هزار تومن تو جیبش بوده میخواسته بره عرق بگیره. تو راه نیرو انتظامی رو میبینه، پولا روپرت میکنه تو جوب

غضنفر داشته پیاده راه می رفته بهش میگن آقا کجا میری؟میگه دارم میرم کارواش .میگن خوب چرا پیاده ؟ میگه دو قدم راه که دیگه ماشین نمی خواد

یک روز به غضنفر میگن چرا تو جوب نشستی میگه میخوام در جریان باشم

غضنفر با یک سرهنگه سوار هواپیما میشن . غضنفر رو به سرهنگه می کنه میگه ببخشید شما گروهبانید؟ سرهنگه میگه نه
غضنفرهمین سوال رو چند بار می پرسه. آخر سرهنگه خسته میشه میگه بله بابا من گروهبانم . غضنفر میگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشیدی ؟!!

می دونی اگه غضنفر یه نارنجک انداخت طرفت با ید چی کار کنی؟ . . . باید ضامن شو بکشی پرت کنی طرف خودش

جک جک جدید جک خنده دار جک خفن
نظر ۱۳
تیر ۲۳, ۱۳۹۰ در ۵:۱۴ ب.ظ ·
مجموعه ای خنده دار از روزمرگی های بچه های فیس بوک ( صفحه فک و فامیله داریم)
مامانم میگه آب جوش میریزی بسم ا… بگو
میگم مگه جنها بیکارن بچشونو بیارن تو ظرفشوییه ما
میگه خب بچن دیگه شیطونن خودشون میان!!:))

خالم رفت دستشویی اومد دیدم صورتش خیسه و لباساش
گفتم مگه حموم بودی
گفت نه حواسم نبود شلنگ و گرفتم تو صورتم
خاله حواس جمعه ما داریم

به مامانم میگم فلانی زنشو طلاق داده چرا پسرشو خودش بزرگ نکرده میگه؟
میگه پسرشو داده بابابزرگش. آخه بابابزرگش اولاد نداره!!!

مامانم تو تراس بود، با داداشم حرفم شد مثل بچگیامون خودمو لوس کردم گفتم:مااامااان!!ببین رضا به من چی میگه!؟
اومده تو اتاق میگه ولش کن این رضا crazyee!!!
مامان باحاله من دارم؟

بچه خواهرم رو میخواستن ختنه کنن میترسید.
اومد به من گفت دایی دکتر چیکارم میکنه؟
گفتم اینجاتو میگیره از ته میبره.
گفت میشه مثل مال پریسا؟(دختر همسایشون)

جمعه دارم میرم کارواش بابام میگه جایی میری ؟
میگم آره میرم کارواش
میگه پس ماشین منم ببر یه آبی بهش بزن !!!
بگیرمش این یکی دستم یا بزارم تو کیفم ؟!
فک و فامیله داریم ؟

رفتیم عروسی این فامیل مذهبیمون افتادیم دنبال ماشین عروس یهو سر از از قبرستون در آوردیم میگیم چی شده میگن میخوان یادی از اموات کنن
فامیله داریم؟

پسر خاله ام مدارکشو داده واسه ترجمه که اقدام کنه واسه خارج،
بعد اومده خونه ما میگم چایى میخورى یا شربت؟؟؟
میگه قهوه اسپرسو اگه دارى بیار !!!!!!!
میگم هفته پیش که خاکشیرو با کاسه سر میکشیدى یادت نیست؟!!!
پسر خاله است ما داریم؟

پسر عموم کمربند مشکیه کاراته داره و مث آب خوردن ۷-۸نفرو راحت حریفه(با چشای خودم دیدم)ولی خاک بر سر نمیدونم چرا از تاریکی میترسه
یه شب اومده بود پیشمون شب دوتایی پا فیس بوک بودیم خونه تاریکه تاریک بود خواهرم عروسکشو(یه عروسک خیلی بزرگ داره شکل گوسفندی که با رفقاش تو مزرعه آتیش به پا میکنن ) گرفته بود جلوش آهسته میومد سمت ما دوتا
تا نوک دماغ عروسک خورد به پسر عموم برگشت عروسکو دید پرید تو بغلمو فریاد کشید:گووووووسفنددد زززززنده

پشت کامپیوتر نشستم خواهرمو صدا میکنم.مامانم میگه: رفته بالا ، هرچی هست به من نشون بده!! مامانه ما داریم؟

ننه بزرگمون یه نذری کرده بود حالا امام حسین حاجتشو نداده! اینم گذاشته با امام حسین قهر کرده، حالا تمام فامیل متحد شدن اینا رو آشتی بدن!!!
فک و فامیله داریم

تو اتاقم نشته بودم داشتم اهنگ گوش میدادم
بقض کردم زدم زیر گریه
مادرم یه دفعه اومد تو اتاقم بجای اینکه دل داریم بده میگه: چه مرگته!!!!
مامانه ما داریم؟

مادر بزرگه بنده دو سال پیش و در سنه هفتاد سالگی به علت بیماری و احتیاج شدید به خدا پیغمبر توبه فرمودن و تصمیم گرفتن اسمشونو از پوران به فاطمه تغییر بدن و اصرار هم داشت که ما مامان فاطمه صداش بزنیم.
حالا چند وقتیه حالش خوب شده میگه به یاد پدرم منو همون پوران صدا بزنین.
مامان بزرگه جون عزیز نون به نرخه روز خوره ما داریم؟

ترجیح میدهم در فیسبوک باشم و به درس خواندن فکر کنم . . .تا اینکه در حال درس خواندن باشم و به فیسبوک فکر کنم
(یکی از فامیل های دور دکتر شریعتی)
فک و فامیله داره؟؟؟؟؟؟؟

با داییم نشستیم pes2011 بازی میکنیم بعد که با ۵ تا گل باخته برمیگرده میگه کره خر احترام بزرگ و کوچیک نمیتونی نگه داری… حداقل با اختلاف ۲ تا میبردی !!!
داییه ما داریم؟

دیروز به عمم زنگ زدم بیمارستان بستری بود میخواستم حالشو بپرسم.
تا گوشیو برداشته میگم سلام عمه جون
میگه اینجام ولم نمیکنی؟؟ ۲ روز اومدم استراحت کنما هی مزاحم شو.
میگم میخواستم حالتو بپرسم
میگه بزرگتر از تو نیست بخواد حال منو بپرسه؟
عمست ما داریم؟

فامیلمون خونمون بودن چند روز .
یه روز که بیرون بودم دخترش رفت تو اتاق من لباس عوض کنه چون خالی بود
من بی خبر از همه جا اومدم درو باز کردم اومدم تو ایشونو با لباس زیر دیدم
یهو شروع به داد زدن کرد .یه اببروریزی کرد که نگو .
و الان اصلا بام حرف نمی زنه. فک و فامیل داریم؟

مامانم داشت میرفت بیرون…بعد تند برگشته انگار چیزی یادش رفته باشه
درو باز کرده میگه من رفتم خودتو نکشی تا من برگردم…
مامانه داریم؟

شما هم روزمرگی های جالبتان را بنویسید
مطالب خنده دار جک جدید خنده بازار جکستان خنده
نظر ۹۰
تیر ۲۲, ۱۳۹۰ در ۶:۳۸ ب.ظ ·

تاریخچهی تقلب بر میگردد به روزی که حسن کچل برای اولین بار به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهیانهی کودکان فلک زده مکتب بود . لذا حسن کچل چشمان چپش را بر روی برگه پسر بقل دستش انداخت تا نکتی بس ارزشمند از ورقهی فوق الذکر، دشت کند. و این چنین بود که اولین تقلب تاریخ بشری رقم زده شد…
از جمله رایجترین تقلبات میتوان تقلب سر امتحان، تقلب در مخ زنی، تقلب در بازی (که از آن به جر زنی نیز تعبیر میشود) را نام برد.
حال انواع روش های تقلب در امتحانات :
روش های نوشتاری:
- نوشتن روی کف پا، پس کله، پشت گوش و…
- نوشتن روی میز، پشت نیمکت، زیر نیمکت، پشت مانتوی دختر جلویی و…
- نوشتن روی دستمال دماغی، پاکت نامه و…
- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازی آن در سوراخهای مختلفی از جمله دماغ، دهن، فک پایین، دریچهی آئورت و …
روش های با کلاسی:
- استفاده از ماشین حساب مهندسی
- استفاده از آیینه، موچین، لوازم آرایش، فیلم، عکس
روش های جوادی:
- خر نمودن یک فقره بچه خرخون
- خم کردن سر به روی ورقهی طرف به صورت تابلو.
- روش شیمیایی:بدین معنی که مراقب را با انواع و اقسام مواد شیمیایی از هستی ساقط کنید و بعد با خیال راحت دست به کار شوید
توجه:
اگر در این امر تبحر کافی ندارید اصلا سمت این کار نروید که عواقبی جز ضایع شدن، اخراج شدن و تابلو شدن ندارد
مطالب خنده دار جک جدید خنده بازار جکستان خنده
نظر ۲۰
تیر ۲۱, ۱۳۹۰ در ۲:۳۸ ب.ظ ·
پسر به دختر: میدونی برای هدیه تولدت چی خریدم؟
دختر: نه.
پسر: اون پژو ۲۰۶ قرمز رنگ که کنار خیابون پارک شده رو میبینی ؟؟؟
دختر: آررررره…
پسر: یه ماتیک درست به همون رنگ !!!

از بس خواهرم با حسرت میگفت خوش به حال دوستم سهمیه شهید داره… بابام گفت بابا کجا برای لبنان اسم مینویسن؟

تابلوی مغازه چراغعلی:
مکانیکی برادران مرادی به جز یحیی

چراغعلی داشت با خلوص نیت نماز می خواند یکی از بغلش رد شد گفت : عجب نمازی می خونه چقدر با خداست. چراغعلی هم وسط نماز گفت تازه روزه هم هستم!!

چراغعلی دوچرخه میخره میره ده… ، پسرش از دور داد میزنه: ننه…! بوآ داره میاد ولی یه چیزی لای ک *و* نش گیر کرده هرچی دست و پا میزنه در نمیاد..!

پلیسه به چراغعلی : مگه نمی دونی اینجا ماهیگیری ممنوعه؟
لر : ولی تابلو نزدین
پلیس: نزدیم که نزدیم ، زود باش از روی آکواریوم باغ وحش بیا پایین!

یک بابایی یه ماهی تو پاکت دستش بوده، رفیقش میبیندش، ازش میپرسه: جریان این ماهیه چیه؟ میگه: دارم برای شام میبرمش خونه. ماهیه میگه: مرسی من شام خوردم، منو ببر سینما!
جک جدید, جک جدید ۱۳۹۰, جک جدید ۲۰۱۱, جک جدید ۹۰, جک جدید جدید,
نظر ۹
تیر ۲۰, ۱۳۹۰ در ۲:۱۴ ب.ظ ·
بگو وقتی میری کله پزی چی میخوری تا فالت ببینُم

آب گوشت ساده: آدم خسیسی هستی… خب یه هزار تومن بیشتر بده با مغزشو بخور! 
آب گوشت با مغز: معلومه که آدم با سلیقه ای هستی… جون منم آب گوشت با مغز رو خیلی دوست دارم.
چشم: آدمی هستی منطقی، با دوستان خیلی زیاد… الکی گفتم بابا خب چشم دوست داری اینکه تفسیر نداره!
مغز: مغز خالی؟ بابا بی خیال… مطمئنی؟ خیلی چربه ها… واسه سلامتی خودت می گم. چی؟ به من ربطی نداره؟ اصلاً حالا که اینجوریه تفسیر نمی کنم.
پاچه: اینکه دیگه نیازی به گفتن من نداره… آدم پاچه خواری هستی!
زبون: آدم سحرخیزی هستی… چون زبون همیشه زود تموم میشه!
بناگوش: خوب بناگوش رو همه دوست دارن… انتظار تفسیر هم داری؟
گوشت صورت: آدم بلانسبت خنگی هستی… آخه عزیز من گوشت صورت همون بناگوشه!
سنگک خالی: یا دانشجوی خوابگاهی هستی، یا سرباز! چون انگار غذای درست حسابی گیرت نمیاد…! 
همه موارد فوق: آدم خیلی پولداری هستی… کوفتت شه!
هیچکدام: آدم خیلی علاف و بیکاری هستی که می ری طباخی فقط در و دیوار رو نگاه می کنی!

مطالب خنده دار جک خنده دار خنده بازار خنده دار ترین جک خنده دار جدید
نظر ۷
تیر ۲۰, ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۶ ق.ظ ·

ماه به خورشید میگه:این آدما عجب بیجنبهان. هر شب میفتن رو هم ما چیزی نمیگیم. ما سالی یه بار رو هم میفتیم همه با دوربین نگاهمون میکنن!!

از یه لامپ میپرسن : احوالت چطوره ؟
میگه : چه احوالی !!؟ کار به جاهای خوبش که میرسه منو خاموش میکنن !
فرستنده: عسل

ق.ز.و.ی.نیه داشته واسه رفیقش تعریف میکرده که: بالام جان دیشب رفته بودیم عروسی، جات خالی مختلط مختلط ، مرد و پسر قاطی!

صدای عشق… صدای قلب نیست، صدای گیتار نیست، صدای پیانو هم نیست، صدای عشق … صدای فنرهای تخته

جاسم داشت جنازه باباشو میشست هی میگفت وای بابام وای بابام همین که به پایین تنه رسید گفت وای ننه ام وای ننه ام وای ننه ام
جک بی ادبی جک بی تربیتی جک غیر بهداشتی جک زشت جک بی ادب
گرد آوری : جک و اس ام اس عصرونه
نظر ۲۲۹
تیر ۱۹, ۱۳۹۰ در ۹:۳۲ ق.ظ ·

اعتراف میکنم دوران راهنمایی روز معلم بود
همه تخم مرغ آورده بودن که توش پر گل بود منم از یه تخم مرغ خام آورده بودم که بزنم بخندیم! این اومد داخل همه سرو صدا کردن و شادی کردن تخم مرغارو میزدن به تخته منم این وسط تخم مرغو زدم به تخته ! ترکید رو تخته پاشید همه جا رو لباس معلمم ریخت ! سریع گفت کی بود ؟!!؟ هیچکی هیچی نگفت با این که میدونستن کار منه خلاصه از ته کلاس ۴ ۵ نفر شلوغو آورد بیرون مثل سگ زدشون ولی نگفتن کار من بود ! چون شاگرد زرنگیم بودم معلمه شک نمیکرد بهم !
وقتی از کلاس اومدیم بیرون تا دو کیلومتر به صورت چهار نعل فرار کردم آخرم سر کوچه گرفتن مث سگ زدنم

بچه بودم از خواب که بیدار میشودم چشمام که قی میکرد از مامانم میپرسیدم چرا چشمام صبح که از خواب پا میشم توش آشغاله؟ مامانم که خودش دلیلشو نمیدونست بهم میگفت پسرم چون روزا شیطونی میکنی شبا شیطون میاد پی پی میکنه تو چشات منم یک شب تا صبح بیدار موندم تا ببینم شیطون کی میاد برینه تو چشمام…. اسکل بودم :دی

اعتراف میکنم تموم سالهای بچگیم فکر میکردم مامان بابام منو تو حرم مشهد پیدا کردن چون اولین عکسی که از خودم دارم بغل مامانم جلو حرمه
اعتراف میکنم بچه که بودم می خواستم برم دستشویی تلویزیون رو خاموش میکردم تا کارتون تموم نشه و بعد میومدم گریه میکردم به مادرم میگفتم کاره تو بود روشن کردی کارتون تموم شد

چند روز پیش دختر خالم گوشیشو خونمون جا گذاشته بود … بهش اس ام اس(!) زدم گوشیتو جا گذاشتی!!!!!!!

اعتراف میکنم یه روز صبح جمعه بابام اومد بالا سرم منو بیدار کنه که برم نون بخرم منم خوابم سنگین بود ۲ بار صدام کرد بیدار نشدم بار سوم با پاش زد تو پشتم گفت سیا توله سگ پاشو برو نون بگیر منم فکر کردم داداشم هست گفتم *ونی خودت پاشو برو بگیر……. و من خیلی خجالت کشیدم

در اقدامی شجاعانه اعتراف می کنم که از درس تنظیم خانواده افتادم . اونم فقط به این خاطر که در جواب سوال احمقانه استادم که بهم گفت مگه این کلاس جای خوابه ؟ خیلی صمیمی و خرم گفتم : بیخیال استاد . کی تا حالا ۸ صبح خانوادش تنظیم شده !!!!!! کلاس رفت رو هوا استادم منو انداخت بیرون تا کم نیاورده باشه

اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده :دی

اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفی می بینم کی به حرفام گوش می ده … از اون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام: امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کدوم وسیله ها دست زد؟
بیشترم به دریچه کولر شک داشتم

اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!! ـ
تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!

اعتراف می کنم وقتی داداشم دو ماهش بود رفتم خندون تو آشپزخونه، مامانم گفت نارنگیتو خوردی؟ گفتم آره، تازه به آرشم دادم! ـ
بیچاره مامانم بدو بدو رفت نارنگی رو از حلقش کشید بیرون! :دی

اعتراف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون…بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت…. گفتم منم همینطور…. گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا.. حتماً.. از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش.. به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش
و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم….

عموم می خواست وام یکی از دوستاشو جور کنه زنگ زد به رییس بانک کلی صحبت کرد باهاش… حرفش که تموم شد اس ام اس داد به رفیقش که دهن رییس بانک رو گا***دم! اشتباهی سند کرد واسه رییس بانکه!!!

یه بار با بچه ها بودیم یکی از دوستام رو بعد مدت ها دیدم و کلی ریش گذاشته بود
با خنده بهش گفتم : علی این ** بازیا چیه ؟ :دی
گفت پدرم فوت کرده
خیلی بد شد
شما هم اعترافات جالبتان را برای خوانندگان بنویسید


جملات خنده دار, مطالب خنده دار, مطالب خنده دار جدید, مطلب خنده دار
گرد آوری : جک و اس ام اس عصرونه
نظر ۱۲۷
نوشته بعدی »