اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۹ ب.ظ ·

چراغعلی رفت بالای کوه گفت خدایا به مو زینه نیدی…پیل نیدی…هونه نیدی…کار نیدی… یهو از کوه پرت شد پایین داد زد خدایا خو نیدی که نیدی پ سی چه هل ادی؟

سگه داشت قندهاى چراغعلی رومیخورد.چراغعلی میگه چخه.سگه پارس میکنه.چراغعلی میترسه میگه بووم سی خوت ایگم دندونات خراب ایبون!

بچه چراغعلی: بوه نقاشیم خوه؟
بو:بوه چه کشیدی؟
بچه:یه گا داره علف اخوره!
بو: په کنه علف؟
بچه:گا خردس!
بو:په گا کجنه؟
بچه:علفه خرد و ره.!

چراغعلی میره سلمونی موهاشو کوتاه کنه تموم که میشه به سلمونی میگه : قینت درد نکنه! سلمونی میگه : سیچه قینم؟چراغعلی میگه چون خیلی قشنگ ریدی منس!
Ashkan dashtbozorg

چراغعلی رو فرستادن جهنم درب اولی شلوارشو درآورد،گفتند چرا لخت میشی؟
گفت:مر نیخان چو کنن من قینم؟

چراغعلی با نامزدش میره پیک نیک دختره با عشوه میگه بریم لای بوته ها. ..؟ چراغعلی میگه بریم موهم گیم ایا!

جاسم به چراغعلی میگه عمو چراغعلی نبینمت غمگین! چراغعلی میگه حالا که دیدی بیو گیمه بخور!

کره بز بیو بینوم تو کر کینی.
اوج صمیمیت و محبت چراغعلی هنگام برخورد با کودکان فامیل جهت شناسایی آنان
نظر ۸
فروردین ۲۸, ۱۳۹۱ در ۱۲:۰۲ ق.ظ ·

چراغعلی میره دزدی هیچی پیدا نمیکنه ، صاحب خونه رو از خواب بیدار میکنه میگه : مو داروم ایروم ،ولی ریدوم منه خوتو زندگیت

اس ام اس چراغعلی به نامزدش: شنیده بودم زیبا رویان وفا ندارن ،په بد پکو پوز تو چته!

یه آقایی چراغعلی رو نصیحت میکرد که نظافتو رعایت کنید.
مثلا گربه با وجودیکه حیوونه بعد از دسشویی خودشو با زبونش پاک میکنه!
چراغعلی میگه:خو اقا ما هم عقلمون ایرسه اما زبونمون به قینمون نیرسه!

هرگز کسی را مسخره نکنید , شاید او از شما مسخره تر باشد…(حدیثی از چراغعلی)

فرشته مرگ بر بالین جاسم آمد … گفت : مرگت فرا رسیده و آخرین آرزویت را بگو جاسم گفت : جماعت شهر چراغعلی را از روی زمین محو کن. فرشته گفت : گی خردی !

چراغعلی به دیوار تکیه میده میگه خدایا یا حاجتمو بده یا منو بکش .یدفعه دیوار میخواد بریزه میگه سه سی کشتن چه زرنگه!

چراغعلی با دو تا از دوستاش داشتن صحبت میکردند.
اولی میگه: پدر من آدم بسیار مهمیه.
بهش میگن، مگه پدرت چکار هست؟
میگه:رییس جمهور. هر قانونی بخواد گذشته بشه،با اجازه اونه.
دومی میگه: پدر تو کاری نیست، پدر من نمایند مجلسه…تا پدر من رای نده، عمران قانون پدر تو تصویب نمیشه.
چراغعلی میگه: بووهاتون جلو بوو مو هیچی نیدن!
اون دوتا میگن: مگه پدرتون چکار هست؟
چراغعلی میگه: مو بووم پاسبونه…..جلو خیابون اوایسه، پونصدی اگره،ایشاشه منه قانونی که بووتون نهادن.

چراغعلی تو جنگ کشته میشه, از مادرش میپرسن خاطره ای ازش داری؟
میگه :آره , خیلی شجاع بود , وقتی داشت می رفت جنگ بهش گفتم نرو. گفت : تو گوه نخور

چراغعلی رفت خواستگاری استکان چای رو که برداشت عروس گوزید چراغعلی بهش گفت : خوته سفت بگر! اخوم قند ور دارم

یه روز یه تهرانی می خواست چراغعلی رو سرکار بذاره میگه
عمو چراغعلی اون مورچه رو میبینی سر او کوه… میگه : کویه کی؟ هو که تیاس وازه یا هو که تیاسه بسته..

چراغعلی تو عروسیش گم میشه دنبالش میگردن میبینن رفته تو مینی بوس جا بگیره

جک چراغعلی
نظر ۱۱
فروردین ۲۰, ۱۳۹۱ در ۱:۳۵ ب.ظ ·

جاسم واسه رفیقش تعریف میکرد که …
حمیــــد !!
حمید : چیه؟
گفت: رفته بودم جنگل , چه طبیعت بکری !! ایقد جات خالی بوود ایقد جات خالی بود!!
واساده بودم مهو این طبیعت شده بودم ! اینقد قشنگ بود آواز پرندگان !
کاش مو این دوربینمو برده بودم با خودم برات فیلم برداری میکردم !
همینطور که مو مهو این طبیعت بودم یه گله گرگ به مو حمله کردن !!
حمید : خو چی شد؟!!!!!!
گفت : خو هیچی ما بدو گرگا بدو ! مو بدو گرگا بدو !! ب…عد ر…سیدیم به یه دشت !
دشت پر از گل شقایق ! ایقد قشنگ بود , تا چشم کار میکرد فقط گل سرخ ! اصلا یه فضای رمانتیکی شده بود !
حمید : پَ گرگا چی شدن ؟!
گفت : ها وولک گرگا دنبالم ! مو بدو گرگا بدو !! رسیدیم به یه کوه !
پسر از قدرت خدا آب از دل کوه در میومد میخورد زمین پووووودر می شد !!
نور خورشیدم افتاده بود داخلش یه رنگین کمون خشکلی درست شده بود جات خالی
کاش مو این دوربینمو با خودم برده بودم واست فیلم میگرفتم !
حمید : گرگا چی شدن وولک؟!!
گفت: هااا خو گرگا دنبالمون مو بدو گرگا بدو مو بدو گرگا بدوو ! رسیدیم به یه دریا !
پسر دریا نگو استخر ! یه موج داخل این دریا نبود ! ایقد قشنگ بووود !!
حمید :گرگااا چی شدن؟!
گفت : خو زهر مار !!! گرکا ول کردن تو ول نمیکنی!!!!!!

جک جاسم
نظر ۳
تیر ۳۰, ۱۳۹۰ در ۲:۳۵ ب.ظ ·

سلام بر تو
میدونم که صدامو شناختی پس خودمو معرفی نمیکنم
شایدم نشناختی، منم غضنفر
آااه ای عشق من، چند روز که دلم برات گرفته و گلبم مثل یه ساعت دیواری هر دقیقه شصت لیتر آب را تقسیم بر مجذور مربع میکنه، حالا بگو بقال محل ما چند سالشه؟
امروز یاد آن روزی افتادم که تو من را دیدی و یک دل نه صد دل من را عاشق خودت کردی. یادت میآید؟
ای بابا عجب گیجی هستی، یادت نمیآید؟
خیلی خنجی، خودم میگم. اون روز که من زیر درخت گیلاس سر کوچه، لبو کوفت میکردم با بربری. ناگهان پدرت تو را با جفتک از خانه بیرون انداخت و من مثل اسب به تو خندیدم، خیلی از دست من ناراحت شدی. ولی با عشق و علاگه به طرف من آمدی. خیلی محکم لگدی به شکم من زدی و رفتی. آن لگد را که زدی برق از چشمانم پرید و حسابی عاشقت شدم.
از آن به بعد هر روز من زیر درخت گیلاس میایستادم تا تورا ببینم، ولی هیچوقت ندیدم. اول فکر کردم که شاید خانه تان را عوض کردید ولی بعدا فهمیدم درخت گیلاس را اشتباه آمده بودم.
یک گاب عکس خالی روی میزم گذاشتم و داخل آن نوشتم “عشگم” هروقت آن را میبینم به تو فکر میکنم و تصویر تو را به ذهن میآورم. اینم بگم که من بدجوری گیرتیم هااااااااا ! مثلا همین دیروز داداشم داشت به گاب نگاه میکرد، دو تا زدم تو سرشو بهش گفتم مگه تو خودت ناموس نداری به دختر مردم نگاه میکنی؟
راستی این شمارهای که به من دادی خیلی به دردم خورد. هر روز زنگ میزنم و یک ساعت باهات درد دل میکنم و تو هم هی میگی “مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد” من که میدونم منظورت از این حرفا چیه!! منظورت اینه که تو هم به من عشگ میورزی، مجه نه!؟
یه چیزی بهت میگم ولی ناراحت نشی، گوساله! این چه وضع ابراز عشگه؟
ناراحت شدی؟ خاک بر سر بی جنبت!! آدم انقد بی جنبه؟
ولی میدونم یکی از این روزا سرتو میندازی پایین و عین بچهٔ آدم میای تو خونهٔ من، راستی خواستی بیای ده تا نون بربری هم سر راهت بجیر!
یه روزی میام خواستگاریت، میخوام خیلی گرم و صمیمی باباتو ببوسم و چندتا شوخی دستی هم باهاش میکنم که حسابی اول زندگی باهم رفیق بشیم، راستی کلهٔ بابت مثل نور افکن میمونه. بعد عروسی بهش بجو خیلی طرف خونهٔ ما پیداش نشه. من آدم کچل میبینم مزاجم بهم میریزه!
چند وقت پیش یه دسته گل برات از باغچه کندم که سر کوچتون دادمش به یه دختر دیگه، فچر بد نکن! دختر داشت نگاهم میکرد منم تو رودرواسی جیر کردم گل رو دادم بهش، اونم لبخند ملیحی از ته روده اش به من زد. درسته دختره از تو خیلی خوشگل تر بود ولی چیکار کنم که بیخ ریش خودمی.
راستی من عاشگ قورمه سبزی ام (البته بعد از تو) اگه برام خواستی درست کنی حواست باشه، بی نمک بشه، بسوزه ، بد طعم بشه همچی لگدی بهت میزنم که نفهمی از من خوردی یا از خر!
خلاصه اینکه بی قراری نکن، یه خط شعر هم برات گفتم. خوشت اومد اومد، نیومد به درک!
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم فکر نکن یاد تو بودم، داشتم اونجا ول میگشتم
قوربان تو گضنفر
* * *
خنده بازار نامه عاشقانه
نظر ۱۱
تیر ۲۶, ۱۳۹۰ در ۸:۵۹ ب.ظ ·

اگر داری زنی زشت و دغل باز
تو نیکی میکن و در دجله انداز
بکن خود را خلاص از دست آن زن
که ایزد در خیابانت دهد باز !

می دونی چرا با ازدواج دین آدم کامل میشه؟
چون تا قبل ازدواج فکر میکنه دنیا بهشته …!!؟
اما بعدش به جهنم اعتقاد پیدا میکنه!!!

سوال گزینه ای : اگر مادر زن به همراه زن شما در حال غرق شدن باشند و شما فقط یک حق انتخاب داشته باشید کدام کار را انجام میدهید؟
می رید سینما ؟ یا میرید رستوران !؟

زن به مرد :
عزیزم تو از چیه من بیشتر خوشت میآد ؟
از اخلاق خوبم یا از بدن خوش فرمم !؟
مرد : از هیچکدوم عزیزم ! من از اعتماد به نفست خوشم میاد !!!

می دونی چرا زنها بیشتر از مردها عمر می کنند؟ . . . . چون زن ندارن!

جک زناشویی ضد دختر آنتی پسر جک زن و شوهری اس ام اس زن و شوهری اس ام اس ضد زن
نظر ۲۸
تیر ۲۳, ۱۳۹۰ در ۵:۱۴ ب.ظ ·
مجموعه ای خنده دار از روزمرگی های بچه های فیس بوک ( صفحه فک و فامیله داریم)
مامانم میگه آب جوش میریزی بسم ا… بگو
میگم مگه جنها بیکارن بچشونو بیارن تو ظرفشوییه ما
میگه خب بچن دیگه شیطونن خودشون میان!!:))

خالم رفت دستشویی اومد دیدم صورتش خیسه و لباساش
گفتم مگه حموم بودی
گفت نه حواسم نبود شلنگ و گرفتم تو صورتم
خاله حواس جمعه ما داریم

به مامانم میگم فلانی زنشو طلاق داده چرا پسرشو خودش بزرگ نکرده میگه؟
میگه پسرشو داده بابابزرگش. آخه بابابزرگش اولاد نداره!!!

مامانم تو تراس بود، با داداشم حرفم شد مثل بچگیامون خودمو لوس کردم گفتم:مااامااان!!ببین رضا به من چی میگه!؟
اومده تو اتاق میگه ولش کن این رضا crazyee!!!
مامان باحاله من دارم؟

بچه خواهرم رو میخواستن ختنه کنن میترسید.
اومد به من گفت دایی دکتر چیکارم میکنه؟
گفتم اینجاتو میگیره از ته میبره.
گفت میشه مثل مال پریسا؟(دختر همسایشون)

جمعه دارم میرم کارواش بابام میگه جایی میری ؟
میگم آره میرم کارواش
میگه پس ماشین منم ببر یه آبی بهش بزن !!!
بگیرمش این یکی دستم یا بزارم تو کیفم ؟!
فک و فامیله داریم ؟

رفتیم عروسی این فامیل مذهبیمون افتادیم دنبال ماشین عروس یهو سر از از قبرستون در آوردیم میگیم چی شده میگن میخوان یادی از اموات کنن
فامیله داریم؟

پسر خاله ام مدارکشو داده واسه ترجمه که اقدام کنه واسه خارج،
بعد اومده خونه ما میگم چایى میخورى یا شربت؟؟؟
میگه قهوه اسپرسو اگه دارى بیار !!!!!!!
میگم هفته پیش که خاکشیرو با کاسه سر میکشیدى یادت نیست؟!!!
پسر خاله است ما داریم؟

پسر عموم کمربند مشکیه کاراته داره و مث آب خوردن ۷-۸نفرو راحت حریفه(با چشای خودم دیدم)ولی خاک بر سر نمیدونم چرا از تاریکی میترسه
یه شب اومده بود پیشمون شب دوتایی پا فیس بوک بودیم خونه تاریکه تاریک بود خواهرم عروسکشو(یه عروسک خیلی بزرگ داره شکل گوسفندی که با رفقاش تو مزرعه آتیش به پا میکنن ) گرفته بود جلوش آهسته میومد سمت ما دوتا
تا نوک دماغ عروسک خورد به پسر عموم برگشت عروسکو دید پرید تو بغلمو فریاد کشید:گووووووسفنددد زززززنده

پشت کامپیوتر نشستم خواهرمو صدا میکنم.مامانم میگه: رفته بالا ، هرچی هست به من نشون بده!! مامانه ما داریم؟

ننه بزرگمون یه نذری کرده بود حالا امام حسین حاجتشو نداده! اینم گذاشته با امام حسین قهر کرده، حالا تمام فامیل متحد شدن اینا رو آشتی بدن!!!
فک و فامیله داریم

تو اتاقم نشته بودم داشتم اهنگ گوش میدادم
بقض کردم زدم زیر گریه
مادرم یه دفعه اومد تو اتاقم بجای اینکه دل داریم بده میگه: چه مرگته!!!!
مامانه ما داریم؟

مادر بزرگه بنده دو سال پیش و در سنه هفتاد سالگی به علت بیماری و احتیاج شدید به خدا پیغمبر توبه فرمودن و تصمیم گرفتن اسمشونو از پوران به فاطمه تغییر بدن و اصرار هم داشت که ما مامان فاطمه صداش بزنیم.
حالا چند وقتیه حالش خوب شده میگه به یاد پدرم منو همون پوران صدا بزنین.
مامان بزرگه جون عزیز نون به نرخه روز خوره ما داریم؟

ترجیح میدهم در فیسبوک باشم و به درس خواندن فکر کنم . . .تا اینکه در حال درس خواندن باشم و به فیسبوک فکر کنم
(یکی از فامیل های دور دکتر شریعتی)
فک و فامیله داره؟؟؟؟؟؟؟

با داییم نشستیم pes2011 بازی میکنیم بعد که با ۵ تا گل باخته برمیگرده میگه کره خر احترام بزرگ و کوچیک نمیتونی نگه داری… حداقل با اختلاف ۲ تا میبردی !!!
داییه ما داریم؟

دیروز به عمم زنگ زدم بیمارستان بستری بود میخواستم حالشو بپرسم.
تا گوشیو برداشته میگم سلام عمه جون
میگه اینجام ولم نمیکنی؟؟ ۲ روز اومدم استراحت کنما هی مزاحم شو.
میگم میخواستم حالتو بپرسم
میگه بزرگتر از تو نیست بخواد حال منو بپرسه؟
عمست ما داریم؟

فامیلمون خونمون بودن چند روز .
یه روز که بیرون بودم دخترش رفت تو اتاق من لباس عوض کنه چون خالی بود
من بی خبر از همه جا اومدم درو باز کردم اومدم تو ایشونو با لباس زیر دیدم
یهو شروع به داد زدن کرد .یه اببروریزی کرد که نگو .
و الان اصلا بام حرف نمی زنه. فک و فامیل داریم؟

مامانم داشت میرفت بیرون…بعد تند برگشته انگار چیزی یادش رفته باشه
درو باز کرده میگه من رفتم خودتو نکشی تا من برگردم…
مامانه داریم؟

شما هم روزمرگی های جالبتان را بنویسید
مطالب خنده دار جک جدید خنده بازار جکستان خنده
نظر ۹۰
تیر ۲۱, ۱۳۹۰ در ۲:۳۸ ب.ظ ·
پسر به دختر: میدونی برای هدیه تولدت چی خریدم؟
دختر: نه.
پسر: اون پژو ۲۰۶ قرمز رنگ که کنار خیابون پارک شده رو میبینی ؟؟؟
دختر: آررررره…
پسر: یه ماتیک درست به همون رنگ !!!

از بس خواهرم با حسرت میگفت خوش به حال دوستم سهمیه شهید داره… بابام گفت بابا کجا برای لبنان اسم مینویسن؟

تابلوی مغازه چراغعلی:
مکانیکی برادران مرادی به جز یحیی

چراغعلی داشت با خلوص نیت نماز می خواند یکی از بغلش رد شد گفت : عجب نمازی می خونه چقدر با خداست. چراغعلی هم وسط نماز گفت تازه روزه هم هستم!!

چراغعلی دوچرخه میخره میره ده… ، پسرش از دور داد میزنه: ننه…! بوآ داره میاد ولی یه چیزی لای ک *و* نش گیر کرده هرچی دست و پا میزنه در نمیاد..!

پلیسه به چراغعلی : مگه نمی دونی اینجا ماهیگیری ممنوعه؟
لر : ولی تابلو نزدین
پلیس: نزدیم که نزدیم ، زود باش از روی آکواریوم باغ وحش بیا پایین!

یک بابایی یه ماهی تو پاکت دستش بوده، رفیقش میبیندش، ازش میپرسه: جریان این ماهیه چیه؟ میگه: دارم برای شام میبرمش خونه. ماهیه میگه: مرسی من شام خوردم، منو ببر سینما!
جک جدید, جک جدید ۱۳۹۰, جک جدید ۲۰۱۱, جک جدید ۹۰, جک جدید جدید,
نظر ۹
تیر ۲۰, ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۶ ق.ظ ·

ماه به خورشید میگه:این آدما عجب بیجنبهان. هر شب میفتن رو هم ما چیزی نمیگیم. ما سالی یه بار رو هم میفتیم همه با دوربین نگاهمون میکنن!!

از یه لامپ میپرسن : احوالت چطوره ؟
میگه : چه احوالی !!؟ کار به جاهای خوبش که میرسه منو خاموش میکنن !
فرستنده: عسل

ق.ز.و.ی.نیه داشته واسه رفیقش تعریف میکرده که: بالام جان دیشب رفته بودیم عروسی، جات خالی مختلط مختلط ، مرد و پسر قاطی!

صدای عشق… صدای قلب نیست، صدای گیتار نیست، صدای پیانو هم نیست، صدای عشق … صدای فنرهای تخته

جاسم داشت جنازه باباشو میشست هی میگفت وای بابام وای بابام همین که به پایین تنه رسید گفت وای ننه ام وای ننه ام وای ننه ام
جک بی ادبی جک بی تربیتی جک غیر بهداشتی جک زشت جک بی ادب
گرد آوری : جک و اس ام اس عصرونه
نظر ۲۲۹
تیر ۱۹, ۱۳۹۰ در ۹:۳۲ ق.ظ ·

اعتراف میکنم دوران راهنمایی روز معلم بود
همه تخم مرغ آورده بودن که توش پر گل بود منم از یه تخم مرغ خام آورده بودم که بزنم بخندیم! این اومد داخل همه سرو صدا کردن و شادی کردن تخم مرغارو میزدن به تخته منم این وسط تخم مرغو زدم به تخته ! ترکید رو تخته پاشید همه جا رو لباس معلمم ریخت ! سریع گفت کی بود ؟!!؟ هیچکی هیچی نگفت با این که میدونستن کار منه خلاصه از ته کلاس ۴ ۵ نفر شلوغو آورد بیرون مثل سگ زدشون ولی نگفتن کار من بود ! چون شاگرد زرنگیم بودم معلمه شک نمیکرد بهم !
وقتی از کلاس اومدیم بیرون تا دو کیلومتر به صورت چهار نعل فرار کردم آخرم سر کوچه گرفتن مث سگ زدنم

بچه بودم از خواب که بیدار میشودم چشمام که قی میکرد از مامانم میپرسیدم چرا چشمام صبح که از خواب پا میشم توش آشغاله؟ مامانم که خودش دلیلشو نمیدونست بهم میگفت پسرم چون روزا شیطونی میکنی شبا شیطون میاد پی پی میکنه تو چشات منم یک شب تا صبح بیدار موندم تا ببینم شیطون کی میاد برینه تو چشمام…. اسکل بودم :دی

اعتراف میکنم تموم سالهای بچگیم فکر میکردم مامان بابام منو تو حرم مشهد پیدا کردن چون اولین عکسی که از خودم دارم بغل مامانم جلو حرمه
اعتراف میکنم بچه که بودم می خواستم برم دستشویی تلویزیون رو خاموش میکردم تا کارتون تموم نشه و بعد میومدم گریه میکردم به مادرم میگفتم کاره تو بود روشن کردی کارتون تموم شد

چند روز پیش دختر خالم گوشیشو خونمون جا گذاشته بود … بهش اس ام اس(!) زدم گوشیتو جا گذاشتی!!!!!!!

اعتراف میکنم یه روز صبح جمعه بابام اومد بالا سرم منو بیدار کنه که برم نون بخرم منم خوابم سنگین بود ۲ بار صدام کرد بیدار نشدم بار سوم با پاش زد تو پشتم گفت سیا توله سگ پاشو برو نون بگیر منم فکر کردم داداشم هست گفتم *ونی خودت پاشو برو بگیر……. و من خیلی خجالت کشیدم

در اقدامی شجاعانه اعتراف می کنم که از درس تنظیم خانواده افتادم . اونم فقط به این خاطر که در جواب سوال احمقانه استادم که بهم گفت مگه این کلاس جای خوابه ؟ خیلی صمیمی و خرم گفتم : بیخیال استاد . کی تا حالا ۸ صبح خانوادش تنظیم شده !!!!!! کلاس رفت رو هوا استادم منو انداخت بیرون تا کم نیاورده باشه

اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده :دی

اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفی می بینم کی به حرفام گوش می ده … از اون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام: امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کدوم وسیله ها دست زد؟
بیشترم به دریچه کولر شک داشتم

اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!! ـ
تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!

اعتراف می کنم وقتی داداشم دو ماهش بود رفتم خندون تو آشپزخونه، مامانم گفت نارنگیتو خوردی؟ گفتم آره، تازه به آرشم دادم! ـ
بیچاره مامانم بدو بدو رفت نارنگی رو از حلقش کشید بیرون! :دی

اعتراف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون…بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت…. گفتم منم همینطور…. گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا.. حتماً.. از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش.. به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش
و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم….

عموم می خواست وام یکی از دوستاشو جور کنه زنگ زد به رییس بانک کلی صحبت کرد باهاش… حرفش که تموم شد اس ام اس داد به رفیقش که دهن رییس بانک رو گا***دم! اشتباهی سند کرد واسه رییس بانکه!!!

یه بار با بچه ها بودیم یکی از دوستام رو بعد مدت ها دیدم و کلی ریش گذاشته بود
با خنده بهش گفتم : علی این ** بازیا چیه ؟ :دی
گفت پدرم فوت کرده
خیلی بد شد
شما هم اعترافات جالبتان را برای خوانندگان بنویسید


جملات خنده دار, مطالب خنده دار, مطالب خنده دار جدید, مطلب خنده دار
گرد آوری : جک و اس ام اس عصرونه
نظر ۱۲۷
نوشته بعدی »