خرداد ۳۱, ۱۳۹۰ در ۱:۰۴ ب.ظ ·

دیونه
وحشی
سنگدل
ترسو
تیمارستانی
دورو
ابله
روانی
معتاد
حالا کلمه اول هر حرف رو کنار هم بزاری چی میشه؟

هیچ کس تنها نیست…
.
.
.
ارواح عمه ات

نگاه عاشقانه ات ؛ وقتی که قهر می کنی .
.
.
.
مثل پیدا کردن دو هراز تومانی توی جیب پُشت شلوار لی قدیمی !

از مکافات عمل غافل مباش !
قبل خوابیدن برو کامل بشاش !

غضنفر میره زن بگیره بهش میگن مهریه ۱۰۰۰ تا سکه..
میگه:زیاده!!! یکی دیدم ۱۴ سکه …تازه حامله هم هست

خیلی پستی
.
.
.
.
و بلندی باید رفت تا به گلی چون تو رسید…!

اس ام اس خنده دار
گر به تو افتدم نظر، چهره به چهره، رو به رو… پا به فرار مینهم، کوچه به کوچه، کو به کو

الا ای آنکه اس ام اس نمیدی
پیامک ها رو هم پاسخ نمیدی
الهی شوهر ایدزی بگیری
(الهی یک زن ایدزی بگیری)
بفهمی که داری از ایدز میمیری
الهی کوربشی چشمات نبینه
بمیری، گم بشی، حقت همینه
اس ام اس خنده دار جدید
نظر ۹۱
خرداد ۳۰, ۱۳۹۰ در ۶:۱۵ ب.ظ ·

من گریزانم از این خسته ترین شکل حیات
و از این غربت تلخ
که به اجبار به پایم بستند
می گریزم از شب
می گریزم از عشق
و تو ای پاک ترین خاطره ها
همه جا در پی تو می گردم…

پیامبر شب های دلتنگی ام باش که من بی اعجاز، تو را مومنم !
* * * * *
هبوط اولین برگ
آغاز فراق است
بیچاره درخت
که پای رفتن ندارد !

اس ام اس زیبا و عاشقانه
یک نفر همره باد …
آن یکی همسفر شعر و شمیم…
یک نفر خسته از این دغدغه ها ،
آن یکی منتظر بوی نسیم…

قبول که ما ، دو خط موازی
هیچگاه به همدیگر نمی رسیم
فقط
کمی فاصله را کمتر کن

اس ام اس عاشقانه
به یادت آرزو کردم که چشمانت اگر تر شد
به شوق آرزو باشد نه تکرار غم دیروز..

جملات زیبا
میشنوی؟
بعد از اینکه تو دلم را صدا زدی
لحظه به لحظه دارد پاسخت را میدهد

دلم گم کرده راهش را
و چشمانم نگاهش را
شبیه آسمانی که
شبی گم کرده ماهش را
اس ام اس زیبا جملات عاشقانه
گرد آوری سایت جک و اس ام اس عصرونه
نظر ۴
بهمن ۱۵, ۱۳۸۹ در ۱:۳۳ ب.ظ ·

دانشمندان ایرانى دو گام دیگر تا تسخیر فضا فاصله دارند:
۱- یافتن فضا
۲- تسخیر آن
*** www.asroneh.com ***
چراغعلی میخواسته آتش نشان بشه توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره و اون اطراف آب نباشه چه کار میکنی؟ میگه: هیچی تیمّم می کنیم !

غضنفر زنگ میزنه به مخابرات میگه: آقا ببخشید سیم تلفن ما خیلی بلنده، اگه میشه لطف کنید از اون طرف یه کم بکشیدش !
*** www.asroneh.com ***
به غضنفر میگن این شعر از کیه : سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگزمیگه نمیدونم یه راهنمائی بکنید…. میگن اسم شاعر تو خود شعره میگه : اهان فهمیدم .. جواد نکونام
*** www.asroneh.com ***
معلم: بگو ببینم… اگه توی خیابون یه نفر یه حیوانی رو گرفته و می زنه، و من برم جلو و از این کارش ممانعت کنم، به این کار چی می گن؟ شاگرد: آقا اجازه، حس برادری
*** www.asroneh.com ***
دقت کردهاید آدمهای تپل چقدر جذاب و تو دل برو اند؟
علتش واضح است.
طبق F = (G*m1*m2)/r^2،
جاذبه با جرم نسبت مستقیم دارد!
*** www.asroneh.com ***
سوالات آیین نامه رانندگی

۱٫ در پشت سر یه دوچرخه سوار در حال رانندگی هستید ،قصد گردش به راست دارید ، چکار میکنید ؟
الف ـ سرمون رو از شیشه میاریم بیرون میگیم هوووو یــره مگه کوری برو اونور دیگه .
ب ـ به موازات دوچرخه سوار حرکت میکنیم و یه هو میپیچیم جلوش تا حالش گرفته شه.
ج ـ پشت سرش یه بوق خفن میزنیم تا هُل شه و بخوره زمین و بعد از روش رد میشید طوری که مخش بپاشه بیرون
د ـ با ماشین میکوبیم بهش تا بیفته زمین و بعد از رو مخش رد میشیم .
*** www.asroneh.com ***
2 . از یه خیابان فرعی میخواهید وارد خیابان اصلی شوید. چرا باید بیش از همه مواظب موتور سیکلت سوارها باشید ؟
الف ـ چون همینجوری سرشون رو میندازن پایین میان تو تقاطع .
ب ـ چون سهمیه بنزینشون کمتره و گناه دارن .
ج ـ چون خیلی کوچیک هستند و ما ریز میبینیمشون .
د ـ ممکنه موتور پلیس باشه ، بعد آب بیار و حوض خالی کن.

نظر ۱,۴۴۳
مرداد ۲۳, ۱۳۸۹ در ۹:۴۳ ق.ظ ·
فرا رسیدن ماه زولبیا و بامیه .
بیخوابی شبانه . گرسنگی روزانه. روز شماری ماهانه .
پرخوری سحرانه . افطاری شاهانه . و توقع آمرزش سالانه
مبارک
**** www.asroneh.com ****
عید فطر مبارک ( رصدخانه ی غضنفر)
**** www.asroneh.com ****
ماه رمضان بر تو ای دوست گلم که دم افطاری تخته گاز داری میری خونه مبارک باد..
جمعیت مبارزه با سوء تغذیه شدید
**** www.asroneh.com ****
به غضنفر می گن نظر شما راجع به ماه رمضان چیه ؟ می گه والا خیلی خوبه فقط یه ذره زولبیا بامیه اش رو زیاد کنن بهتر می شه
نظر ۴۹۵
مرداد ۲۳, ۱۳۸۹ در ۹:۱۸ ق.ظ ·
ماه رمضان است صفا آمده است
بر خانه دل نو رو ضیا آمده است
از سفره ما بوی بهشت می اید
این سفره ز درگاه خدا آمده است
* * * * WwW.asroneh.com * * * *
رسید آن ماه مهمانی یزدان
زدل دستی بریم تا کوی جانان
بگیریم هر سحر جام از سبویش
بخوانیم صد غزل اخلاص و عرفان
* * * * WwW.asroneh.com * * * *
مسجد، سر ظهر خشکسالی دارد
دینم بی تو جای خالی دارد
من مانده ام و سوال سختی اینطور :
ماه رمضان با تو چه حالی دارد ؟
به امید ظهور امام زمان
* * * * WwW.asroneh.com * * * *
رمضان شهر عشق و عرفان است
رمضان بحر فیض و احسان است
رمــضــــان، مــاه عــتــرت و قــرآن
گــــاه تــــجدید عهد و پیمان است
ماه مهمانی خدا مبارک
* * * * WwW.asroneh.com * * * *
نظر ۱۳۵
مرداد ۶, ۱۳۸۹ در ۴:۳۸ ب.ظ ·
به غضنفر میگن عجب مملکت خر تو خری داریم میگه آره بابا من ۳ بار رفتم سربازی هیچکی نفهمید!
***
طرف میره نونوایی ، یه ۵ ریالی میده به نانوا ،
نانوا میگه : ۵ ریالی که نون نمیشه ! طرف میگه :
صداشو در نیار من ماکسی میلیانوس هستم !

غضنفر آهنگ خالی گوش می کرده میزنه زیر گریه میگن چرا گریه می کنی؟ با بغض میگه آخه خوانندش لاله!
***
میخه میفته تو آب زنگ می زنه در میره!
***
شعر غغنفر برا دوست دخترش :
صبح که در پنجرتون وا میشه
ظهر که در پنجرتون وا میشه
شب که در پنجرتون وا میشه
وای که چقدر پنجرتون وا میشه
***
به غضنفر می گن : شما آشغالاتون رو تو چی می ریزید ؟
می گه : لای نون
می گن : لای نون ؟
می گه : نمی دونم ، لای نون یا نای لون
***
غضنفر از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. غضنفر می گه: آهان فهمیدم، شلنگه

دکتر از غضنفر میپرسه: این همه قاشق تو شکم تو چیکار میکنه؟!! میگه: خودتون گفتین روزی یه قاشق بخور
***
از غضنفر می پرسن نخست وزیر به انگلیسی چی می شه؟
می گه :First And Under !!!
****
به غضنفر میگن: چند تا حیوون نام ببر که پرواز کنه. میگه: کبوتر، کلاغ، خر! بهش میگن: بابا خر که پرواز نمیکنه! میگه: بابا خره دیگه، یهو دیدی پرواز کرد!
****
غضنفر تو اتوبوس یه دختره خوشگل رو میبینه، پیاده که میشه شماره اتوبوس رو بر میداره!
***
به چراغعلی میگن تو چرا ریش نداری؟ میگه من به مامانم رفتم!
***
صرف فعل نشستن به گویش چراغعلی: مو بنشینم، تونم بنشینی، اونم بنشینه، ما که بنشینم، شمام که بنشینید، دیه جا نی اونا بنشینن!
****
یه روز سه تا دیوونه رو می اندازن تو یه اتاق دو تاشون مى رقصن، یکیشون هم میگه: سبز – آبى – قرمز ازش می پرسن چرا این جورى می گى؟ میگه من رقص نورم!!!

تو اتاق عمل بیمارستان مغز یک میوه فروش رو با یک روضه خوان عوض میکنن . بعد از بهبودی رفتن دیدند میوه فروشه میگه اگه خدا بخواد سیب کیلو ۳۰۰ تومان و . . . رفتند مسجد دیدند روضه خونه تند تند دستاشو به هم می زنه و میگه بدو بدو که امام حسینو کشتند . . .
****
مادر پسره براش میره خواستگاری، پدر دختره میپرسه خوب پسرتون چه کاره هست؟
مادره میگه: پسرم دیپلماته پدر دختره میگه: اوه چه عالی! یعنی چی؟ مادره میگه: یعنی از وقتی پسرم دیپلمش گرفته همینطوری ماته
***
یارو لنگ بوده با کشتی میره سفر… وقتی برمیگرده رفیقش میگه خب سفر خوش گذشت؟؟ میگه نه بابا همش استرس داشتم هی می گفتن لنگرو بندازین تو آب
***
از بچه یه آخونده میپرسن بابات چیکارست روش نمیشده بگه آخونده میگه کمربند مشکی قرآن داره
****
رئیس: خجالت نمیکشی تو اداره داری جدول حل میکنی؟ کارمند: چکار کنیم قربان، این سروصدای ماشینها که نمیذاره آدم بخوابه!

به پدر حسین فهمیده میگن نظرت درباره پسرت چیه؟ میگه برو بابا هنوز دارم قسط تانک رو میدم!
***
دو تا سوسک پولدار ازدواج می کنند. ماه عسل میرن توالت فرنگی!

مبانی کامپیوتر: آن بخش از یک سیستم را که میتوان با چکش خرد کرد، سختافزار و آن قسمت را که فقط میتوان به آن فحش داد، نرمافزار میگویند!
نظر ۲۸۰
مرداد ۶, ۱۳۸۹ در ۳:۲۵ ب.ظ ·
چشم ها رو شستم… جور دیگر دیدم… باز هم سود نداشت…
تو همان کره الاغی بودی، که هنوزم هستی!

گوشه ای از نامه عاشقانه غضنفر به زنش : بدون توی دنیا یه قلب هست که فقط برای تو میتپه اونم قلب خودت .

وقتی زنت خونه نیست چه کار میکنی؟ استراحت. وقتی هست چی؟ استقامت .
***
به غضنفر میگن پسرت رکورد شکونده میگه گه خورده من که پولش رو نمیدم
***
یه ضرب المثل با حال دریایی میگه: رسیدی خونه بزن تو گوش زنت!!! تو نمیدونی واسه چی زدی…اما اون میدونه چرا خورده
***
غضنفر عینکش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشش، سرش گیج میره میخوره زمین!

یه چوب کبریته سرش رو می خوارونه آتیش می گیره .
***
قاضی: شکایت شما از این اقا اینه که به شما گفته: احمق ، بیشعور ، نفهم…
شاکی: بله.عین حقیقته.
قاضی:پس اگه عین حقیقته چرا شکایت کردی؟

مردی از اینکه زنش به گربه خانه بیشتر از او توجه میکرد ناراحت بود، یک روز گربه را برد و چندتا خیابان آنطرف تر ول کرد
ولی تا رسید به خانه، دید گربه زود تر از اون برگشته خونه، این کار چندین دفعه تکرار شد و مرد حسابی کلافه شده بود. بالاخره یک روز گربه را با ماشین گرداند، از چندین پل و رودخانه پارک و غیره گذشت و بالاخره گربه را در منطقه ای پرت و دورافتاده ول کرد. آن شب مرد به خانه بر نگشت آخرشب زنگ زد و به زنش گفت: اون گربه کره خر خونه هست؟
زنش گفت: آره
مرد گفت: گوشی رو بده بهش، من گم شدم!!

به غضنفر میگن چرا میری سربازی؟ میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش

غضنفر داشت دنبال جای پارک می گشته اما پیدا نمی کرد! در همون حال گشتن به خدا میگه: خدایا اگه یه جای پارک برام پیدا کنیا من نماز می خونم، روزه می گیرم که یه دفعه یه جای پارک می بینه و به خدا می گه! خدا جون نمی خوادخودم پیدا کردم .
نظر ۷۷۷
تیر ۲۸, ۱۳۸۹ در ۴:۰۲ ب.ظ ·

تو صحرای قلبم تو تنها شتری !

پسر ها هیچ وقت دونبال دو چیز نمی دوند . اتوبوس و دختر چون ۱۰ دقیقه بعد یکی دیگه میاد !

به جاسم میگن: در رو ببند هوای بیرون سرده. میگه: مثلا اگر من در رو ببندم هوای بیرون گرم میشه؟


یه بغل گل رز با یه دنیا احساس با یه سبد ستاره . می دم بهت ببر سر چها راه بفروش سودش نصف نصف !

تو تک درخت زندگی من هستی که الاغم را به آن می بندم

یواش برو پایین یه چیزی بهت بگم
.
.
.
.
.
تند اومدی نمیگم!!!!!!!!!!!!!!

رفتم دم گل فروشی هر چی گشتم قشنگ ترین گلم رو ندیدم . آخه گوسفند ! چرا اون گل رو خوردی ؟

یه توپ دارم قلقلیه ……. موهای سرم فرفریه ….. مسیج جدید نداشتم سرت کلاه گذاشتم

از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من از شیشه پاک کن استفاده می کنم

از غضنفر میپرسن: از چه فصلی خوشت میاد میگه: از فصل جفت گیری

یک روز دو تا خالیبند واسه هم خالی می بستند. اولی میگه: ما یه کوه کنار خونه مون داریم که هر وقت می گیم جاسم، دو سه بار میگه جاسم…. جاسم…. جاسم…. دومی میگه: این که چیزی نیست، ما یه کوه داریم کنار خونه مون که هر وقت می گیم جاسم، میگه: کدوم جاسم

دختره میره تو کتاب فروشی میگه آقا ببخشید کتاب برتری زن بر مرد دارین؟ مرده نگاش میکنه میگه خانم شرمنده ما اینجا رمان تخییلی نمیفروشیم

اس ام اس عاشقانه یه خسیس: اگه گنجیشک پریدن یادش برد . اگه شیرین فرهاد یادش برد . اگه ماهی دریا یادش برد . من پولی این یه اس ام اسی که به شما دادما یادم نیمیرد !!!!

یارو تو مشهد بچش گم میشه نذر می کنه و میگه: یا امام رضا دستم به دامنت، بچم پیدا بشه، دیگه غلط کنم بیام مشهد

امروز سالگرد تولد پت و مته ! تو هم مثل من این روز رو به خنگ ترین کسی که میشناسی تبریک بگو!!! جنبه داشته باش واسه خودم نفرست

برداشتن قدمهای بزرگ در زندگی باعث پاره شدن خشتک انسان میشود


دو تا غضنفر داشتن تو یه ماشین بمب کار میذاشتن یکیشون به اون یکی میگه: اگه این بمب الان منفجر شه چی کار کنیم؟ اون یکی میگه نگران نباش من یکی دیگه دارم
نظر ۱۶۳
تیر ۲۷, ۱۳۸۹ در ۸:۱۹ ب.ظ ·
دستمال خیس آرزوهایم را فشردم همین ۴ قطره چکید
زنده
باد
رفیق
با معرفت !

غضنفر تو سینما دست میکنه تو دماغش
میده به بغل دستیش میگه دست به دست کن بمالن به دیوار !
(بیشعور هم خودتی !)
****
دانشمندان دارن تحقیق میکنن که یک انسان تا چند وقت میتونه بدون مغز زندگی کنه
یه لطفی بکن سن خودتو بهشون بگو !!!
****
یک روز انگشت با دماغ دعوا می کنند دماغه به انگشته میگه
اگه از این به بعد بهت جنس دادم !

گفتی تو دلم اول و آخر خودتی ، از هرچه که دارم ، بهترینش خودتی
خندیدم و زیر لب مکرر گفتم ، شاهزاده قصه های من ، خر خودتی !!!
****
من عاشق نان داغم ای دوست
پروانه دشت و باغم ای دوست
گویند زن چراغ خانه است
من کشته چلچراغم ای دوست!
****
می گن وقتی یه خوشگل به آسمون نگاه می کنه،
ستاره ها براش چشمک می زنن و لذت می برن!
یه وقت تو به آسمون نگاه نکنی گند بزنی به حالشون !
****
با همه ی وجودم سرم رو روی شونه های مهربونت
میزارم و یواشکی دماغمو با لباست پاک می کنم !

سن خودتو ضرب در ۷۷۷ بکن بعد دوباره در عدد
۱۳ ضرب کنید عدد جالبی بدست می آید !
****
از وزارت کشاورزی مزاحمتون میشم !
شما به عنوان بهترین چغندر سال انتخاب شدید !!!
****
ببخشید این موقع شب بیدارت کردم میخواستم
ببینم هنوزم داری خواب پنبه دانه میبینی!!؟

زن .یه به شوهرش میگه: شوهر همسایه هر روز صبح که میخواد بره سر کار زنش رو
میبوسه! تو چرا این کار رو نمی کنی؟
شوهر میگه: آخه من که زنه رو خوب نمی شناسم !!
****
زبونی که نگه دوست دارم به درد بستنی لیسیدن میخوره !
پس
د
و
س
ت
د
ا
ر
ولش کن ! بستنیش خوشمزه تره !!!
****
وقتی پیر میشی ، ممکنه موهاتو از دست بدی یا امکان داره
دندون هات خراب بشه و از دست بره ، ولی زیبائیت رو از دست نمیدی
چون آدم چیزی رو که نداره ، هیچوقت از دست نمیده !!!

مگسه داشته گه میخورده ! یک دفعه بالا میاره !
میگن چی شد !؟ میگه : توش مو بود !!!
****
میدونی سلول های مغزت چقدره !؟
۱کی؟
۲تا ؟
۱۰۰تا ؟
شایدم هزار ، شاید هم به میلیون برسه شاید هم به ملیارد
شاید هم اصلا سلول نداشته باشی ! چون نمیدونی من الان سر کارت گذاشتم !!!
****
مامانه داشته واسه بچه اش لالائی میخونده
بعد از ۱۵ دقیقه بچه میگه :
خوب دیگه مامان خفه شو میخوام بخوابم !!!

تو مراسم ختم غضنفر اعلام میکنن :
مرحوم وصیت کرده مشکی نپوشید
فامیلاش میگن مرحوم غلط کرده ! ما به احترامش میپوشیم !!!
****
گناه من نیست که بعد از تو ، او آمد. تقسیر قوانین دستوری است !!!
****
اگه کسی بهت گفت خوشگل, اول یه لبخند ملایم بزن بعد
با مشت بزن تو چشمش تا دیگه مسخرت نکنه !!!
****
به غضنفر میگن اذون بگو :
میگه : چی بگم والا ! همه چیز از یه نگاه شروع شد !!!

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد. پرسیدم: «چرا می خندی؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد» پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟» گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام» با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.» پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟» پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز !!!
نظر ۱۷۵
تیر ۲۶, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۷ ب.ظ ·
در آن بیکران ها، در آن آسمان ها، توئی آرزویم، نشان از تو جویم، تو ای بی نشان غمگسار منی، قرار دل بی قرار منی، به رغم خزان نوبهار منی، نگارنده دل نگار منی

نازنین من کجایی . . .
تمام دیشبم به گریه گذشت
نفسم میگیرد در هوایی که نفس های تو نیست !
***
میان تو و من فاصله ایست به پهنای یک عمر شاید؛ زیاد که نیست ؟
چه رنجی میکشم من … چه تحملی میکنی تو !!!
آغوشمان باز خواهد بود برای رسیدن خسته که نمیشوی ؟
چه اگر برسم … چه اگر نرسی
چه اگر نیایم …چه اگر نیایی
چه اگر نباشم … چه اگر نباشی.
بگو که روزی به هم میرسیم . بگو که هستی . همین
***
آه حرفش را هم نزن. . . برگرد . . .
خیال نبودنت هوای دقایقم را بارانی کرده
ای که شانه هایت تکیه گاه بی کسی هایم
نازنینم برگرد . .
***
شقایق گریه کن دلتنگ یارم – دگر از دوری اش طاقت ندارم
***
ایستاده ام در بینهایت شب
با بی نهایت غم
کسی سراغ کوچه انتظار را از من می گیرد
و من بن بست اندوه را در چشمانش می بینم
به جای پاسخ
در آغوشش می گیرم
در بی نهایت شب غم

به شانه های بی پناهت تکیه داده ام تا پناه من باشی
خالی دست هایت را بوسه باران کرده ام
دست هایم را بگیر
***
هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب، ای آفتاب دلکش و ماه پریوشم، لب بر لبم بنه بنوازش دمی چو نی ، تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم
***
با تو از خاطره ها سرشارم، با تو تا آخر شب بیدارم. عشق من دست تو یعنی خورشید، گرمی دست تو را کم دارم
***
عمری با غم عشقت نشستم، به تو پیوستمو از خود گسستم، ولیکن سرنوشتم این سه حرف بود، تو را دیدم، پرستیدم، شکستم!
***
روی آن شیشه تبدار تو را ” ها ” کردم، اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم، شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد، شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم، با سرانگشت کشیدم به دلش عکس تو را، عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم
***
دلت شادو لبت خندان بماند، برایت عمر جاویدان بماند، خدا را میدهم سوگند بر عشق، هر آن خواهی برایت آن بماند
***
تا که بودیم نبودیم کسی، کشت ما را غم بی همنفسی، تا که رفتیم همه یار شدند، خفته ایم و همه بیدار شدند، قدر آیینه بدانیم چو هست، نه در آن موقع که افتاد و شکست
***
نازنین یگانه من
نگاهت را از من بر مگیر که بی آن
تنهاترینم
و کلامت را از من دریغ مدار که
سکوت تو ، لحظه هایم را از هم می درد
و لبخندت را از من پنهان نکن
که خنده ات شکوفه های عشقم را به ثمر می رساند
گامهایت را استوار ساز و شانه هایت را تکیه گاهم کن
که بی تو پر می شوم از تمام خزانهای نیامده …
***
موج اگه میدونست که ساحل هیچ وقت دستش رو نمیگیره، هرگز نفس نفس نمیزد برای رسیدن بهش
***
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت، میخواری و مستی ره و رسم دیگری داشت، پیمانه نمیداد به پیمان شکنان باز، ساقی اگر از حالت مجلس خبر داشت

پس از آن غروب رفتن
اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر
تو بیا شروع من باش
***
شبو از قصه جدا کن
چکه کن رو باور من
خط بکش رو جای پای
گریه های آخر من
***
اسمتو ببخش به لبهام
بی تو خالیه نفسهام
قد بکش تو باور من
زیر سایه بون دستام
خواب سبز رازقی باش
عاشق همیشگی باش
خسته ام از تلخی شب
تو طلوع زندگی باش
***
من پر از حرف سکوتم
خالیم رو به سقوطم
بی تو و آبی عشقت
تشنه ام کویر لوتم
***
نمیخوام آشفته باشم
آرزوی خفته باشم
تو نـذار آخـر قصه
حرفـمو نگفته باشم
***
آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم، آن توبه صد ساله به پیمان شکستیم، از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب، ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم
***
پلکهای مرطوب مرا باور کن، این باران نیست که میبارد، صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون میریزن
***
آمد از باغ نگاهم برگ سبزی چید و رفت
واژه امید از چشمان من دزدید و رفت
او که عمری با غزلهای دلم خو کرده بود
عاقبت از ایل چشم شاعرم کوچید و رفت
***
کوچه کوچه بغض هایم شد مسیر رفتنش
هق هق این کودک احساس را نشنید و رفت
دفتر غم های من در پیش چشمش باز بود
خاطرات تلخ و شیرینی به من بخشید و رفت
***
گرچه او مرهم نشد بر زخم های قلب من
روی زخم کهنه ام مُشتی نمک پاشید و رفت
گریه هایش را درون بقچه ای پیچیده بود
وقت رفتن با لبی خندان مرا بوسید و رفت

باران از راه رسید، عشق را دوباره در مزرعه ی خالی تنم پرورانید، زندگی را در آسمان آبی چشمم حس کرد، ناگهان پاییز عشقم از راه رسید، آری رفت ولی هنوز قلبم برای اوست
***
من از زمانه که دسـت تـو داد تقدیرم، هـنوز هم که هـنوز اسـت سخت دلگیرم، تو رفته ای ومن اندر در هجوم خاطره ها، چو قـاب عـکس قدیمی اســیر تصویرم
نظر ۳,۲۴۷
« نوشته قبلی ·
نوشته بعدی »