inicio mail me! sindicaci;ón

مجموعه سریال های طنز مهران مدیری

عشق پیری

داستان خنده دار

یک مرد ۸۰ ساله میره پیش دکترش برای چک آپ.
دکتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده : هیچوقت به این خوبی نبودم.
تازگیا با یه دختر ۲۵ ساله ازدواج کردم و حالا باردار شده و کم کم داره موقع زایمانش میرسه.
نظرت چیه دکتر؟ …
دکتر چند لحظه فکر میکنه و میگه: خب… بذار یه داستان برات تعریف کنم.
من یه نفر رو می شناسم که شکارچی ماهریه.
اون هیچوقت تابستونا رو برای شکار کردن از دست نمیده.
یه روز که می خواسته بره شکار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل …
همینطور که میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش.
شکارچی چتر رو می گیره به طرف پلنگ و نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ کشته میشه و میفته روی زمین!
پیرمرد با حیرت میگه: این امکان نداره! حتما’ یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده!
دکتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا’ منظور منم همین بود!

جک خنده دار

جک خنده دار

درب خودرو باز است
.
.
.
.
.
ماشین دکتر شریعتی

 

جک خنده دار

فک کردن ما باورمون میشه مگه میشه تو تابستون هوا اینقدر غیر منتظره عالی باشه
بازم انتخابات مجلس نزدیکه !!!

 

جک خنده دار

دیشب یه پشه اومد منو گزید .افتادم دنبالش .
گوشه اتاق خفتش کردم . اومدم بکشمش . بهم گفت بابا .
راست می گفت . من باباش بودم . خونه من تو رگاش بود . بغلش کردم تا صبح ۲ نفری گریه می کردیم .

 

جک خنده دار

اس ام اس خنده دار

دانشمندان شهر چراغعلی کشف کردند که افرادی که عمر بیشتری دارند، دیرتر میمیرند!

جک خنده دار

یکسال . یک ماه از محرم گذشته بوده ولی هنوز تو شهر صدای سینه زنی میومده
مردم میرن پی ماجرا میبینن دسته غضنفر ها تو کوچه بن بست گیر کرده

 

جک خنده دار

به غضنفر میگن ۱۲ امام رو میشناسی؟
میگه آره.
میگن خوب نام ببر؟
میگه اونجوری که نه. اگه ببینمشون میشناسم

جک خنده دار

کمپوت باز کردیم بخوریم ، به مامانم میگم : مامان فکرکنم مزش عوض شده …
میگه : آره
میگم : بریزمش دور ؟
میگه : نه بزار تو یخچال بابات میاد میخوره !!!

 

جک خنده دار

یک بار غضنفر به کلیسا احضار میشه. کشیش بهش میگه: لطفا” برید تو جایگاه شهود و کتاب انجیل رو بگیرید دستتون و قسم بخورید که راست میگین. غضنفر میره جایگاه شهود و انجیل رو میگیره دستش و بلند میگه: این تو ک.و.ن آدم دروغگو!!!!!!!!

 

جک خنده دار

نیروی انتظامی اعلام کرد:هر دختری با مانتوی کوتاه،موی بلند،ناخن دراز،واه،واه،واه،نه فلفلی،نه قلقلی،نه مرغ زرد کاکلی،هیچکی باهاش رفیق نشه !!!

 

جک خنده دار

خدایا……برای تمام چیزهایی که دادی،ندادی،دادی پس گرفتی‌،دادی بعدا می‌خوای پس بگیری،اگه بدی پس میگیری،پس گرفتی‌ بعدا می‌خوای بدی،اگه می‌دادی پس می‌گرفتی،نداده بودی فکر میکردیم دادی…..شکر….

یه خورده بی مزه بود جک خنده دار

 

جک جدید,جک خنده دار,جک خنده دار جدید ,خنده بازار,مطالب خنده دار,جکستان خنده

جک جدید ۹۰

جک جدید 90

اولین هنری که پس از دیدن چهره آرایش کرده دختران امروزی به ذهن شما متبادر میشود چیست؟

الف: مینیاتور.
ب: صافکاری، بتونه کاری و نقاشی اتومبیل!!!!
ج: آسفالت کوچه بغلی!!!!
د: من به ناموس مردم نگاه نمیکنم
جک جدید 90
بعضیا فکر می کنن خیلی تیزن ….!
سوزنم تو همین فازا بود نخ رفت تو کو …ش!!

 

جک جدید 90

بچه می ره مغازه می گه نخود سیاه دارین ،

مغازه داره بهش می گه بدو برو خونه دارن مامانتو می … !!!

 

جک جدید 90

شب امتحان خوابگاه دخترا :
چهار بار دوره کردم ..میفهمی چهاربار.. نتونستم دوره پنجمو بزنم!
مهناز جون اون کتابو بده به من(صدای هق هق و گریه)

شب امتحان خوابگاه پسرا:
( ساعت ۲ نیمه شب همراه با دود قلیون ) بوزینه مگه بهت نمیگم رد بده! شاهش دست من بود!!

 

جک جدید 90

 

جک غضنفری
غضنفر واسه عاشورا نمی دونست پشت ماشینش چی بنویسه. نوشت : یزید ازت انتظار نداشتم!!!

جک جدید 90

 

به غضنفر میگن چرا ازدواج نمیکنی؟
میگه آخه نامردیه یکی واست غذا بپزه لباساتو بشوره همه کاراتو بکنه اونوقت تو آخر شب بگیری ب.ک…نیش!!!

 

جک جدید 90

دوست دختر غضنفر بهش زنگ می زنه…میگه ما باید از هم جدا شیم!! غضنفر میمونه چیکار کنه…میگه من ازت حامله ام

 

جک جدید 90

اس ام اس رمضان

بزرگی فرموده هر کس ۲۷ روز از ماه رمضان را روزه بگیرد…۳ روز دیگر میماند..

 

جک جدید 90

رفتم تو سوپر مارکت میگم یه آب معدنی خنک بدید
یارو میپیچه لای روزنامه میده بهم، میگم مگه ویسکیه؟
میگه این الان از ویسکی جرمش سنگین تره .. !!!

 

جک جدید 90

جک جدید

جک باحال

 

جاسم و چراغعلی میرن شبونه یک دیوار رو خراب کنند.
جاسم میگه: تو چراغ رو بگیر من پتک میزنم.
جاسم یک پتک که میزده یک آجر می افتاده.
چراغعلی میگه: بیا تو چراغ بگیر تا من پتک بزنم.
جاسم میره چراغ بگیره وچراغعلی با یک ضربه تمام دیوارو میریزه پایین!
جاسم میگه : ولک حال کردی،اینطوری چراغ میگیرنا!

 

 

 

جک باحال

معلم:ده تا سیب داریم نه تاشو من میخورم چندتا میمونه؟
دانش آموز:خاک بر سر سیب ندیده. اون یکی باقیمانده هم خودت بخور

جک باحال

یه روز یه بابایی دستش قطع شد. بعد خیلی از زندگی ناامید شده بود.
راه افتاد تو خیابون همین جوری پکر. یه جا دید یه یارو کنار خیابون قر میده و بالا پایین میپره .
رفت جلو دید یارو دوتا دست هم نداره .
تعجب کرد به یارو گفت بابا دمت گرم عجب روحیه ای داری با این وضع قر میدی .
یارو گفت برو بابا روحیه چیه ۱ساعت ک.و.ن.م میخاره نمیدونم چیکار کنم

جک باحال

یک خانمی که باردار نمیشده قبل از شروع روضه خوانی با مداح در مورد مشکلشون صحبتی می کنند ..
پس از شروع مراسم این آقای مداح در روضه هاشون اینجوری می فرمایند : برای همه دعا کنید…. گرفتارها ….. اونائی که مریض دارند …..اون خانمی که قبل از شروع مراسم ازم خواستی که اعلام کنم برات دعا کنند، اینو بدون ما امشب تا شما رو حامله نکنیم از اینجا بیرون نمیریم.

جک باحال

, , , , , ,

سوتی های خفن!

خنده بازار

یه خانومی تو فامیلمون هست خدای سوتیه.یه روز تو ماشین بودیم
یه دفعه گفت:
بچه ها نگاه اون ماشین سبزه ….
کدوم ؟کدوم؟…

همون سبز پروفسوریه دیگه
اینقدر خندیدیم که نفسمون بند اومده بود :)

فرستنده: محبوبه منصوری

خنده بازار

سرکلاس استاد پرده ویدئو پروزکتور روتا آخر پایین نکشیده بود پایین اسلاید که افتاده بود روتخته سیاه معلوم نبود یه دختره گفت استاد شرمنده اما اگه ممکنه کامل بکشید پایین از اینجا خوب معلوم نیست……
فرستنده:پسر دیوونه

خنده بازار

اومدم به دوستم بگم خود گویی و خود خندی، گفتم خود گ.و.ز.ی و خود خندی! عجیب ضایع شدم!
فرستنده:زهرا

خنده بازار

توی ماشین من و خواهرم و سه تا دختر عمه ام داشتیم میرفتیم با سرعت زیاد تیکه مینداختیم به پسرا … یکی از دختر عمه هام ساکت بود بهش گفتیم چیه تریپ مثبتی؟؟؟؟
گفت نه خیر شیشه رو کشید پایین حواسش نبود پشت چراغ قرمزیم به یه موتوری که بغل دستمون بود گفت : جوووووووووووووووووون بخورمت :) )
بعد میگه هما چقدر سرعتش زیاده داره با ما میاد میگم خره پشت چراغ قرمزیم ، پسره هم خرکیف شده بود ولش نمیکرد :) )
از اون موقع بود که توبه کردیم و دخمل سربه راهی شدیم
فرستنده:هما

خنده بازار

بابام درختای باغچه را سم پاشی کرده بود یکم دستاش بو سم گرفته بود مامان هی راه می رفت تو خونه و با نارارحتی می گفت وای که چقدر بابا بوسم می دن…منم گفتم بابا کمتر به مامان بوس بدین خیلی داره حرص می خوره ههههههههههه
فرستنده:زهرا

خنده بازار

دارم پسته میخورم پشت چراغ قرمز یارو پیرمرده کلشو از ماشین بغلی آورده بیرون میگه مرتیکه خجالت نمیکشی ماه رمضونی دهنت مثل ک.و.ن مرغ میجنبه ؟ گفتم به تو چه ک.و.ن خودمه حال کردم بجنبونم . با خودم گفتم ایول چه جواب دندون شکنی بهش دادم که دیدم دوستم نیشش بازه میگه خاک بر سرت نمیشه آبرو ریزی نکنی همه جا ؟
فرستنده:رضا

خنده بازار

امشب داشتم میومدم خونه یه دختره از کنارم رد شد برگشتم اونم برگشت, فیس تو فیس شدیم و داشتیم از هم دور میشدیم, دختره همین طور که داشت میرفت راهش کج شده بود بعد که برگشت با سر رفت تو درخت. همه بهش خندیدن. بیچاره سرشو انداخت پایین رفت.
خیلی دلم واسش سوخت چون همه بهش خندیدن.
فرستنده:امیر

خنده بازار

چند سال پیش با مامانم و چند نفر دیگه رفته بودیم تشییع جنازه خسرو شکیبایی….بعد مراسم که تو تالار وحدت بود داشتیم میومدیم بیروون که پرویز پرستویی از بغلمون رد شد مامانم یهو برگشت گفت eeeeeeeeeee خسرو شکیبایی….بیچاره همینجووری برگشت نگاموون کرد…کم مونده بود بگه اصلا میدونین چرا اومدین اینجا…
فرستنده:فرناز

خنده بازار

همکارمون سه ماهه حامله اس. دیروز سرکار یه کفش پاشنه بلند پوشیده بود که وقتی راه میرفت تق تق صدا میکرد. یکی از همکاران مذکر بهش گفت بابا این کفشتو عوض کن هی صدا میده میره رو مخمون. منم خواستم بگم اشکال نداره یواش یواش باید کفش پاشنه تخت بپوشین دیگه چون سختتون میشه. خیلی شیک گفتم : خانم….دیگه یواش یواش باید برین رو تخت!! سکوت چند ثانیه ای و بعد انفجار خنده ی همکاران گرامی :) ))))) خودمم غش کردم :) ))))
فرستنده:صدف

خنده بازار

نشستیم با فک و فامیل اسم فامیل بازی میکنیم
داییم میوه از ‘ی’ نوشته یه کیلو خیار..!!
هیچ جوریم زیر بار نمیره که قبول نیست.
فرستنده:بهاره

خنده بازار

تو تاکسی بودم خانوم کناریم گفت:آقا هرجا ممنون باشید پیاده میشم…

 

خنده بازار

دیروز تو تاکسی بودم ۳نفر دیگه هم پسر راننده هم یه پسر بود زنگ زدم به دوست قدیمیم کلی حرف زدیم گفت راستی شمارمو از کجا اوردی؟ گفتم خودت دادی گفت نه بابا منم از خنگیش حرصم گرفت گفتم آهان یادم اومد دیروز جام گرم بود تخم کردم شمارتو همه تو ماشین ساکت شدن بعد چند ثانیه زدن زیر خنده آبروم رفت.
فرستنده:لنا

 

خنده بازار

به دوستم گفتم:نقاش سراغ نداری؟ میخوام در خونه رو رنگ بزنم….گفت: مگه من مردم داداش ، خودم برات میزنم….منم سریع گفتم: نامردی اگه همین الان نزنی…
فرستنده:نیما

 

خنده بازار

چند روز پیش کلاس فیزیک بودیم وسطای کلاس معلم گفت سرعت چند بوده منم فکرکردم میگه ساعت چنده ،وقتی کلاس ساکت بود من گفتم ۲۰ دقیقه به هفت :|
کل کلاس برگشتن منو نگاه کردن، بیچاره معلم هنگ کرده بود :
فرستنده:امیر حسین

 

خنده بازار

ترم اول دانشگاه یه روز کارتمو جا گذاشتم مامور جلوی در گفت خانوم کارتتون؟ گفتم:من کارتمو جا گذاشتمو الانم یه کلاس مهم دارم اگه بشه اجازه بدین برم داخل!گفت :اینجوری که نمیشه یه کارت کتابخونه ای چیزی که نشون بده شما مال اینجایی! منم بعد از کلی فکر گفتم : من هیچکدومه اینا رو ندارم آخه من نوام!!
فرستنده:ستاره

 

خنده بازار

رفتم دارو خونه به زنه میگم کاندوم دارین؟؟ میگه چه سایزیه ؟ گفتم :دقیق نمیدونم،میخوای بدم سایزش کنی؟؟همچین دهنش باز نشده بود که فحش رو بده ، باسرعت نور پریدم بیرون و الفرار….چند روز بعد از این ماجرا تو آپارتمانمون یه خانواده ی جدید اومدن و ساکن شدن…وسط اسباب کشی شون دیدم ای داد بیداد،از بد شانسیم همون زنه اومده همسایه مون شده..
فرستنده:نیما

 

خنده بازار

یه بار با بچه ها رفته بودیم مسافرت بعد نصف شب خوابم نمیبرد اومدم یه چنتا اس ام اس به دوستام بدم نصفه شبی بد خوابشون کنم یهو اس ام اس اب خوردی افتابه رو کجا گذاشتیو واسه بابام فرستادم تا اومدم گوشیو خاموش کنم که نره دیدم رفت بعد ۶٫۵ صبح دیدم یریز داره گوشیم زنگ میخوره منم تو خواب بیداری یهو دیدم شماره بابامه سریع گوشیو برداشتم دیدم بابام داره میگه دلم نیومد بزارم تشنه بخوابی بیدارت کردم بگم افتابه رو کجا گذاشتم :دی
فرستنده:عباس

 

خنده بازار

با برادرزادم رفتیم خرید میخواستم کفش بخرم بعد کلی گشتن خسته شدم کیفمو(که سنگین بود) دادم بهش برام نگه داره بعده یکم بهش گفتم میگم کفشات برام راحته؟(میخواستم بگم کیفم اذیتت نمیکنه!!!!) وایساده داره نگام میکنه تازه گرفتم چی شد،وسط کوچه برلن نزدیک بود دراز بکشم از خنده!!!
فرستنده:فاطمه

 

خنده بازار

ترم اول واسه ثبت نام دانشگاه دیر رفتم اسمم تو لیست هیچ استادی نبود.
آموزش هم گفته بود برگه انتخاب واحدتو به استاد نشون بده تا اسمتو تو لیست بنویسه..
استاد ریاضی گفت اسمه کیو نخوندم؟….. دستمو بردم بالا!!
گفت برو از آموزش نامه بیار..
گفتم آموزش گفته چیزمونو نشون بدیم کافیه!!!
که یهو یکی از پسرا گفت:
شما اگه چیزتونو نشون بدین لیسانس تونو همین الان بهتون میدن!:)))
فرستنده: سحر

 

خنده بازار

دیشب صدای تقو توق میومد از بالای پشت بوم من گفتم دزده داره ماهوارمونو میدزه. مامانم گفت صدای پا نمیاد.
من:لابد دزده فلجه!!!!
-اره دوستاش زیر بغلشو گرفتن آوردن دزدی
فرستنده:شقایق

 

خنده بازار

ترم قبل دیر رسیدم به دانشگاه ..
از پایین پله های دانشکده به هر کدوم از همکلاسیام میرسیدم بلند بلند میگفتم زهرا جونم کجاست ؟زهرا آرمند-استاد کارگاه
وقتی رسیدم طبقه ی سوم استاد رو دیدم که عصبانی به دیوار تکیه زده
گفت آقای شریعتمداری با من کار دارین ..
فرستنده:حامد

 

خنده بازار

یه بار بعد امتحان فیزیک دوچرخه ام رو دستم گرفتم و بلند کردمش تا از روی یه جدول ردش کنم بعد پام پیچ خورد، زانوم خورد زمین. اما چرخم ایستاده از دستم افتاد و سرم خورد به شاخ گاوی های چرخ (دسته چرخ) وابروی چپم ۸ تا بخیه خورد. از اون به بعد بهم می گفتن تو پیاده هم که می ری کلاه ایمنی بذار!

 

خنده بازار

یه روز میخاستم به استادم آدرس ایمیلم رو بدم گفتم محمد آدرنالین امین ،
گفت چی؟؟
دوباره با اعتماد به نفس و غرور گفتم آدرنالین دیگـــه!!
بعد وقتی گفت لطفا اسپلش کن!!!
تازه فهمیدم چه زری زدم !!
دیگه روم نشد بگم استاد منظورم آندرلاین بوده … :|

 

خنده بازار

بابام از مسافرت اومده بود، چند بار زنگ زد، گویا اف اف نگرفته بوده. اومد پایین ما هم رفتیم که کلی‌ باهاش خشو بش کنیم با قیافهٔ دمق گفت آره منو کلی‌ پشت در نگه داشتین حالا اومدین استقبال، منم عصبانی‌ شدم صاف تو روش نگاه کردم گفتم تقصیر اف اف چیه که ما خرابیم…..‌هی وای من
فرستنده:سوگل

 

خنده بازار

اول صبحی زنگ زده میگه سلام عسلم. توی خواب و بیداری فکر کردم به من گفته عسلم گفتم لطف داری حالا بخابم،میگه نه جونم نشناختی؟عسلم دیگه،گفتم منم چای شیرینم!!!
فرستنده : امیر

,خنده بازار,مطالب خنده دار,جکستان خنده