آرشیو برای اس ام اس عاشقانه
اسفند ۲۹, ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۸ ق.ظ ·

باز کن پنجره ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن می گیرد
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
باز کن پنجره ها را ای دوست

همه چلچله ها برگشتند
کوچه یکپارچه آواز شده ست
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست
باز کن پنجره ها را ای دوست
که بهار است، بهار

حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
جشن می گیرد
و بهار است، بهار

تو چرا سنگ شدی
تو چرا اینهمه دلتنگ شدی
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
بـــــــــــاور کـــن ….!!!
باز کن پنجره ها را ای دوست!

خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟
ساقی کجاست کو سبب انتظار چیست؟
مستور و مست هر دو چو از یک قبیله اند
ما دل به عشوه ی که دهیم اختیار چیست

خوش آمد بهار
گل از شاخه تابید خورشید وار
چو آغوش نوروز پیروز بخت
گشوده رخ و بازوان درخت
گل افشانی ارغوان
نوید امید است در باغ جان

گل افشانی ارغوان
نوید امید است در باغ جان
که هرگز نماند به جای
زمستان اهریمنی
بهاران فرا میرسد
پرستیدنی

درین صبح فرخنده تابناک
که از زندگی دم زند جان خاک
بیا با دل و جان پاک
همه لحظه ها را به شادی سپار
نوایی هم آهنگ یاران برآر
خوش آمد بهار
اس ام اس سال نو اس ام اس تبریک عید اس ام اس عید نوروز اس ام اس تبریک عید اس ام اس جدید

نظر ۴
آذر ۱۰, ۱۳۹۰ در ۹:۲۶ ب.ظ ·

زندگی یعنی: یک سار پرید
از چه دلتنگ شدی؟
دلخوشی ها کم نیست مثلا این خورشید
سهراب سپهری

نو و آزار گذشته
من و تکرار گذشته
عمریه که من اسیرم
پشت دیوار گذشته
رفتی و تنهاتر از شب
توی شهر قصه موندم
جز تو چیزی ننوشتم
غیر تو چیزی نخوندم

باز است کتاب کهنه درد
غمنامه کوچ تلخ یک مرد
هر واژه کنار یک ستاره
در پاورقی نوشته:برگرد…

تو می روی
تمام حجم کوچه میرود
و من چه بی بهانه ام
برای ماندنی دگر..

من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم!
نکند فرق به حالم
چه برانی
چه بخوانی
چه به اوجم برسانی
چه به خاکم بکشانی
نه من آنم که برنجم
نه تو آنی که برانی
, اس ام اس عارفانه, اس ام اس عارفانه عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, اس ام اس عاشقانه و عارفانه,, اس ام اس عرفانی,
نظر ۱۸
آذر ۱۰, ۱۳۹۰ در ۸:۳۴ ب.ظ ·

معنای زنده بودن من
با تو بودن است
نزدیک، دور
سیر، گرسنه
رها، اسیر
دلتنگ، شاد
آن لحظه ای که بی تو سراید مرا مباد
مفهوم مرگ من
در راه سرافرازی تو
در کنار تو
مفهوم زندگی است.
معنای عشق نیز
در سرنوشت من
با تو
همیشه با تو
برای تو
زیستن
فریدون مشیری
شعر عاشقانه اس ام اس عاشقانه اس ام اس جدید اس ام اس عاشقانه جدید
نظر ۶
مهر ۱۴, ۱۳۹۰ در ۳:۰۲ ب.ظ ·

گشته در رویش نگاهم محو
گشته در چشمم نگاهش مات
بـاز هم او را تـوانم دید؟
آه! کِی دیگر؟ کــجا؟ هیهات …

وقتی که تنگه غروب بارون به شیشه میزنه
همه غصه های دنیا توی سینه ی منه
توی قطره های بارون میشکنه بغض صدام
دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمیخوام

پشت این پنجره میشینمو آواز میخونم
منتظر واسه رسیدنت توی بارون میمونم
زیر بارون انتظارت رنگ تازه یی داره
منم عاشقترم انگار وقتی بارون میباره

همچنان
به صدای قدمهایی
گوش سپردهام
که نزدیک میشوند و
نمیرسند
دور میشوند و
نمیروند

غربت آن نیست که تنها باشی
فارغ از فتنه ی فردا باشی
غربت آن است که چون قطره ی آب
دم به دم، در پی دریا باشی
غربت آن است که مثل من و دل
در میان همه کس یکه و تنها باشی
اس ام اس جدید,, اس ام اس دل شکسته, اس ام اس دلتنگی اس ام اس عاشقانه غمگین, مطلب برای فیس بوک,
نظر ۶
مهر ۱۱, ۱۳۹۰ در ۲:۲۲ ب.ظ ·

من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم!
نکند فرق به حالم
چه برانی
چه بخوانی
چه به اوجم برسانی
چه به خاکم بکشانی
نه من آنم که برنجم
نه تو آنی که برانی

قصه ار هنجره ایست که گره خورده به بغض
یکطرف خاطره ها ، یکطرف فاصله ها
در همه آوازها حرف آخر زیباست
آخرین حرف تو چیست؟که به آن تکیه کنم؟
حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست

گشته در رویش نگاهم محو
گشته در چشمم نگاهش مات
بـاز هم او را تـوانم دید؟
آه! کِی دیگر؟ کــجا؟ هیهات …

دنیا ….
دلم میخواست خدا این تلخ کامگی های بی هنگام را بس میکرد
نمیگویم پرستوی زمان را در قفس میکرد
نمیگویم به هر کس بخت و عمر جاودان میداد
نمیگویم به هر کس عیش و نوش رایگان میداد
همین چند روز هستی را امان میداد
دلش را ناله ی تلخ سیه روزان تکان میداد
, اس ام اس عارفانه, اس ام اس عارفانه عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, اس ام اس عاشقانه و عارفانه,, اس ام اس عرفانی,
نظر ۷
شهریور ۱۹, ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۹ ق.ظ ·

لاف عـشق و عـاشقی را وه چه آسان می زنیم
خــود خـزانـیـم و دم از شــوق ِ بـهاران می زنیم
بر زبان جاری همه مهر است و عهد است و وفا
لـیـک جـمـلـه در عمل خنجر بـه یـاران می زنیم…

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من
شب هجران نکند قصد دل آزاری من
روزگاری که جنون رونق بازارم بود
تو نبودی که بیایی به خریداری من

انرا که جفا جوست نمی باید خواست
سنگین دل و بد خوست نمی باید خواست
ما را از تو غیر از تو تمنایی نیست
از دوست به جز دوستی نمی بایست خواست…

دست عشق از دامن دل دور باد !
می توان آیا به دل دستور داد ؟
می توان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود : ایست !
باد را فرمود باید ایستاد ؟

گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است؟
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت
گفتا نشان چه پرسی؟ آن کوی بی نشان است!
, اس ام اس عارفانه, اس ام اس عارفانه عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, اس ام اس عاشقانه و عارفانه,, اس ام اس عرفانی,
نظر ۱۸
شهریور ۱۵, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۶ ق.ظ ·

من نه عاشق بودم
و نه محتاج نگاهی…
که بلغزد بر من،
من خودم بودم و …
یک حس غریب ..
که به صد عشق و هوس میارزید!!!

تنها گرگها نیستند که لباس میش می پوشند
گاهی پرستوها هم لباس مرغ عشق برتن می کنند..
عاشق که شدی کوچ میکنند..

ﺭﻭﺣﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﻭﺩ…
ﯾﮏ ﮔﻮﺷﻪ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ….
ﭘﺸﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ…
ﭘﺎﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻐﻞ ﮐﻨﺪ
ﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﮕﻮﯾﺪ:ﻣﻦ ﺩﯾﮕــﺮ ﺑﺎﺯﯼ
ﻧﻤﯿﮑـــﻨﻢ

آنکه دستور زبان عشق را
بی گزاره در نهاد ما نهاد
خوب می دانست تیغ تیز را
در کف مستی نمی بایست داد

دربهدرتر از باد زیستم
در سرزمینی که گیاهی در آن نمیروید.

ای تیزخرامان!
لنگیِ پای من…
از ناهمواریِ راهِ شما بود.
احمد شاملو

همیشه سبز می خشکد
همیشه ساده می بازد
همیشه لشکر اندوه
به قلب ساده می تازد
, اس ام اس عارفانه, اس ام اس عارفانه عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, اس ام اس عاشقانه و عارفانه,, اس ام اس عرفانی,
نظر ۱۱
شهریور ۸, ۱۳۹۰ در ۱۲:۴۴ ب.ظ ·

از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم
زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید
آدمیت مرده بود
گرچه آدم زنده بود
***
از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود
بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب
گشت و گشت
قرنها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغا آدمیت برنگشت
(فریدون مشیری)

بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست
باور کنید که پاسخ آیینه سنگ نیست
سوگند میخورم به مرام پرندگان
در عرف ما، سزای پریدن، تفنگ نیست
وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را
فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست

حسرت همیشگی
حرفهای ما هنوز ناتمام…
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی !
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
آی…
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!

دلم کسی را میخواهد، که نابینا باشد
خط بریل بداند
فصل به فصل
تنم را بخواند
بازی های ادبی ام را کشف کند
دستش را بگیرم…
بازو به بازو
دنیا را برایش تعریف کنم
چشمش شوم
و تمامی زشتی های جهان را
برایش
از قلم بیاندازم

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش ازین نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده سر در کمند را
بگذار سر به سینه من تا بگویمت
اندوه چیست عشق کدامست غم کجاست
بیمار خنده های توام بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب
, اس ام اس عارفانه, اس ام اس عارفانه عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, اس ام اس عاشقانه و عارفانه,, اس ام اس عرفانی,
نظر ۴
مرداد ۳۰, ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۴ ق.ظ ·

تو را صدا کردم
در تاریکترینِ شبها دلم صدایت کرد
و تو با طنینِ صدایم به سویِ من آمدی
با دستهایت برایِ دستهایم آواز خواندی
برای چشمهایم با چشمهایت

مرهم زخم های کهنه ام ..
کنج لبان توست !..
بوسه نمی خواهم …
سخنی بگو…

چه بگویم به تو ای رفته ز دست
شدم از مستی چشمان تو مست
شده ام سنگ پرست
مرگ بر آنکس که دلش را به دل سنگ تو بست

لعنت به همه صراط های مستقیمی که عرضه ندارند تو را به من برسانند !.!.!
من حواس فاصله ها را پرت می کنم ! تو فقط بیا . . .

تنها
غمگین
نشسته با ماه
در خلوت ساکت شبانگاه
اشکی به رخم دوید ناگاه
روی تو شکفت در سرشکم
دیدم که هنوز عاشقم آه

چو نی می نالم از داغ جدایی
دریغا ای نسیم آشنایی
چنان گشتم غبار آلود غربت
که نشناسم که خود بودم کجایی

اس ام اس عاشقانه اس ام اس عاشقانه غمگین مطلب برای فیس بوک اس ام اس عاشقانه غم انگیز
نظر ۸
مرداد ۲۶, ۱۳۹۰ در ۳:۱۸ ب.ظ ·

اواز یک چلچله در مرگ من.
شاید لبخند تو باشد.
لبخندی که در زیر مشکی پوشت به کفنم خواهی زد.
کفنی که به یاد تو دوختم.
تا تو مرا در قامت یک قامت ببینی.
نه در تجسم یک تابوت..!
سام

رفیق راهی و از نیمه راه می گویی
وداع با من بی تکیه گاه می گویی
میان این همه آدم، میان این همه اسم
همیشه نام مرا اشتباه می گویی

به اعتبار چه آیینه ای، عزیز دلم
به هرکه می رسی از اشک و آه می گویی
دلم به نیم نگاهی خوش است، اما تو
به این ملامت سنگین، نگاه می گویی؟

هنوز حوصلهء عشق در رگم جاری است
نمرده ام که غمت را به چاه می گویی

دلم برای شکستن هنوز کوچک بود
و منتهای غمش خواب یک عروسک بود
درون کوچه ی تردید باز گمشده بود
گناه از تو و من بود ؛ دل که کودک بود

دوباره پیدا شد و دستهایش پر بود
ز سیب های محبت که صاف و بی لک بود
و یک سبد گل لبخند و یک بغل آواز
و نقش چشم تو ، بر برگ دفترش حک بود

تو رفتی و دل من از هجوم درد شکست
و دل برای شکستن چقدر کوچک بود

بیزارم از این خواب ها
که هر شب مرا به آغوش تو می آورند
و صبح …
با اشک
از تو جدایم می کنند …

بیا با هم خانهای بسازیم
بیهیچ دری به بیرون
تنها دریچهای کافیست
تا به خیابان نگاه کنیم و بخندیم
به این زندانیهای سرگردان

اس ام اس عاشقانه اس ام اس عاشقانه غمگین مطلب برای فیس بوک اشعار عاشقانه اس ام اس عاشقانه غم انگیز
نظر ۱۴
نوشته بعدی »