امشب دوباره یاد تو داغ دلم رو تازه کرد
نبودنت کنار من غمهامو بی اندازه کرد
هستم ولی نیستم هر لحظه کنارت
نیستم ولی هستم هر لحظه به یادت
تو رفته ای بی من تنها سفر کرده ای
من مانده ام که بی تو شبم را سحر کنم
تو رفته ای که عشق از سر بدر کنی
من مانده ام که عشق تو را تاج سر کنم
دلی بستم به ان عهدی که بستی
تو اخر هر دو را با هم شکستی
هیچ بارانی جای پای تو را از کوچه های قلبم نخواهد شست
مکن بر من جفا کز هیچ راهی
ندارم جز وفاداری گناهی
ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش
یار ما چون نیست با هر که خواهی یار باش
دلتنگیهایم را با کدام قایق خیالی روانه دل دریائیت کنم تا بدانی که دلتنگم
ایمان داشته باش که کوچکترین محبت ها از ضعیف ترین حافظه ها پاک نمی شود. ویکتور هوگو
نمیدانم که بودی یا چه بودی
ولی بی حرف قلبم را ربودی
نمیدانم که هستم یا چه هستم
ولی هر لحظه در فکر تو هستم
طلب کردن تنهایی به معنی از در راندن تو نیست!!!
در واقع به برکت عشق توست که گذران در تنهایی میسر شده است
یاد یاران هر کجا باشد خوش است
دل بدون یاد یاران ناخوش است
سراغ از من نمیگیری گل نازم
نمیشناسی صدای کهنه سازم
نمیدونی مگه اینجا دلم تنگه
نمی بینی مگه با غصه دمسازم
سراغ از من نمیگیری مگیر اما
فراموشم نکن هرگز گل زیبا
دل کس را مشکن بیم ان است که روزی گر بخواهی دلی را بنوازی نتوانی!
در مرام ما رفیقان نیست رسم ترم دوست
عهد با هر کس ببندیم جانمان در دست اوست
اگر خداوند اروزی انسان را براورده میکرد من بی گمان دوباره دیدن تو را ارزو می کردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا!!
آنگاه نمیدانم براستی خداوند کدامیک را می پذیرفت!!!
دلم در دیدن رویت همیشه میزد فریاد
به یاد اولین روزی که مهرت در دلم افتاد
ادم عزیزانشو فراموش نمیکنه بلکه به ندیدنشون عادت میکنه
تقدیم به کسی که عادت به ندیدنش مثل فراموش کردنش غیرممکنه!!
گاه گاهی که دلم تنگ و نگاهم ابری است
کاش می شد که تو را میدیدم
چه کنم دست خودم نیست که یادت نکنم
خواستی گل نشوی تا به تو عادت نکنم
بوی گیسوی تو را نیمه شب اورد نسیم
تازه شد در دل من یاد رفیقان قدیم
اگر چشمان من دریاست تویی فانوس شبهایش
اگر حرفی زدم از دل ، تویی مفهوم و معنایش
گر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت
به شرطی که گهگاهی تو هم از من کنی یادی
به همان قدر که چشم تو پر از زیباییست
بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهائیست
وقتی خاطره های ادم زیاد میشه دیوار اتاقش پرعکس میشه
اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمیتونی عکسش رو به دیوار بزنی



تالار گفتگوی عصرونه




































دخترها خیلی بی معرفتن زود عاشق مشیسن زودم از ادما دل می کنن می رن سراغ کسی دیگه
اقا عماد میخواستم بدونم اگه به یک پسر سنتو دروغ بگی
بعد طرف بهت وابسته بشه
اگه حقیقتو بفهمه ولت میکنه؟؟؟
لطفا عماد جان شما جواب بده
گ
من یه پسری رو دوست داشتم و دارم
ولی اون هیچ وقت نفهمید من عاشقشم
۳سال تمام بدون اینکه حتی بفهمه دوسش دارم تو اتیش عشقش سوختم و ساختم
دوستام میگفتن فراموشش کن چون اون دلش پیش کسه دیگه ای هست
ولی من نمیتونم فراموشش کنم و چون فهمیدم اون کسه دیگه ای رو دوست داره هیچ وقت بهش نگفتم عاشقشم
تا اینکه ۴ماه پیش با یه پسره دوست شدم
ولی سنمو بهش دروغ گفتم
پسره میدونست من عاشق کسی هستم ولی کنارم موند و کمکم کرد
همش میترسیدم باهاش روبرو شم
چون بابت دروغی که گفتم عذاب وجدان داره دیوونم میکنه
حالا اون بهم وابسته شده
من به پشتیبانیش نیاز دارم
تا بتونم عشقمو فراموش کنم
ولی حالا اون داره همه چیرو رسمی میکنه منو به همه داره معرفی میکنه
حتی در حدی که تو این ۴ ماه من با خوانوادش به خصوص مادرش در تماسم
اگه اون واقعیتو بفهمه چی میشه
خواهش میکنم دوستان اقا عماد شقایق جون و….
کمکم کنید
بگید چیکار کنم
وقتی دل ارزش خودش را از دست بدهد و چشمهایت دیگر اشکی برای ریختن نداشته باشد،وقتی دیگر قدرت فریاد زدن را هم نداشته باشی،وقتی دیگر هر چه دل تنگت خواسته باشد گفته باشی،وقتی دیگر دفتر و قلم هم تنهایت گذاشته باشند،وقتی از درون تمام وجودت یخ بزند،وقتی چشم از دنیا ببندی و آرزوی مرگ بکنی،وقتی احساس کنی تنهاترین هستی،چشمهایت را ببند و از ته دل بخند که با هر لبخند روحی خاموش جان میگیرد و درخت پیر جوان میشود.
ارزش یک لبخند
در یکی از شهرهای اروپایی پیرمردی زندگی می کرد که تنها بود. هیچکس نمیدانست که چرا او تنهاست و زن و فرزندی ندارد. او دارای صورتی زشت و کریهالمنظر بود.
شاید به خاطر همین خصوصیت هیچکس به سراغش نمیآمد و از او وحشت داشتند، کودکان از او دوری میجستند و مردم از او کنارهگیری میکردند. قیافه زننده و زشت پیرمرد مانع از این بود که کسی او را دوست داشته باشد و بتواند ساعتی او را تحمل نماید. علاوه بر این، زشتی صورت پیرمرد باعث تغییر اخلاق او نیز شده بود. او که همه را گریزان از خود میدید دچار نوعی ناراحتی روحی شد که میتوان آن را به مالیخولیا تشبیه نمود همانطور که دیگران از او میگریختند او هم طاقت معاشرت با دیگران را نداشت و با آنها پرخاشگری مینمود و مردم را از خود دور میکرد.
سالها این وضع ادامه یافت تا اینکه یک روز همسایگان جدیدی در نزدیکی پیرمرد سکنی گزیدند آنها خانواده خوشبختی بودند که دختر جوان و زیبایی داشتند…..
یک روز دخترک که از ماجرای پیرمرد آگاهی نداشت از کنار خانه او گذشت اتفاقا همزمان با عبور او از کنار خانه، پیرمرد هم بیرون آمد و دیدگان دخترک با وی برخورد نمود. اما ناگهان اتفاق تازهای رخ داد پیرمرد با کمال تعجب مشاهده کرد که دخترک برخلاف سایر مردم با دیدن صورت او احساس انزجار نکرد و به جای اینکه متنفر شده و از آنجا بگریزد به او لبخند زد.
لبخند زیبای دخترک همچون گلی بر روی زشت پیرمرد نشست. آن دو بدون اینکه کلمهای با هم سخن بگویند به دنبال کار خویش رفتند. همین لبخند دخترک در روحیه پیرمرد تاثیر بسزایی داشت. او هر روز انتظار دیدن او و لبخند زیبایش را میکشید. دخترک هر بار که پیرمرد را میدید، شدت علاقه وی را به خویش درمییافت و با حرکات کودکانه خود سعی در جلب محبت او داشت.
چند ماهی این ماجرا ادامه داشت تا اینکه دخترک دیگر پیرمرد را ندید. یک روز پستچی نامهای به منزل آنها آورد و پدر دخترک نامه را دریافت کرد. وصیت نامه پیرمرد همسایه بود که همه ثروتش را به دختر او بخشیده بود.
اونی که مدعی بود عاشقته
تو رو تو فاصله ها تنها گذاشت
بی خبر رفتو تو این بی راهه ها
ردپاشم واسه چشمات جا نذاشت
آه ……… دل رو سوزوندی
آه ………. چرا نموندی
……..
من و هر ثانیه و جنون تو
واسه من همین خیالت هم بسه
بذار جاده ها اشتباه برن
ما که دستمون به هم نمیرسه
با حریر پیله های کاغذی
واسه من جادرو ابریشم نکن
من به پروانه شدن نمیرسم
حرمت فاصله مونو کم نکن
آه ……… دل رو سوزوندی
آه ………. چرا نموندی
کسی را که دوست داری رها کن اگرخودش برگشت مال تو است اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده
پرنده ای که مال تو نباشه حتی اگه ۱۰۰تا قفسم براش بسازی اخرش میره…….
من یه پسری رو دوست داشتم و دارم
ولی اون هیچ وقت نفهمید من عاشقشم
۳سال تمام بدون اینکه حتی بفهمه دوسش دارم تو اتیش عشقش سوختم و ساختم
دوستام میگفتن فراموشش کن چون اون دلش پیش کسه دیگه ای هست
ولی من نمیتونم فراموشش کنم و چون فهمیدم اون کسه دیگه ای رو دوست داره هیچ وقت بهش نگفتم عاشقشم
تا اینکه ۴ماه پیش با یه پسره دوست شدم
ولی سنمو بهش دروغ گفتم
پسره میدونست من عاشق کسی هستم ولی کنارم موند و کمکم کرد
همش میترسیدم باهاش روبرو شم
چون بابت دروغی که گفتم عذاب وجدان داره دیوونم میکنه
حالا اون بهم وابسته شده
من به پشتیبانیش نیاز دارم
تا بتونم عشقمو فراموش کنم
ولی حالا اون داره همه چیرو رسمی میکنه منو به همه داره معرفی میکنه
حتی در حدی که تو این ۴ ماه من با خوانوادش به خصوص مادرش در تماسم
اگه اون واقعیتو بفهمه چی میشه
خواهش میکنم دوستان اقا عماد شقایق جون و….
کمکم کنید
بگید چیکار کنم
سلام دوستان خوبم به نظر من عشق هست اما….بزاریدیه چیزی بگم منم یه روزعااشق بودم اما…من خیلی تحقیق کردم بد از جدایی از معشوقم میدونید نتیجه چی شد عرض میکنم خدمتتون …… به نظر من هر کدوم از ما ادما کلماتی مثه عشق دوست داشتن محبت مهربونی وفا حتی کلماتی مثه خیانت و بدی رو یه چیزی تعریف میکنیم بخاطر همینه وقتی از هم جدا میشیم هر ۲ طرف میگن من براش کم نزاشتم اره هیچ کدوم کم نمیزاریم بلکه ما ها یعنی ما ۲نفر تعرفمون از بعضی چیزا مثه هم نیس بخاطرهمین همدیگرو ناخاسته میرنجونیم چرا اگرمیگیم عشق نیس اما باز شانسمونو رو با یکی دیگه امتحان میکنیم میدونید چرا برا اینکه در ناخوداگاهمون خودمونم به این نتیجه رسیدیم ما توی زندگیمون دنبال کسی میگردیم که مثه ما فکر کنه یا تعریفاتش مثه ما باشه حاضر نیستیم اصلاح بشیم قبول کنیم در هر رابطه ای ما هم مسئولیتی داشتیم که ممکنه درست انجام ندادیم ما عادت کردیم تقصیر گردن یکی دیگه بندازیم این نظر منه هرکی میخاد با من بیشتر صحبت کنه برام ایمیل بزنه با کمال میل جواب میدم قبلا از همه شما تشکر میکنم
kasi nistttttttttttttttt?
کسی نیست؟؟؟؟؟؟
دوستش دارم ولی خانوتده ام نذاشتن به هم برسیم خیلی سخته
من میخوامش برای رسیدنمون دعا کنید.
خوشحالم که بردم چون کسی راازدست دادم که دوستم نداشت.
خوشحالم که باختی چون کسی روازدست دادی که دوستت داشت.
agha chera az esme man estefade mikoniddddddd
سلام فاطیمای عزیزم اومدی از مشهد زیارت قبول اگه اومدی بیا رو خط من سوغاتی میخوام؟
جرا کسی جوابمو نمیده؟؟؟؟؟
سلاااااااااااااام خوبیییییییییییییییید کسی هست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ما آدما وقتی یه نفرنفس نمیکشه بخاک میسپاریمش و میگیم از بین ما رفت و دیارمون شد به قیامت اما……..غافل از انکه نفس بکشیم وبینشون باشم اما بخاک بسپارنمون و بگن دیدار ب قیامت
وقتی از کسی ک دوسش داری هیچ خبری نیس خوشحال باش چون حتما حالش خوبه و همه چیز رو به راهه ک از یادش رفتی
امروز ۲۰ روزه ک برادر جونمو کشتن و ما هم بخاک سپردیمش امروز خیلی خیلی دلم براش تنگ شده این بود که اومدم اینجا تا یه کم درد و دل کنم تا خالی بشم این مدت فهمیدم ک هیچ چیز این دنیا ارزش نداره داداشم یه دوس دختر داشت ک اصلا داداشمو تحویل نم
تحویل نمیگرفت شرمنده امروز اشکا امونم نمیدن …………….اون اما روز تشییع جنازه داداشم اومده بود فکرمیکنید چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگریک نفرداستان زندگی خودش روکامل بنویسه ودرددل کنه بقیه روشون بازمی شه ودرددل میکنندوبقیه هم به اون راه نجات ازغمش روبرای اون می نویسن یکی امتحان کنه
من که می گم دخترا هیچ وفا ندارن ……
سلام اقای/خانوم سکوت خیلی خیلی برات متاسفم چون میدونم داغ از دست دادن جوون چقدر سخته.
ببخشید نفیسه خانوم” می خواستم برا شما بنویسم حواسم نبود.
در مورد سوالی که در باره دروغ گفتن سنتون پرسیده بودید می خواستم بدونم شما هم اونو دوستش دارید”اگه دوستش داشته باشی ۴ سال تفاوت سنی زیاد نیست وگر نه هم سن هم باشید فایده نداره.
عماد جان من پسرم
chizi ke azabam mide ine ke sedam mikonan kalameye khatere gozashtaro yadam miyare vasam 2a konid
سلاااااااااااام دوستان خوبید من اومدم ……….سکوت خاهش میکنم به هیچ کس توهین نکن …….توی هر رابطه ای همه چیز ۵۰ ۵۰ است
عماد جان ممنون …..شاید کلمه سخت فقط یه کلمه باشه اما باور کنید چیزیو که دیدم حتی کلمه سختم براش کمه
سکوت من ب شما حق میدم شاید هنوز عصبانی اما چرا روی خودت بیشتر کار نمیکنی شابد شما هم تو او.ن رابطه مسئولیتایی داشتی که به عهده نگرفتی یا نمیشناختی
بعضی وقتا از این طرفم به قضیه نگاه کن
ولی با همه هر مشکلی هر دلخوری و هر چی که ذهن ما رو مشغول میکنه یه جوری حل میشه جز مرگ ………کاش تو خونمون بودی تا میدیدی مامان و بابا م چطور حاضرن تممام زندگیشونو بدن تا یه بار دیگه بچشونو ببینن
بخدا من میبینم اونا چطور دارن اب میشن
دوستان فقط مرگه که چاره ای براش نیس
فاطیمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا بخدا دلم واست یه ذره شد نیومدی هنوز؟
سلام ببینید منم مثله خیلیای دیگه شکست خوردم ولی به نظرم ما آدما نتیجه کارای خودمونو میبینیم
خوشحالم که بردم چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت و خوشحالم که باخت چون کسی رو از دست داد که واقعا دوسش داشت
میشه بپرسم فاطیما کیه؟
فاطیما یکی مثل خواهرمه رفته مشهد چندروزه هنوز نیومده نگرانشم
عشق عالیه البته اگه عاشق کسی بشه که لیاقت عشق رو داشته باشه منم عاشق کسی هستم که لایق عشقه فرهاد من عاشقتممممممممممممممممممممممم
آها فکر کردم عشقته!
ولی شیرین جون یه چیزی خواهرانه بهت می گم به کسی عادت نکن امیدوارم عشقت فرهاد همیشه عشقت بمونه!
حالا میشه بپرسم شما؟تازه اومدی رو خط
آره تازه اومدم بهم خوش آمد نمیگی!؟
چرا نگم خوش اومدی اقا یا خانم؟ ما که رو خط هستیم قرار بهم کمک کنیم خوش اومدی به جمع دوستانمون.البته خدا کنه مشکلی واست پیش نیاد احتیاج به کمک ما داشته باشی.
مشکل که راستشو بخوای پیش اومده دارم صبوری می کنم
میتونم بپرسم چیه مشکلت شاید کمکت کردم؟
من ۱ ساله عاشق یه پسر بودم مثل بت می پرستیدمش خونوادم از این ماجرا مطلع بودن اما ۳ ماهه پیش رابطمون بد شد آخه من یه شهر دیگه دانشجو بودم اونم تنها بود بهم خبر رسید معتاد شده وضعیتش خیلی بده اولش باورم نشد بعد که اومدم دیدم درسته منم تصمیم گرفتم کمکش کنم اما نمیخواست فقط بهم می گفت برم بعد ۱ ماه ترک کرد کامل .منم تو این مدت با اینکه جلو خونوادم آبروم رفته بود ولی باز بهش زنگ میزدم همین چند روز پیش رفتم پیشش گفت می خواد با من باشه منم داشتم قبول می کردم که سر یه ماجرایی دوباره بحث مون شد همون موقع گوشیش زنگ زد اونم رو اسپیکر زد تا من بشنوم دوست دخترش بود به خدا دیوونه شدم باورم نمی شد ۲ ساعت تمام تو یه کوچه نشسته بودم فقط گریه می کردم اینم از داستانم
تو واقعا عشقتو بهش نشون دادی نه با حرف تو عمل کردی به حرف دلت .متاسفم برای اون پسر واقعا بعضیا دلشون سنگه چطور دلش اومد باهت اینطوری تا کنه من دلم نمیاد بخدا این حرفو بزنم اخه من مخالف جداییم اگه از من میشنوی چند وقت محلش نذار نذار فکر کنه تو محتاج اونی الان مطمئنی که ترک کرده کاملا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واسه یکی گریه میکردی که ارزش داشته باشه تو بخاطر اون ابروت رفت جلو خونوادت واستادی اون چکار کرد؟راحت ازت گذشت خیلی بی غیرته