در این قسمت شما می توانید جک های خودتان را بنویسید .
حواستون باشه وسط کلمات بد جک ، نقطه بگذارید تا سایت فیلتر نشه . مثلا کلمه سکس را این طوری بنویسید : س.ک.س
جک قومیتی ننویسید
آبان ۱۰, ۱۳۸۶ در ۴:۳۵ ق.ظ · در دسته جك هاي ويژه سر آشپز
در این قسمت شما می توانید جک های خودتان را بنویسید .
حواستون باشه وسط کلمات بد جک ، نقطه بگذارید تا سایت فیلتر نشه . مثلا کلمه سکس را این طوری بنویسید : س.ک.س
جک قومیتی ننویسید
در جک های ارسالی فقط جک بنویسید
همین حالا عضو شوید


جک خوب بنویسین چرت و پرت ننوسین
با حال بودن مرسی
شمام اتیشین ها دم همتون گرم .هوا خیلی گرمه دارم خفه میشم کاش تو اینجا بودی لا اقل دوتا جک واسمون میگفتی یخ میکردیم(اینم تقدیم به سوسول)
مخفف جمکران:جمعیت مولاهای [] رانده شده از نجف
سلام بچه ها ………امروز خیلی رو فازم.میخوام یه شعر توپ واستون بزارم.از اونایی که بهم اس ام اس زدن ممنون.اگه بازم کسی میخواد تبادل اس ام اس کنه به ۰۹۱۲۵۶۱۶۴۸۷ اس ام اس بزنید.حالا بریم سراغ شعرمون:
زخمیام -زخمی سراپا- میشناسیدم؟
بـــا شما طـــــــــیکـــــردهام راه درازی را
خسته هستم -خسته- آیا میشناسیدم؟
راه ششصدســالهای از دفتر “حــافظ”
تا غزلهای شما، ها! میشناسیدم؟
این زمانم گــــرچه ابر تیره پوشیدهاست
من همان خورشیدم اما، میشناسیدم
پای ره وارش شکسته سنگلاخ دهر
اینک این افتاده از پا، میشناسیدم؟
میشناسد چشمهایم چهرههاتان را
همچنانی که شماها میشناسیدم
اینچنین بیگــــانه از من رو مگردانید
در مبندیدم به حاشا!، میشناسیدم!
من همان دریایتان ای رهروان عشق
رودهای رو به دریـــا! میشنـاسیدم
اصل من بــــودم , بهــانه بود و فرعی بود
عشق”قیس”و حسن”لیلا” میشناسیدم؟
در کف “فرهـاد” تیشه من نهادم، من!
من بریدم “بیستون” را میشناسیدم
مسخ کرده چهرهام را گرچه این ایام
با همین دیدار حتی میشنـاسیدم
من همانم, آَشنــای سالهـای دور
رفتهام از یادتان!؟ یا میشناسیدم!؟
کلاغ لکه ننگی بود بر دامن آسمان و وصله ناجور بر لباس هستی و صدای ناهموار و ناموزونش خراشی بود بر صورت احساس. با صدایش نه گُلی می شکفت و نه لبخندی بر لبی مینشست. صدایش اعتراضی بود که در گوش زمین میپیچید. کلاغ خودش را دوست نداشت و بودنش را. از کائنات گله داشت. فکر میکرد در دایره قسمت نازیباییها تنها سهم اوست و نظام احسن عبارتی است که هرگز او را شامل نمیشود. کلاغ غمگینانه گفت: کاش خداوند این لکه سیاه را از هستی میزدود و بالهایش را میبست تا دیگر آواز نخواند. خدا گفت: صدایت ترنمی است که هر گوشی آن را بلد نیست. فرشته ها با صدای تو به وجد میآیند. سیاه کوچکم! بخوان! فرشتهها منتظر هستند. و کلاغ هیچ نگفت. خدا گفت: سیاه چونان مرکب که زیبایی را از آن مینویسند و تو این چنین زیباییات را بنویس و اگر نباشی جهان من چیزی کم دارد. خودت را از آسمانم دریغ نکن. و کلاغ باز خاموش بود. خدا گفت: بخوان! برای من بخوان. این منم که دوستت دارم. سیاهیات را و خواندنت را. و کلاغ خواند. این بار اما عاشقانهترین آوازش را خدا گوش داد و لذت برد و جهان زیبا شد.
اینم داستان زندگی من…
ای دوست پایبند وفا بودم و هستم.
والله که من اهل صفا بودم و هستم.
دانی ز چه این دل به خودش میبالد.
از این که فدای رفقا بودم و هستم.
به دیدن آمده بودم دری گشوده نشد
صدای پای تو ز آنسوی در ، شنوده نشد
سرت به بازوی من تکیه ای نداد و سرم
دمی به بالش دامان تو غنوده نشد
لبم به وسوسه ی بوسه دزدی آمده بود
ولی جواهری از گنج تو ربوده نشد
نشد که با تو برآرم دمی نفس به نفس
هوای خاطرم امروز مشکسوده نشد
به من که عاشق تصویرهای باغ و گلم
نمای ناب تماشای تو نموده نشد
یکی دو فصل گذشت از درو ، ولی چه کنم
که باز خوشه ی دلتنگیم دروده نشد
چه چیز تازه در این غربت است ؟ کی ؟ چه زمان
غروب جمعه ی من بی تو پوک و پوده نشد ؟
همین ندیدنت امروز – روزها طی گشت
که هر چه خواستم از بوده و نبوده نشد
غم ندیدن تو شعر تازه ساخت . اگر
به شوق دیدن تو تازه ای سروده نشد
بچه ها من میدونم اینجا جای شعر و شاعری نیست و جای جک های +۱۸ هست ولی واقعا حیفم اومد اینا رو نشنوین:
این بار هم نشد که ببرم کمند را
و ز پای عشق بگسلم این قید و بند را
این بار هم نشد که به آتش در افکنم
با شعله ای ز چشم تو هر چون و چند را
این بار هم نشد که کنم خاک راه عشق
در مفدم تو ،منطق اندیشمند را
این بار هم نشد که ز کنج دهان تو
یغما کنم به بوسه ای آن نوشخند را
تا کی زنم دوباره به گرداب دیگری
در چشم های تو دل مشکل پسند را ؟
پروایم از گزند تعلق مده که من
همواره دوست داشته ام این گزند را
من با تو از بلندی و پستی گذشته ام
کوتاه گیر قصه ی پست و باند را
چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت /
نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت /
عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده /
حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت /
گفتا که «که را کشتی تا کشته شدی زار؟ /
تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت؟» /
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس/
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت/
چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم
به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور
به همان سبز صمیمی ، به همبن باغ بلور
به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری
که سراغش ز غزل های خودم می گیری
به همان زل زدن از فاصله دور به هم
یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم
به تبسم ، به تکلم ، به دلـارایی تو
به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو
به نفس های تو در سایه سنگین سکوت
به سخن های تو با لهجه شیرین سکوت
شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است
در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است
یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش
می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش
آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده
بر سر روح من افتاده و آوار شده
در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است
یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش
می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش
رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است
آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست
راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟
اگر این حادثه ی هر شبه تصویر تو نیست
پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟
آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود
اینک از پشت دل آینه پیدا شده است
و تماشاگه این خیل تماشا شده است
آن الفبای دبستانی دلخواه تویی
عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگی ست ، به انکار مکوش
اینم آخرین شعر فوق عرفانی:
بد بخت آنکه گرفتار عقل شد/خوشبخت آنکه کرّه خرآمد الاغ رفت
پس تا وقتی دوباره حوصله وبگردی کنم.
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای
لره زنگ میزنه قم میگه داداش یک امام جمعه برای ما بفرسین.طرف برمیگرده میگه دیروز یکی فرستادیم چیکار کردین ؟ لره میگه اونو کشتیمش باهاش امام زاده درست کردیم
ترکه اتیش میگیره میبرنش بیمارستان دکتر میبینه ده درصد سوختگی داره نود درصد کوفتگی. تحقیق میکنه میفهمه با بیل خاموشش کردن
به قزوینیه میگن بزرگ ترین ارزوت چیه میگه :کون رضازاده
لا اقل bache esfahani تو چیزی نگو که اصفهانیا بعد از زمان صفویه همشون از کمر ترکا اومدن بیرون. چون در اون زمون به دستور شاه عباس بیشتر صنعت کارای ترک به اجبار به اصفهان آورده شدن که اونا هم بالاخره باید خودشونو خالی می کردن ( که نتیجه شدین شما )
امیدوارم که گرفته باشی منظورمو پس لااقل واسه خاطر خودت هم شده چیزی در مورد ترکا به خصوص تبریزی ها نگو هه هه
اصفهانیابا گوز خانواده خونشونو گرم می کنن
اصفهانیا به آب معدنی آب قاطی می کنن، چون معتقد هستن که غلیظه
اصفهانیه ۲۰ می گیره باباش تا حدمرگ میزنتش که اگه ۱۰ هم گرفته بودی قبول می شدی پدر سوخته لازم نبود جوهر و حروم کنی
شکایت پدر زن اصفهانی : طرف اومدس، دیدس ، پسندیدس ، بردس ، خوردس ، مالوندس ، چلوندس ، چپوندس ، زدس، پوکوندس حالا آوردس میگه پاره بودس….. آخه این رسمس ؟؟ س م س هه هه
حالا باز برمی گردیم به ترکا هه هه نه نمی گردیم برید پی کارتون بسه
وووووو اینکه سوسول و بقیه من اصلا نمیخوام غیرتی بازی در بیارم ولی لطفا جک بگین بخندیم نه اینکه توهین بکنید.
۱۳۰۰ سال حکومت ترکا به این خاطر بود که بقیه کون گشاد بودن نه ترکا.
پسره سینه دختره رو میگیره، دختره میگه کثافت تا ۱۰۰۰ میشمارم ولش کن
اصفهانیه خودکارش تموم میشه ترک تحصیل می کنه
توبشوساحل قلبم
من میشم ماهی مرده
تا بگن به عشق ساحل لب دریا جون سپرده
سگها به ۳دلیل آفریده شدن ۱یارچوپان۲ترس بزای گرگها ۳ازهمه مهمتر روحیه دادن به فارسها
ترکه توصف سنگکی بوده فارسه میاد میگه تو اینجا چیکار میکنی توباید نون بربری بخری ترکه میگه بربری خریدم اینو میبرم واسه سگم
بچه اصفهانی شماهاکه خسیسین هیچ گهی تو این مملکتم نخوردین بهتره مرداتونم چادرسرکنن بشینن پیش خانوماشون راستی زیادکلمه مینویسه سکته میکنی ها
درمورد رنگ ابی همین کریم ترک بود که دهن همه ی ابیهارو سرویس کرد یاشاسین پرسپلیس یاشاسین رنگ قرمز
۰۹۳۵۵۷۹۱۸۷۶ هرکی دوست داره اس بفرست من بچه باحالیم فقط از توهین خوشم نمیاد
نه بیخودی فقط مساله رو حساس نکنید. ترکها و جک نویسی دو مقوله لاینفصال هستند نمیشه از هم جدا کرد ولی خوب خوش به حالمون که یه ملتو می خندونیم.
ترکه برای اولین بار دوس دخترشو میاره خونه، تا میرسن خونه یارو نمیزاره دختره شلوارشو هم دربیاره و یا علی …
بعد اینکه کارش تموم شد، میگه پرده نبود که برزنت بود ک***ی***ر م شکست
دختر اگر open شود بی پرده جنده می شود، چیزی شبیه معجزه با ک**ی**ر ممکن میشود
عباس؛بابا ترکا خرن؛گاون؛و هر حیوونی؛قبول کن؛آخه این بچه اصفهانیه شافتش آتیش گرفته داره خواهر خودشو میگایه
احمد جون و شما ناصر خان … میخواستم بدونم از حرفام ناراحت شدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خب طوری نیست… به تخمم که ناراحت شدین
بابا چرا بحثو سیاسی میکنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینکه ترکا خرن رو غیراز خوده ترکا همه ی ایران قبول دارن….اصن شاید تا چند ساله دیگه جهانی هم بشه…
بابا خداوکیلی به آدم بگن خسیس ۱۰۰۰ بار بهتره تا بگن خر….
راستی یه سوال چرا شماها گوشاتون کوچیکه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میتونم بپرسم از چه نژادی هستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این سعید هنرمندم یه چیزی گفت نمرده از دنیا نره… آخه گلابی مگه کوری که هر چی که شما مثلا” بهش افتخار میکنین اصفهانیا میسازند بچه ریقو…راستی میخواستم بهت بگم حالم از پسرایی که میان اینجا شماره میذارند بهم میخوره…ابروی ما پسرا هم میبرید با این کاراتون…
راستی بچه ها همه ی ترکا تاریخ دونند… عزیزم برو ببین حالا دارید چه گهی میخورید …نمیخواد برید تو۱۰۰۰سال پیش البته ۱۰۰۰ سال پیش هم هیچ گهی نمیخوردید…
آقا خلاصه منو ببخشید… ایشالا که به کسی بی احترامی نکرده باشم…
اما خداییش من از ترکا خوشم میاد … من از لرا متنفرم… اما خودمم نمیدونم چرا اینارو نوشتم… خب دیگه منم ک.س خ.ل.م خودم قبول دارم ..
پس بچه اصفهانی ک.س.خ .ل.ی.مثل تو از خرم بدتر چرا حالا قاطی میکنی
بینکیو می افته تو شلوال بیرزنه میگه نه نه تا میتونی دروغ بگو
ای کاش به کسی توهین نشه خدا را شکر درمورد کردها اس نداریم ممنون از اس های باحالتان عالی است
به یارو میگن با گوهر جمله بساز میگه : تو گو هر موقع منو دیدی گفتی جمله بساز.
رشتیه اسم دخترش رو میزاره مین.میگن چرا؟میگه میخوام کسی نپره روش
ترکه میره دستشویی میاد بیرون میبینند کونش خونیه میگن چرا میگه لامذهب صصصددددددداااشو میبره بالا
آن شنیدستی که زنبوری پلید / آلت یک بینوایی را گزید / مردک از درد و تعب فریاد کرد / زان گزیدن آلت وی باد کرد / همسرش چون آلت وی را بدید / از مسرت خشتک خود را درید / پس نوازش کرد آن چیز کلفت / روبه درگاه خدا نالید و گفت / بار الاها از در لطف و کرم / رحمتی کن تا بماند آن ورم .
عالی بود
ترک
با قزوینیه مسابقه ۲۰ سوالی میزارن
میپرسه : گرد است ؟ میگن : بله . میگه ک-و-ن است میگن : نه . میگه : سفید است . میگن: بله . میگه : ک-و-ن است ؟ میگن : نه . میگه: شیار دارد ؟ میگن : بله . میگه : ک-و-ن است ؟ میگن : نه . میگه سوراخ دارد ؟ میگن : نه .میگه : این چه ک-و-ن-ی است که سوراخ نداردددددد
be lore migan ta hala kasi ro shad kardi migeh kardam vali nemidonam shad shod ya na
مردا همشون سر تا پا دروغن فقط یه جاشون راسته اونم تو شورتشونه که همش راست نی.
یارو میره خواستگاری خانواده عروس گفتن دوماد چکاره. دوما د قصاب بوده .میگه لواز یدکی گوسفند داره.
لر داشته بچشو میزده بش میگن چرا بچتو میزنی میگه پدر سگ رو بخاری عکس ک.و.ن کشیده هم دست من سوخته هم لب عموش.
وات ایز دیز دیز ایز یک چیز نوک تیز سرش گردو کمی تیز ابش گرمو کمی لیز موهاش فرفر و ویزویز بهش دست نزنی جیز
hاز یه ترکه می پرسن راسته که شما به خرا می گید داداش میگه آره داداش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!؟!؟؟!!؟!؟!؟!
تربچه
یارو دست نداشته خیلی ناراحت بوده با خودش فکر میکرده
یهویی بنده خدایی رو دیده دو تا دست نداره هی بالا پایین میپریده
میگه من یه دست ندارم ناراحتم تو چرا دو دست نداری و این قد بالا پایین میپری
میگه من کونم میخاره نمیتونم بخارونمش !!!!!!۱
سلام دمت گرم خیلی باحال بودن مرسی
خدا تواخرت ازت سوال نمی پرسه چه ماشینی روروندی اماحتماسوال می کنه که چندنفرپیاده رو به مقصدرسوندی؟
قابل توجه دخترهای که هرچی بوق می زنیم ناز می کنن نمی دونن حدف پسرهاالهی است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حرف نداشت
بگم دیوونه اید میگین نه حالا چرا اینجا درگیر میشید
گل پسرا جکای توپتونو بنویسید خلاص
چرا اعصاب رنده میکنید
دمتون جزغاله
یدونین رز موفقیتم توزندگی جیه
/
/
/
/
/
/
باشه میگم ولی قول بدین به کسی نگین
/
/
/
/
این رمز
/
/
۱۲۴۵۵۶۴۸۶۲۱۰۸۵۳۰۴