در این قسمت شما می توانید جک های خودتان را بنویسید .
حواستون باشه وسط کلمات بد جک ، نقطه بگذارید تا سایت فیلتر نشه . مثلا کلمه سکس را این طوری بنویسید : س.ک.س
جک قومیتی ننویسید
آبان ۱۰, ۱۳۸۶ در ۴:۳۵ ق.ظ · در دسته جك هاي ويژه سر آشپز
در این قسمت شما می توانید جک های خودتان را بنویسید .
حواستون باشه وسط کلمات بد جک ، نقطه بگذارید تا سایت فیلتر نشه . مثلا کلمه سکس را این طوری بنویسید : س.ک.س
جک قومیتی ننویسید
در جک های ارسالی فقط جک بنویسید
همین حالا عضو شوید


میدونی دودول مخفف چیه؟
د:دلم و:واسه د:دیدنت و:واقعا ل:لک زده
رشتیه زنش حامله نمیشده محلشونو عوض میکنه!!
خانمها بهترین مهندسان کامپیوترهستند زیرا در۱۰ ثانیه نرم افزار آقایون را به سخت افزار تبدیل میکنند!!!
توسینما یه زنبور میره توشلوار دختره اگه گفتی کجاشو نیش زد؟! دست دوست پسرش!!!
در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل .
مالرب
تو اردبیل تلویزیون داشته یه برنامه راز بقا نشون میداده که یهو دو تا خر میزنند یه شیر رو می کشند. برنامه قطع میشه و این آهنگ پخش میشه:
ورزشکاران… دلاوران ….نام آوران… به نام یزدان پیروز باشید
یه آبادانیه وسط خیابون ایستاده بوده یه هو میبینه سیل داره همه جارو ویگیره، عینکه ریبونشو در میاره میزاره رو دمپایی ابریش هل میده رو آب میگه تو خودتو نجات بده مو یه خاکی تو سروم میکنم
به ترکه میگن بجه ات را بیشتر دوست داری یا نون بربری را میگه تو را به خدا منو سر دو راهی قرار ندهید
مرد به سرعت به خانه امد و فریاد زد عزیزم ساکتو ببند .من همین الان ۱۰ میلیون دلار برنده شدم . زن : ساکها رو برای ساحل ببندم یا کوه . مرد : مهم نیست فقط ساکتو ببندو از جلو چشام دور شو
-می دونی…دوست دارم… عاشقتم… می میرم برات…. می بوسمت… . . . . . . . چند تا میم داره…!!!!؟؟؟؟؟؟
ترکه زخم معده میگیره چسب زخم میخوره
هفته عزراییل
شنبه:
امروز رو مثلا گذاشته بودم واسه استراحت و رسیدگی به کارهای شخصی ام ولی مگه این مردم میذارن؟!
یکشنبه:
امروز واقعا اعصابم خورد بود چون به هیچکدام از کارهای اداریم نرسیدم.
۸۷۵۳ تصادفی ، ۶۸۹۳ اعدامی ، ۹۸۷۲ تزریقی ، ۴۴۵۹۶ ایدزی ، و یک نفر بالای ۱۴۵ سال سن رو واسه خاطر یک آدم وقت نشناس از دست دادم … برای خودکشی اونقدر قرص خواب خورده بود که هر کاری میکردم دیگه روحش بیدار نمیشد!
دوشنبه:
رفتم بیمارستان ویزیت یکی از مریضا. دور تختش اونقدر شلوغ بود که نمیتونستم برم جلو. همه روپوش سفید پوشیده بودن و داشتند تند تند یادداشت برمیداشتن. هر جور بود راهو باز کردم و رفتم بالای سر مریض، اما دیدم دانشجوهای پرستاری قبل از من کشتنش. اگه دیر تر رسیده بودم ممکن بود حتی روحشم ناقص کنن!
از همکاری بدم نمیاد، ولی بشرط اینکه قبلا با من هماهنگ بشه وگرنه خوشم نمیاد کسی تو تخصصم دخالت کنه.
سه شنبه:
مادره با دوتا بچه اش میخواستن از خیابون رد شن. اول دست یکی از بچه ها رو گرفتم، اما دیدم اون یکی داره نیگام میکنه.
دست اون یکی رو هم گرفتم، اما دیدم باز مادره داره یه جوری نگام میکنه. اومدم دست خودشم بگیرم، اما دیدم یه عوضی با ماشین همچی با سرعت داره میاد طرفمون که اگه خودمو کنار نکشم ممکنه به خودمم بزنه. با یک اشاره ماشینش منحرف شد و کوبید به درخت. به خودم که اومدم دیدم مادره و بچه هاش از خیابون رد شدن و برای تشکر دارن برام دست تکون میدن.
منم براشون دست تکون دادم و برای اینکه دست خالی نرم همونی که کوبیده بود به درخت رو با خودم بردم. طرف اونقدر خورده بود که روحشم یه جورایی نشئه بود و فکر کنم هنوزم که هنوزه نفهمیده مرده!
چهار شنبه:
خیلی عجله داشتم، اما وایستادم تا دعواشونو ببینم. چون جای دیگه کار داشتم خواستم برم، ولی دیدم یکیشون داره فحش بدبد میده. اونقدر ازش بدم اومد که توی راه بهش گفتم: اگه زبونتو نیگه داشته بودی الان نه خودت چاقو خورده بودی و نه دست من زخمی میشد! الان چند ساعته که همه کارهامو ول کردمو دارم روحش رو پنچرگیری میکنم!
پنج شنبه:
اونقدر از برج ایفل برام تعریف کرده بودند که هوس کردم این آخر هفته ای برم اونجا و یه دیدی بندازم. وقتی رسیدم بالای برج، دیدم یه آقایی با دوربینش رفته رو لبه وایستاده تا از منظره پایین عکس بگیره.راستش ترسیدم بیفته. با خودم گفتم اگه کمکش نکنم ممکنه همچی بخوره زمین که دیگه قابل شناسائی نباشه. با احتیاط رفتم جلو بگیرمش نیفته اما تو یه لحظه جفتمون چنان هل شدیم که روحش موند تو دست من و جونش پرت شد پائین! باور کنید اصلا تو برنامم نبود ولی بالاخره پیش اومد.
جمعه:
بابا ولم کنید جمعه که تعطیله! میگن تو جمعه ها مرده ها هم آزادن، اونوقت خدا رو خوش میاد طفلکی من آزاد نباشم ؟!
روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت. ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد.
پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد . مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند. پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند.
پسرک گفت:”اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک خواستم کسی توجه نکرد. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم. “برای اینکه شما را متوقف کتم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم “.
مرد متاثر شد و به فکر فرو رفت…. برادر پسرک را روی صندلی اش نشاند، سوار ماشینش شد و به راه افتاد ….
در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنیم که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب کنند
یک .
خبٌ : این کلمهای است که زنان برای پایان دادن به مکالمههایی استفاده میکنند که در آن حق با آنهاست و شما باید خفه بشوید.
دو .
پنج دقیقه : اگر مشغول لباسپوشیدن است یعنی حداقل نیم ساعت. هرچند پنج دقیقه دقیقاً معادل پنج دقیقه است اگر به شما پنج دقیقه بیشتر زمان جهت تماشای فوتبال داده شده باشد.
سه.
هیچٌی : این آرامش قبل از توفان است. معنی و مفهوم آن این است که باید به شدت گوشبهزنگ باشید . بحثهایی که با هیچی شروع میشوند، غالباً با خبٌ تمام میشوند.
چهار .
بفرمایید: این کلمه اصلاً ربطی به اجازه دادن انجام کاری ندارد. “اگه جرئت داری” در آن مستتر است .
پنج .
آه بلند : این در حقیقت یک کلمه محسوب میشود که معمولاً درست فهمیده نمیشود. آه بلند یعنی او فکر میکند شما یک احمق بهدردنخور هستید و او نمیداند چرا دارد وقتش را با ماندن و بحث با شما سر هیچٌی تلف میکند .
شش.
اشکال نداره : این یکی از خطرناک ترین جملاتی است که زن شما ممکن است به شما بگوید. اشکال نداره یعنی اون به زمان طولانیتری احتیاج دارد که تصمیم بگیرد شما چگونه باید تاوان این اشتباهتان را پس بدهید.
هفت .
ممنون : از شما تشکر میکند. فقط بگویید خواهش میکنم. هیچ حرف اضافهای نزنید . خیلی ممنون میتواند نشان دهنده یک خطر بالقوٌه باشد .
هشت .
اصلاً هرچی : این ترکیب برای گفتن دهنت سرویسه یا مرده شورت رو ببرن استفاده میشود .
نه .
نگرانش نباش عزیزم، خودم انجام میدم: یک جمله بسیار خطرناک دیگر. به معنی آنکه این کار به دفعات متعدد به شما محول شده و حالا تصمیم گرفته خودش دست به کار شود. این حالت معمولاً منجر به حالتی خواهد شد که شما بپرسید چی شده؟
کنند
پسره نخبه بوده میذارنش کلاس زبان. یه روز بعد از کلاس میره ساندویچی میبینه نوشته هات داگ.
میگه بزار یه سگ داغ بخورم.
خلاصه طرف براش میاره.
میگه اوه اوه ببین از سگه کجاش به ما رسید
کنون رزم جومونگ و رستم شنو، دگرها شنیدستی این هم شنو
به رستم چنین گفت اون جومونگ!
ندارم ز امثال تو هیچ باک
که گر گنده ای من ز تو برترم
اگر تو یلی من ز تو یلترم
رستم انگار بهش برخورد، یهو قاطی کرد و گفت:
منم مرد مردان ایران زمین
ز مادر نزادست چون من چنین
تو ای جوجه با این قد و هیکلت
برو تا نخورده است گرز بر سرت
جومونگ چشماشو اونطوری گشاد کرد و گفت:
تو را هیچ کس بین ایرانیان
نمی داندت چیست نام و نشان
ولی نام جومونگ و سوسانو را
همه میشناسند در هر مکان
تو جز گنده بودن به چی دلخوشی
بیا عکس من را به پوستر ببین
ببین تی وی ات را که من سوژشم
ببین حال میدن در جراید به من
منم سانگ ایل گوکه نامدار
ز من گنده تر نامده در جهان
تو در پیش من مور هم نیستی
کانال ۳ رو دیدی؟ کور که نیستی
در اینحال رستم پهلوان، لوتی نباخت و شروع به رجز خوانی کرد:
چنین گفت رستم به این مرد جنگ
جومونگا ! تویی دشمنم بی درنـگ
چنان بر تنت کـــوبم ایـــن نعلبکی
که دیگر نخواهی تو سوپ، آبــکی
مگـــر تو نـــدانی که مـن کیستم؟
من آن (تسو) سوسولت! نیستم
منم رستم، آن شیر ایــران زمین
(بویو) کوچک است در نگاهم همین
بعد از رجز خوانی رستم پهلوان، جومونگ از پشت تپه ای که آنجا پنهان شده بود آمد:
جومونگ آمد از پشت تل سیاه
کنارش(یوها) مــادر بی گنـاه!
بگفت:هین! منم آن جومونگ رشید
هم اینک صدایت به گوشــم رسید
(سوسانو) هماره بود همسرم
دهــم من به فرمان او این سرم
چون او گفته با تو نجنگم رواست
دگر هر چه گویم به او بر هواست!
و بعد از حرفهای جومونگ درد دل رستم آغاز گردید:
و این شد که رستم سخن تازه کرد
که حرف دلش گفت (پس کو نبرد؟!)
بگفت ای جومونگا که حرف دل است
که زن ها گـــرفتند اوضــاع به دست
که ما پهلوانیم و این است حالمان
که دادار باید رسد بر دل این و آن!
و اینچنین شد که دو پهلوان همدیگر را در آغوش گرفتند و بر حال خود گریه سر دادند:
بگذار تا بگرییم چون ابر در بهــــــاران
کز سنگ ناله خیزد بر حال ما جوانان!
امیدوارم خوشتون اومده باشه اگه بازم خواستین میذارم جالبن انشالله پسندیده باشین
مونا من خیلی ازت خوشم اومده اگه میشه ایمیلتو بهم بده
سانازجون مطالبت خیلی جالب و قشنگ بود
جکای تو هم فوق العاده بودم عزیزم
ترکه داشته با اخم پولکی میخورده بهش میگن چته؟ میگه :والا ما هرچی بگیم شماها میگین ترکا خرند ولی به خدا این چیپسا شیرینند
……………………………………………………
ترکه باخرش میرفته بعد فارسه می بینه که ترکه بربری می خوره به خرش نون فانتزی می ده ازترکه می پرسه چرا به خرت نون فانتزی میدی وخودت بربری می خوری میگه خرهای ما فارسن
……………………………………………………
به ترکه می گن سفره حج چطور بود می گه عالی ،خیابوناش تمیز ، برجاش بلند ، ماشینا همه اخرین مدل یه جای دیدنی هم داشت که خیلی شلوغ بود من نرفتم
……………………………………………………
خروسه میره لب دیوار میبینه ماشین حمل مرغ رد می شده صدا میزنه بچه ها بیایید سرویس دخترها داره میاد دیدم
……………………………………………………
یه روز یه میخ میره عروسی اونقدر می رقصه پیچ میشه
……………………………………………………
یا ایهاالساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی تالار و شام و عاقد و عکاس و آرایشگر و فیلم و لباس و تاج و کفش و کیف و ساک و سکه و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجیر و سرویس طلا آنهم از آن سرویس خوشگلها… و از این جور مشکلها
……………………………………………………
شعارهای جدید انرژی هسته ای: انرژی هسته ای آزاد باید گردد! آمریکا در چه فکریه… ایران پر از هستهایه وای اگر انرژی هسته ای حق مسلم ماست تا خون در رگ ماست… انرژی هسته ای حق مسلم ماست! عقاب آسیا کیه ؟ … انرژی هسته ایه ما انرژی هسته ای میخوایم ، یالا یالا ، حالا وای وای ، وای وای وای وای.
……………………………………………………
ترکه رادیولوژیست میشه به مریض میگه: تو عکستون یک شکستگی تو دنده راست سینتون دیدم، با فتوشاپ درستش کردم
……………………………………………………
به ترکه میگن چرا جورابات یه لنگش آبی یکی قرمز ؟ میگه والا نمیدونم بدبختی اینه که یه جفت دیگه هم تو خونه دارم همین طوری
……………………………………………………
یارو عاشق می شه روی در خونش می نویسه بزودی در این محل جشن عروسی برگزار می شود
……………………………………………………
یه روز ترکه میره عروسی تو عروسی برف شادی میزنن ترکه سرمامیخوره
……………………………………………………
فرق باطری با دختر چیست؟ باطری اقلا یک قطب مثبت داره ولی دختر هیچ چیز مثبتی نداره
……………………………………………………
پلیس بین الملل اعلام کرد: نشان مخصوص حاکم بزرگ میتی کومان توسط قزوینیان به سرقت رفته مراقب باشید احترام نگزارید
مکیدن ممنوع!خوردن ممنوع!لیسیدن ممنوع!فروکردن انگشت ممنوع!زبان زدن ممنوع!
اینارو شیشه یه عسل فروشی تو لرستان نوشته شده بود.
تو مراسم ختم لره بلندگو میگه:مرحوم وصیت کرده سیاه نپوشین. یکی داد میزنه مرحوم گه خورده ما به احترامش میپوشیم!!!
لره آزمایش ادرارش گم میشه میگه بله دیگه مملکت بخور بخوره!!!
از لر میپرسن امام رضا چرا رفته بود مشهد میگه: رفته بود زیارت!!!
به لره می گن با وطن جمله بساز. میگه من رفتم حمام و تنم را شستم. می گن نه!!با ط دسته دار. میگه اتفاقا با طی دسته دار شستم!!!
به لره که از حج برگشته میگن سفر حج چطور بود… میگه: خیلی سنگ خورد تو سرو صورتم ولی آخرش بوسیدمش!!!
یه لره رفت پارتی. فرداش رفیقش ازش پرسید چطور بود. لره گفت: خیلی عالی بود . روی من اسم یه گل گذاشته بودن و هی صدام میکردن. رفیقش گفت چی میگفتن. لره گفت: من و انداخته بودن وسط و هی دورم میچرخیدن میگفتن اسگله رو اسگله رو …
جدیدترین جمله ای که لرا پشت ماشناشون می نویسن:
برار غریبم جومونگ!!!
صرف فعل نشستن به گویش لری:
مو بنیشم تونم بنیشی اونم بنیشه
ما که بنیشیم شمام که بنیشید
دیه جا نی اونا بنیشن!!!
دو دسماله چیست؟
-حرکتیست هلیکوپتری و غرور آفرین توسط جلف ترین فرد لر!!!
نصیحت پدرانه یک لر به بچه اش در شب امتحان: امشب بشین یه گوهی بخور
تا فردا یه انی بشی
تا توی یه طویله ای رات بدن
قاشلارین اوخدی سنین،عاشقین چوخدی سنین، من سنی چوخ سئویرم خبرین یوخدی سنین.
معنی:ابروانت همچون کمان است، عاشقانت زیاد است، من خیلی دوست دارم اما خودت بی خبری.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اس ام اس ترکی اس ام اس به زبان ترکی اس ام اس به زبان اذری اس ام اس عاشقانه به زیبان ترکی اس ام اس آذربایجانی
اگر من نقاش اولام دونیانی زندان چکرم،اولومی- آیرلیقی-حسرتی پشمان چکرم، اگر من صیاد اولام ، سن کیمین جیران اودونا ، اوره گی پاره ادیب عشقیوه هیجران چکرم.
معنی:
اگر من نقاش باشم دنیا را زندان خواهم کشید،مرگ – جدایی و حسرت را پشیمان خواهم کشید اگر من صیاد باشم به خاطر آتش عشق زیبایی همچون تو قلبم رو پاره کرده و عشقت رو به رنگ هجران خواهم کشید
خان ننه، هایاندا قالدین
بئله باشیوا دولانیم
نئجه من سنی ایتیردیم!
دا سنین تایین تاپیلماز
سن أولن گون، عمه گلدی
منی گتدی آیری کنده
من اوشاق، نه انلیایدیم ؟
باشیمی قاتیب اوشاقلار
نئچه گون من اوردا قالدیم.
قاییدیب گلنده، باخدیم
یئریوی ییغیشدیریبلار
نه أوزون و نه یئرون وار
«هانی خان ننهم؟» سوروشدوم
دئدیلر که: خان ننه نی
آپاریبلا کربلایه
که شفاسین اوردان آلسین
سفری اوزون سفردی
بیر ایکی ایل چکر گلینجه
نئجه آغلارام، یانیخلی
نئچه گون ائله چیغیردیم
که سسیم، سینم توتولدی
او، من اولماسام یانییندا
اوزی هئچ یئره گئدنمز
بو سفر نولوبدی من سیز
أوزی، تک قویوب گئدیبدی ؟
هامیدان آجیخ ائدرکن
هامیا آجیخلی باخدیم
سورا باشلادیم که: من ده
گئدیرم اونون دالینجا
دئدیلر: سنین کی تئزدیر
امامین مزاری اوسته
اوشاغی آپارماق اولماز
سن اوخی، قرآنی تئز چیخ
سن اونی چیخینجا بلکه
گله خان ننه سفردن
تله سیک، راوانلاماقدا
اوخویوب قرآنی چیخدیم
که یازیم سنه: گل ایندی
داها چیخمیشام قرآنی
منه سوقت آل گلنده
آما هر کاغاذ یازاندا
آقامین گؤزی دولاردی
سنده کیگلیب چیخمادین
نئچه ایل بو انتظار لا
گونی، هفته نیسایاردیم
تا یاواش یاواش گوز آچدیم
آنلادیم که، سن اولوبسن!
از یارو می پرسن شما که زندگی زناشویی موفقی دارید، رمز موفقیتتان چیست؟
یارو میگه: من و زنم از اول ازدواج قراری گذاشتیم که تا به امروز هم اونو انجام میدیم و اون اینه که هفته ای دو شب بریم به بک رستوران خوب با غذای خوب، رقص و موزیک عاشقانه. اون شب های دوشنبه میره و من شب های جمعه
جمعهقوانین طلائی همسرداری (برای مردان ):
قانون اول: باید زنی داشته باشید که در کارهای خانه مثل آشپزی، تمیزکاری، گردگیری و … خوب باشد .
قانون دوم: باید زنی داشته باشید که موجبات سرگرمی و خنده و شادی شما را فراهم نماید .
قانون سوم: باید زنی داشته باشید مورد اعتماد و اطمینان و راستگو .
قانون چهارم: باید زنی داشته باشید که از بودن با او لذت ببرید و باعث آرامش خاطر شما باشد .
قانون پنجم: خیلی خیلی اهمیت دارد
طبق آمار انجام شده نماز میت بیشترین طرفدار را در میان جامعه دارد، زیرا :
وضو نمی خواهد
با کفش می شود خواند
رکوع و سجده ندارد
واجب نیست.
سالی چند بار بیشتر اجرا نمیشه
و تازه بعد از اتمام آن نهار هم میدن!
چرا باید به جکهای دیگران خندید؟ (آزاد تجربی ـ ۸۹)
۱) دفعه ی بعد که ما جک گفتیم نمیخندن ضایع میشیم!
۲) گسترش فرهنگ جک گفتن!
۳) این سوال قرار بود سال ۸۸ طرح بشه پس چون نخوندیم میریم تست بعدی!
۴) فرضیات مسأله ناقص است پس مسأله جواب ندارد!
به دو دلیل زنها فوتبالیست نمیشن:
۱٫عمرا ۱۱ تا زن یجور لباس بپوشن
۲٫عمرا بازی بعدی همون لباس و بپوشن
گویند که در ازمنه ای نه چندان قدیم روزی پسری به خانه آمد و به مادر گفت: ای مادر عزیزتر از جون ! مرا دریاب که الان در حال حضرم . پس مادر آنچنان که رسم مادران است به سینه بکوفت که چه شده ای گل پسرکم ! پسر نگاهی به مادر بکرد و گفت که اگر چه حیا دارم ولی به تو بگویم که امروز در محله مان چشمم برای اولین بار به این دختر همسایه خورد و نگاه همان و عشق همان ! پس اینک از تو مادر بزرگوار خواهم که به خانه آنها روی و او را به نکاح (عقد )من در آری که دیگر تاب دوری او را بیش از این درمن نیست !!! مادر نگاهی از سر دلسوزی به پسر بیانداخت و گفت : دلبرکم من حرفی ندارم و بسی خوشحالم که تو از همان ابتدای راه به جای الاف شدن در خیابان و ولنگاری راه حیا در پیش گرفتی و ازدواج کردن اما بهتر است که لختی درنگ نمایی که اینگونه عاشق شدن ناگهانی را رسم ازدواج نشاید و اگر هم بشاید دیری نپاید! پس پسر نگاهی زجمورانه به مادر بیانداخت و گفت مادرجان یا حال برو یا دیگر زن نخواهم که این ماه تابان ازدست من برود و عشق او وجودم را بسوزاند .
پس مادر که پسر خود را دوست همی داشت به سرعت چارقد خویش به سر کرد و به خانه همسایه رفت .
در آنجا چشمش به سه دختر خورد یکی از یکی زیبا تر پس اس ام اس ( همان پیامک ) بزد که یا بنی ! دراین منطقه که تو ما را فرستادی نه یک ماه که سه ماه در پشت ابرند و یکی از یکی ماه تر بگو که کدام ماه چشم تو را برگرفته ! پس پسر نیز اس ام اسی بزد که یا مادر ! آن ماهی که خالی در گونه چپش بدارد ! مادر نیم نگاهی به ماه ها بنمود و دوباره اس ام اس زد که ای پسر این ماهان همه خال دارند . پس دوباره پسر اس ام اس بزد که آن ماه من خالش کمی بزرگتر باشد از باقیه ماهان ! مادر لختی درنگ بکرد و دوباره اس ام اس بزد که من چشمهایم خوب نبیند که خال کدام بزرگتر است . پسر اس ام اسی دگر بزد که مادرکم همان ماهی که مویش قهوه ای باشد ! مادر نگاهی بکرد و اس ام اس زد که این ماهان مویشان نیز یکرنگ است ! پسر با عصبانیت اس ام اس بزد که مادر! آن دو ماه کوفتی دیگر موهایشان مشکی است و این دگر قهوه ای است!!! آخر مادر جان تو که چشمهایت نمی بیند عینکی برای خود ابتیاع کن !!! حالا عیبی ندارد مادر عزیز! نشان دیگر به تو دهم ببین روی بازوی کدام ماه گرفتگی دارد ماه من همان است !!! مادر اس ام اس زد که آخر دراین معرکه من بازوی دختر مردم را چگونه ببینم ؟! پسر اس ام اس کرد که مادر جان تو که مرا کشتی ! خب ببین اگه لباس نازک دارد روی سینه چپش نیز خالی باشد و به خدا که آن دو ماه دیگر این خال را ندارند !!! مادر کمی دقت بفرمود و با خوشحالی فریادی زد و اس ام اس زد که احسنت بر تو شیر پا ک خورده ! یافتم ماه تو را که همان جور که بفرمودی است !! هنوز پسر اس ام اسی نفرستاده بود که مادر لختی درنگ بنمود و سپس سریع شماره پسر را بگرفت که : لندهور پدر سوخته !! خاک بر سر بی حیایت کنند! شیرم را حرامت می کنم (البته شیر خشکهایی را که بر حلق کوفتی ات ریختم ) خجالت نکشیدی ؟ فلان فلان شده بی حیا ………… ..
فارسه شب عروسیش بوده، بهش غذا نمیرسه. خیلی شاکی میشه و تا آخر همینجور اخماش تو هم بوده. آخر شب میشه بهش میگن: بیا بروتو حجله، عروس خانم منتظره. فارسه با همون اوقات تلخ میگه: هر پدرسگی که کبابشو خورده، بیاد کُسشم بکنه
کورش آقاهر روز که بقال سر کوچشون رو میدیده، یارو بهش میگفته: سلاااام کور آقای بیغیرت! دو سه هفتهای این قضیه تکرار میشه، کورش آقاهمچین بگی نگی بهش بر میخوره، یه شب به زنش میگه: ایران خانم شما روزها ما نیستیم چکار میکنی؟ این اصغرآقا بقال هی به ما میگه بیغیرت. ایران خانم میگه: هیچی بابا، تو بهش محل نگذار، اینا به تو حسودیشون میشه. کورش آقافردا دوباره از در مغازه یارو رد میشده، بقاله بهش میگه: سلااااام
کور آقای بی غیرت دهن لق!
معلم :معلم از دانش اموز می خواد درس بپرسه هر چی می گه بلد نیست مگه با انگشتات حساب کن، خوب بگو حالا چند تا انگشت داری؟
دانش اموز: بعد از چند لحظه می گه ۱۱ تا دارم اقا معلم .
این سوال هوش است ایا واقعا ۱۱ تا انگشت داشت
ایا شمارش بلد نبود
و ایا های دیگر
…..
.
.
.
.
.
. زیاد فکر نکن
دستش تو شلوارش بود
تو رشت مرکز فساد می زنند، رشتیه می گه خدا شکر زنم کار دولتی پیدا کرد.
اصفهونیه از ماه عسل بر میگرده ازش میپرسن خوش گذشت میگه خیلی میگن پس چرا زنت گریه میکنه میگه اخه دیدم خرجمون زیاد میشه اونو با خودم نبردم
خر پیری هنگام مردن خرهای دیگر را وصیت میکند.۱-سر یه مشت علف دعوا نکنین .۲ -مواظب گوره خر باشید پسر عمویتان است .۳-ترکها نسبتی با ما ندارند الکی خودشان را به ما چسبانده ان ما اصلیتمان تهرانیست.
رفیقی که رو طاقچه ی دلش / گاهی قاب ما رو هم یه دستمال میکشه فدای
فدای رفیقی که رو طاقچه ی دلش / گاهی قاب ما رو هم یه دستمال میکشه
لطف داری عزیز
ولی… نمیشه که
دربازی دل نگاه من مست تو بود….
هرباردلم شکست بابست تو بود……..
من شاه دلم رابه زمین انداختم………
اماچه کنم که تک دل دست تو بود
کم خور غم دنیا را.می زن دوسه پیمانه
تاچند اسیر دل .ای عاقل و فرزانه
ای بی خبر از مستی.بگذر زغم هستی
بر خیز وبزن ساغر.میخانه به میخانه
مونا ایمیلتو میدی خواهش می کنم جواب بده
Tavajo tavajo:Keano Reeves haman Jennifere sabegh ast
عربه می بینه رو در یه مطبی زدن داخلی اطفال و غیره . میره تو به دکتره میگه آقای دکتر ،غیره من درد میکنه دکتره می بینه یارو قصد حالگیری داره ،به عربه میگه بخواب معاینت کنم . عربه رو معاینه می کنه میگه تو حامله ای . عربه شاکی میشه میگه آقای دکتر مگه مرد هم حامله میشه دکتر میگه باور نداری برو طبقه بالا بپرس . عربه تا میره طبقه بالا دکتره تا هفت طبقه زنگ میزنه با همکاراش هماهنگ میکنه . خلاصه عربه بعد از رفتن به هر هفت طبقه اعصابش خورد بوده که جاسم میاد میپرسه عبود چته . عربه هم که حسابی کلافه بوده میگه بابا تو بچگی یه دفعه دادیم حالا گندش در اومده
عربه میخواسته بره دوبی، موقع تفتیش تو فرودگاه دست مامور گمرگ میخوره به کیرش. یارو اهل بخیه بوده فکر میکنه عربه داره دلار خارج میکنه، میگه بگذار یوخده تیغش بزنیم. یک چشمک به عربه میزنه، میگه: حاج آقا، عرضه؟! عربه میگه: نه ولک، طوله
salam sanaz jan
akhe che esrarie
bebin nemitonam email amo bedam vai age dost dashty in id dostame best_evil_girl man saat2:30 ye sar mizanam
سال ۲۲۰۰ پسره از مامانش میپرسه مامان من چه جوری به دنیا اومدم. مامانش جواب میده از اینترنـت دانلودت کردم
ترکه می ره دکتر میگه آقای دکتر به نظر شما من ۱۰۰ سال عمر می کنم؟دکتر میگه:سیگار می کشی؟میگه:نه.عرق؟نه.تریاک؟نه.غذای چرب؟نه.خانم بازی؟نه. دکتر میگه:پس می خوای ۱۰۰ سال زنده بمونی چه غلطی بکنی
کوتاه ترین جک=جک
یه روز تو قزوین زلزله میاد دیوار میافته روی زن قزوینیه قزوینیه میگه فقط دیوار روت نخوابیده بود که اون هم خوابید…….
دوسسسسسسسسسسسسسسسست دارم ساناز
منم دوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسست دارم ماری
sanaz jooooooooooooooooooooooooooooooon man id nadaram ama in e-mil mane sanaz.sheyda@yahoo.com behem mil bezan har vaght avalin payamo dadi bego beram negah konam boooooooouuuuuuuuuuuuuuuoooooooooooooos bye
ah ah ah ina che love miterekonan yekam halam kharab shod
chiye hasoooooooooooooooooooooooooodit mishe