inicio mail me! sindicaci;ón

قرار ملاقات عاشقانه

پیرمرد به همسرش گفت بیا به یاد گذشته های دور، به محل قرارمان در جوانی برویم. من میروم تو کافه منتظرت می مانم و تو بیا سر قرار. بعد بنشینیم و حرفای عاشقانه بزنیم.
پیرزن قبول کرد.
فردا پیرمرد به کافه رفت، دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیامد!
وقتی به خانه برگشت دید پیرزن توی اتاق نشسته و گریه می کند.
ازش پرسید چرا گریه میکنی؟
پیرزن اشکهایش را پاک کرد و گفت:
بابام نذاشت بیام…

خنده بازار

 

, , ,

۲۸ Responses to “قرار ملاقات عاشقانه”

  1. hamed می‌گه:

    مرسی عالی بود

  2. zahra می‌گه:

    ali boodan mamnoon

  3. koroshkam می‌گه:

    سلام بچه هاواقعاعالی بودمن خیلی وقت هادلم میگیره یه دوست میخوام برای صحبت کردن وتنهای ودوست داشتن ۱۹سالمه از استانبوشهر۰۹۳۹۴۴۸۲۳۷۵

  4. koroshkam می‌گه:

    سلام بچه هاواقعاعالی بوددوستتون دارم لطفااگرکسی هست من خیلی وقت هادلم میگیره یه دوست میخوام برای صحبت کردن وتنهای ودوست داشتن حسین۱۹سالمه از استان بوشهرخوشحال میشم اگه کسی منو ازتنهای دربیاره.

  5. مهناز می‌گه:

    خوب بود

  6. مرتضی 09371758244 می‌گه:

    سلام مرتضی بچه شمال ۱۸ ساله برای دوستی با دختر خواهشا سرکاری نباشه۰۹۳۷۱۷۵۸۲۴۴
    سلام مرتضی بچه شمال ۱۸ ساله برای دوستی با دختر خواهشا سرکاری نباشه۰۹۳۷۱۷۵۸۲۴۴
    سلام مرتضی بچه شمال ۱۸ ساله برای دوستی با دختر خواهشا سرکاری نباشه۰۹۳۷۱۷۵۸۲۴۴
    سلام مرتضی بچه شمال ۱۸ ساله برای دوستی با دختر خواهشا سرکاری نباشه۰۹۳۷۱۷۵۸۲۴۴
    سلام مرتضی بچه شمال ۱۸ ساله برای دوستی با دختر خواهشا سرکاری نباشه۰۹۳۷۱۷۵۸۲۴۴
    سلام مرتضی بچه شمال ۱۸ ساله برای دوستی با دختر خواهشا سرکاری نباشه۰۹۳۷۱۷۵۸۲۴۴
    سلام مرتضی بچه شمال ۱۸ ساله برای دوستی با دختر خواهشا سرکاری نباشه۰۹۳۷۱۷۵۸۲۴۴
    سلام مرتضی بچه شمال ۱۸ ساله برای دوستی با دختر خواهشا سرکاری نباشه۰۹۳۷۱۷۵۸۲۴۴
    سلام مرتضی بچه شمال ۱۸ ساله برای دوستی با دختر خواهشا سرکاری نباشه۰۹۳۷۱۷۵۸۲۴۴

  7. رویا می‌گه:

    مرتضی جون تو اولین فرصت بهت میزنگم منم ۱۴ سالمه

  8. atta می‌گه:

    آنــــانـکه که گــذشته را بـه یـــاد نـمی آورنـــد ، مــحـکــوم بـه تـــکرار آنـنـد .

  9. atta می‌گه:

    بیخودی خندیدیم
    که بگوییم دلی خوش داریم

    بیخودی حرف زدیم
    که بگوییم زبان هم داریم

    و قفس هامان را
    زود زود رنگ زدیم
    و نشستیم لب رود
    و به آب سنگ زدیم

    ما به هر دیواری
    آینه بخشیدیم
    که تصور بکنیم
    یک نفر با ماهست

    ما زمان را دیدیم
    خسته در ثانیه ها
    باز با خود گفتیم
    شب زیبایی هست!

    بیخودی پرسه زدیم
    صبحمان شب بشود
    بیخودی حرص زدیم
    سهممان کم نشود

    ما خدا را با خود
    سر دعوا بردیم
    و قسم ها خوردیم
    ما به هم بد کردیم
    ما به هم بد گفتیم

    بیخودی داد زدیم
    که بگوییم توانا هستیم
    بیخودی پرسیدیم
    حال همدیگر را
    که بگوییم محبت داریم
    بیخودی ترسیدیم
    از بیان غم خود
    و تصور کردیم
    که شهامت داریم

    ما حقیقت ها را
    زیر پا له کردیم
    و چقدر حظ بردیم
    که زرنگی کردیم

    روی هر حادثه ای
    حرفی از پول زدیم
    از شما می پرسم
    ما که را گول زدیم ؟!

  10. اریا می‌گه:

    من اریام
    اینم شمارمه
    ٠٩١٢۴١٩٧۶٧٠

  11. فرشته می‌گه:

    عالی بود

  12. یه ناناز می‌گه:

    خیلی قشنگ بود

  13. الناز می‌گه:

    همه مطالب عالی هستند.ممنون ازهمتون
    برام دعا کنیددوستان

  14. صبا می‌گه:

    مردم ایران همشون فعالا.دمتون گرم

  15. nazi می‌گه:

    من نمیدونم اینجا واسه نظر دادنه یا کمپانیه دوست پیدا کردن؟؟؟؟؟

  16. Ajjjjjjjjjjab! می‌گه:

    اخnaziبه فدات که حرف دل منو زدی…..

  17. ساندی می‌گه:

    هه این جا چت رومه ؟!؟!

  18. Ajjjjjjjjjjab! می‌گه:

    خیلی خوشگل بو،دمتون قِیژ!

  19. الهه جون می‌گه:

    به شعوربقیه احترام بذارین خواهشا.هرکاری جایی داره.

  20. دوست می‌گه:

    س منم خوشم اومدچون دل منم شکسته اومیدوارم دلهای شمانشکنه باحالا@

موقع نوشتن کلمات را نکشییییییییید.

اینچوووووووووووری ننویسید

دستتان را از روی کی برد بردارید

در جک های ارسالی فقط جک بنویسید 

عضو تالار گفتگو شوید

http://www.talar.asroneh.com

همین حالا عضو شوید