جک جدید

جک و اس ام اس عصرونه

دوتا خانم داشتند با هم صحبت می کردند. یکی شون که ازدواج کرده بوده به اون یکی میگه:

فکرشو بکن دیروز یکی توی فروشگاه منو دوشیزه خانم صدا کرد

اون یکی میگه: خوب بابا حق داشته دیگه، اون فکر کرده آخه کی ممکنه تو رو گرفته باشه

* * * * WwW.asroneh.com * * * *

دختر خانومی ازدواج میکنه فردای عروسی مادر شوهرش میگه زهرا جون چطوری ؟

زهرا میگه زهرا جون نه زهرا خانوم مادر شوهر ش عصبانی میشه میگه

اگر تو با یک سوراخ شدی خانوم پس حتماً آبکش خانوم خانوماست.

* * * * WwW.asroneh.com * * * *

به دو دلیل زنها فوتبالیست نمیشن:

۱ – عمرا ۱۱ تا زن یجور لباس بپوشن

۲ – عمرا بازی بعدی همون لباسو بپوشن

* * * * WwW.asroneh.com * * * *

زن از شوهرش می پرسه: عزیزم! تو زن خوشگل دوست داری یا زن با شعور؟

شوهرش می گه: هیچ کدوم عزیزم! من تورو دوست دارم

* * * * WwW.asroneh.com * * * *

به یه مهندس ساختمان میگن: نظرت در مورد ساختمان بدن خانوما چیه؟

میگه: نماش حرف نداره،

حالش بیسته!…

حیف که دستشویی پذیراییش کنار همه!

* * * * WwW.asroneh.com * * * *

اگه گفتید شباهت “زن” با “گردباد” چیه؟

جفتشون اول که میان با هیجان وارد زندگیت میشن..

و جفتشون موقع رفتن خونه، ماشین، و همه زندگیتو با خودشون می برن

این نوشته در اس ام اس زناشویی, جك هاي ويژه سر آشپز, جک, جک باحال, جک جدید, جک خفن, ساير جك ها ارسال و , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

255 پاسخ به جک جدید

  1. عشق پرپر شده.... می‌گوید:

    سلام به تموم اونایی که قلبشون پاکه….تازه با این وبلاگ اشنا شدم…احساس میکنم که جای خوبیه واسه حرف زدن…شاید اینجا یکی به حرفام گوش کنه….شاید بشه حرفایی که خیلی وقته رو دلم مونده به یه نفر بگم…حتی اگه اون ادم یه رهگذر باشه…شاید بشه اینجا سرنوشت تلخ و عذاب اورمو واسه یه نفر تعریف کنم…شاید دلم یه کم اروم بشه…شاید یه نفر پیدا بشه که باور کنه این همه بی وفایی رو…شاید یکی این قدرتو داشته باشه که با تمام وجودش درک کنه این جمله رو که یه…عشق پرپر شده….

  2. عشق پرپر شده.... می‌گوید:

    در ضمن من ۲۱ سالمه…از این به بعد تو (جک جدید) کامنت میذارم…..

  3. عشق پرپر شده.... می‌گوید:

    بهار….و این همه دلتنگی…
    نه…
    شاید فرشته ای فصلها را به اشتباه ورق زده باشد….

  4. ALI می‌گوید:

    سکوت…….سکوت…………سکوت………………..سکوت…….سکوت…………….سکوت……………..سکوت……………

  5. 09397734726 شایان می‌گوید:

    فقط اس بدید

  6. علی بیغم می‌گوید:

    مریم جون کجا پیدات کنم بابا دلخوری ها رو بریز دور هنوزم دوستت دارم

  7. m.y می‌گوید:

    اینجا عجب علاف بازاریه….

  8. استکان ازدستم افتادشکست پدرم ناراحت شدمادرم حرص خورد خواهرم گفت مال من بودبرادرم گفت حیف قشنگ بود….اماوقتی قلبم شکست هیچ کس چیزی نگفت بمیرم ای دل بی صداشکستی؟.

  9. leila می‌گوید:

    salam shayan joon kojaii delam vasat tang shode

  10. leila می‌گوید:

    تودرمن آن تب گرمی که آبم میکند کم کم نگاهت/نیزچون مستی خرام میکند کم کم…./منم..آن کهنه دیوار بجا مانده از قلعه های سنگ/که بادو آفتاب آخر خرابم میکند کم کم

  11. مونا. . . می‌گوید:

    به جوکهای ارسالی شما** بیایید

  12. kami می‌گوید:

    salllllllam b hamegi booooooos vase hamatoon

  13. دیونه می‌گوید:

    سلام به همه دوستان…
    به لبخندی مرا از غم رها کن / مرا از بی کسی هایم جدا کن

    اگر مردن سزای عاشقان است / برای مردنم هر شب دعا کن . . .

  14. yousef می‌گوید:

    ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ: “ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻧﮋﺍﺩ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺍﻭﻣﺪ؟ﻣﺎﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﺩﻡ ﻭ ﺣﻮﺍ ﺭﺍ ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩ. ﺍﻭﻥ ﻫﺎ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺭﯼ ﻧﮋﺍﺩﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻭﻣﺪ.
    ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﺭﻭ ﺍﺯ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﺮﺳﯿﺪ.
    ﭘﺪﺭﺵ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: “ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﺎ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﻧﮋﺍﺩ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﭘﺪﯾﺪ ﺍﻭﻣﺪ..”
    ﺩﺧﺘﺮﮎ ﮐﻪ ﮔﯿﺞ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻧﺰﺩ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﯽ ﺧﺪﺍ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﻭﺁﻓﺮﯾﺪ ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﯼ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ…ﻣﻦ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﻢ!
    ﻣﺎﺩﺭﺵ ﮔﻔﺖ: ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻣﻦ ﺑﻬﺖ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻭ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﯼ ﺧﻮﺩﺵ!

    ﭘﺴﺮﮎ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ؛ ﻻ‌ﮎ ﭘﺸﺖ ﻣﺮﺩ ﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺍﺯ ﺭﻭﯾﺶ ﺭﺩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﺦ ﻣﯽ ﮐﺸﯿﺪ.

    ﺍﻭ ﻭﺍﺭﺩ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ “ﻓﺲ.ﺍﺩ” ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺁﻣﺴﺘﺮﺩﺍﻡ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ:

    - ﻣﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎ ﺱ.ﮎ ﺱ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ. ﭘﻮﻝ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﻮﺩﻡ ﻧﺮﺳﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﻤﯽ ﺭﻭﻡ.

    ﮔﺮﺩﺍﻧﻨﺪﻩ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ “ﻣﺎﻣﺎﻥ” ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻭ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﺎ ﺍﺧﻼ‌ﻗﯿﺎﺕ ﻭ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭ ﺣﺮﻓﻬﺎ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:

    - ﺑﺎﺷﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﺭﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻦ

    ﭘﺴﺮﮎ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻣﺸﺎﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻣﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ؟

    “ﻣﺎﻣﺎﻥ” ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ

    ﭘﺴﺮﮎ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﺑﻞ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ:

    - ﺗﺤﻘﯿﻖ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﻫﻤﻪ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻟﯿﺰﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻨﺪ ﺑﻌﺪﺵ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﮏ ﺁﻣﭙﻮﻝ ﺑﺰﻧﻨﺪ. ﻣﻦ ﻫﻢ ﻟﯿﺰﺍ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ

    ﺍﺻﺮﺍﺭ ﭘﺴﺮﮎ ﻭ ﭘﻮﻝ ﺗﻮﯼ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﮐﻪ “ﻣﺎﻣﺎﻥ” ﺭﺍﺿﯽ ﺑﺸﻪ. ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻻ‌ﮎ ﭘﺸﺖ ﻣﺮﺩﻩ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﺸﯿﺪ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺗﺎﻕ ﻟﯿﺰﺍ ﺷﺪ . ﺩﻩ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺁﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ “ﻣﺎﻣﺎﻥ” ﺩﺍﺩ ﻭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﺩ ﮐﻪ “ﻣﺎﻣﺎﻥ” ﭘﺮﺳﯿﺪ:

    - ﭼﺮﺍ ﺗﻮ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻣﺴﺮﯼ ﺁﻣﯿﺰﺷﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩﯼ؟

    ﭘﺴﺮﮎ ﺑﺎ ﺑﯽ ﻣﯿﻠﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ:

    - ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻋﺼﺮ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﯿﺮﻭﻧﺪ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻭ ﯾﮏ ﺧﺎﻧﻤﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﺵ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺳﺖ ﻭ ﺑﻬﺶ ﮐﻠﻔﺖ ﻣﯿﮕﯿﻢ ﻣﯿﺎﺩ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺒﺎﺷﻢ.. ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﻣﺸﺐ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪ ﻭ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺑﺪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ. ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺁﻣﯿﺰﺷﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺳﺮﺍﯾﺖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ

    ﺑﻌﺪﺍ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺍﺯ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﺮﮔﺸﺘﻨﺪ ﭘﺪﺭﻡ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ ﮐﻠﻔﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺵ ﻣﯿﺮﺳﻮﻧﻪ ﻭ ﻃﺒﻖ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺍﻭﻧﻮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﭘﺪﺭﻡ ﺳﺮﺍﯾﺖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ

    ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺁﺧﺮ ﺷﺐ ﭘﺪﺭﻡ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺧﺘﻼ‌ﻁ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻫﻢ ﻣﺒﺘﻼ‌ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ. ﻓﺮﺩﺍ ﮐﻪ ﭘﺴﺘﭽﯽ ﻣﯿﺎﺩ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻭ ﭘﺴﺘﭽﯿﻪ ﻗﺎﻃﯽ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﻣﯿﺸﻦ

    ﻗﺼﺪ ﻣﻦ ﻣﺒﺘﻼ‌ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺘﭽﯽ ﭘﺴﺖ ﻓﻄﺮﺕ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ ﺭﻭﯼ ﻻ‌ﮎ ﭘﺸﺘﻢ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﻭﻧﻮ ﮐﺸﺖ.
    ****

    ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﻭ ﺯﻧﯽ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﭼﺖ ﺧﺼﻮﺻﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﺴﻨﺠﺮ ﺷﻮﻧﺪ ، ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﭼﺖ ، ﺻﯿﻐﻪﺀ ﺣﻼ‌ﻟﯿﺖ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﺑﯿﻦ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﻮﺩ . ﺍﯾﻦ ﺻﯿﻐﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻟﻮﮔﻮ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﻫﻤﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﺎ ﮐﻠﯿﮏ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺟﺎﺭﯼ ﮔﺮﺩﺩ.

    * ﮐﻠﯿﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﻣﺴﺘﺤﺐ ﺍﺳﺖ.

    * ﺑﺪﯾﻬﯽ ﺍﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺻﯿﻐﻪ ، ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺎ ﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﭘﻨﺠﺮﻩﺀ ﭼﺖ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﭘﻨﺠﺮﻩ ، ﭼﻪ ﺳﻬﻮﻥ ﻭ ﭼﻪ ﻋﻤﺪﻥ ، ﺻﯿﻐﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻓﺴﺦ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ.

    * ﺍﯾﻦ ﻧﻮﻉ ﺻﯿﻐﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﺨﺘﺺ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﯿﻮﻩ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.ﺯﻧﺎﻥ ﺑﯿﻮﻩ ﻣﺠﺎﺯ ﺑﻪ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺩﻭ ﭘﻨﺠﺮﻩﺀ ﭼﺖ ﯾﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ.

    * ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﻓﻘﻂ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﺯ ﺻﯿﻐﻪﺀ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﻣﺤﺮﻣﯿﺖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺣﻖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺻﯿﻐﻪﺀ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﺣﻼ‌ﻟﯿﺖ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ( ﭼﺖ ﺩﺭ ﺣﺪ ﺳﻼ‌ﻡ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺭﻭﺗﯿﮏ ﮐﻤﺘﺮ) .

    * ﺻﯿﻐﻪﺀ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﻣﺤﺮﻣﯿﺖ ، ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺻﯿﻐﻪﺀ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﺣﻼ‌ﻟﯿﺖ ، ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻟﻮﮔﻮ ﺩﺭ ﻣﺤﻞ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻗﺮﺍﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺮﻓﺖ.
    * ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻥ ﻭ ﻓﺴﺦ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻧﻮﻉ ﺻﯿﻐﻪ ﯾﮑﺴﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.

    * ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﺣﻖ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﭼﻬﺎﺭ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻣﺠﺮﺩ ﭘﻨﺞ ﭘﻨﺠﺮﻩﺀ ﺗﻮﺍﻣﺎﻥ ﭼﺖ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.

    * ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻥ ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﺍﯾﮑﻮﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻥ ﺻﯿﻐﻪ ﺣﻼ‌ﻝ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.

    * ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺍﯾﮑﻮﻧﯽ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻥ ﺻﯿﻐﻪ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﮔﺮﺩﺩ ، ﺍﯾﻦ ﺍﯾﮑﻮﻥ ﺣﺮﺍﻡ ﺯﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﺍﯾﮑﻮﻥ ﻫﺎﯼ ﺣﺮﻣﺰﺍﺩﻩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﺩﺍﺭﺩ.

    * ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻋﻠﺖ ﻏﯿﺮ ﺍﺭﺍﺩﯼ ، ﻣﺜﻞ ﻭﻗﻮﻉ ﺯﻟﺰﻟﻪ ، ﺗﺴﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ ﺳﯿﺴﺘﻢ ، ﻗﻄﻊ ﺷﺪﻥ ﮐﺎﻧﮑﺸﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻃﺮﻑ ﻭ ﻗﺲ ﺍﻟﯽ ﺍﻟﻬﺬﺍ ، ﺍﯾﮑﻮﻧﯽ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻥ ﺻﯿﻐﻪ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﮔﺮﺩﺩ ، ﺍﺣﮑﺎﻡ ﺍﯾﮑﻮﻥ ﻫﺎﯼ ﺣﺮﺍﻣﺰﺍﺩﻩﺀ ﻣﺸﺒﻬﻪ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺻﺎﺩﻕ ﺍﺳﺖ.

    * ﺑﺴﺘﻦ ﭘﻨﺠﺮﻩﺀ ﭼﺖ ﺑﻪ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ . ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺯﻧﯽ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﺑﺴﺘﻦ ﺁﻥ ﺑﮑﻨﺪ ، ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ۴ ﺭﻭﺯ ﻋﺪﻩﺀ ﭘﻨﭽﺮﻩﺀ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ . ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻋﺪﻩ ، ﺣﻖ ﭼﺖ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﺫﮐﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ.

    * ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺯﻥ ﻣﺘﺎﻫﻠﯽ ﺑﺎ ﯾﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻥ ﺻﯿﻐﻪﺀ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﺣﻼ‌ﻟﯿﺖ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﭼﺖ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﯼ ﺑﮑﻨﺪ ، ﺍﯾﻦ ﭼﺖ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪﺀ ﺯﻧﺎﯼ ﻣﺤﺼﻨﻪﺀ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺣﺪ ﺳﻨﮕﺴﺎﺭ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻻ‌ﺯﻡ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ.

    * ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﭼﺖ ﺑﺎ ﺯﻧﯽ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﺑﻨﻤﺎﯾﺪ ، ﺑﺎ ﻋﻠﻢ ﺑﻪ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﺑﻮﺩﻥ ﺯﻥ ، ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻥ ﺻﯿﻐﻪﺀﻣﺠﺎﺯﯼ ﺣﻼ‌ﻟﯿﺖ ﺣﺪ ﺗﻌﺰﯾﺮﯼ ﺷﻼ‌ﻕ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺘﯽ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻻ‌ﺯﻡ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ.

    * ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻣﺸﻤﻮﻝ ﺻﯿﻐﻪﺀ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﺣﻼ‌ﻟﯿﺖ ، ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﭼﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﺟﺎﺭﯼ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﺻﯿﻐﻪ ، ﺩﺭ ﺑﺎﺭ ﺍﻭﻝ ﻭ ﺩﻭﻡ ﻭ ﺳﻮﻡ ﺑﻪ ﺣﺪ ﺗﻌﺰﯾﺮﯼ ﺷﻼ‌ﻕ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﯽ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺩﺭ ﺑﺎﺭ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﻣﻔﺴﺪ ( ﻩ ) ﻓﯽ ﺍﻟﻨﺖ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺣﮑﻢ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺘﯽ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻻ‌ﺯﻡ ﺍﺳﺖ.
    *****

    ﺳﻦ ۱۴ ﺳﺎﻟﮕﯽ: ﺗﺎ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﻫﺮ ﮐﯽ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﭼﻄﻮﺭﯼ ؟ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻦ: ﺧﻮﺑﻢ ﻣﺮﺳﯽ ! ﺣﺎﻻ‌ ﻣﯿﮕﻦ: ﻣﺮﺳﯽ ﺧﻮﺑﻢ !
    ﺳﻦ ۱۵ ﺳﺎﻟﮕﯽ: ﻫﺮ ﮐﯽ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺑﮕﻪ ﺳﻼ‌ﻡ ، ﻣﯿﮕﻦ: ﻋﻠﯿﮏ ﺳﻼ‌ﻡ ! … ﻧﻘﺎﺷﯿﺸﻮﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﻭ ﺭﻧﮓ ﺁﻣﯿﺰﯼ ﻭ …
    ﺳﻦ ۱۶ ﺳﺎﻟﮕﯽ: ﯾﻌﻨﯽ ﯾﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻭﺍﻗﻌﯿﻦ !… ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻥ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﮐﻨﻦ ﺷﻮﺧﯽ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻥ …
    ﺳﻦ ۱۷ ﺳﺎﻟﮕﯽ: ﻧﺸﺴﺘﻦ ﻭ ﺍﺷﮏ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﻥ ! … ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺑﯽ ﻭﻓﺎﯾﯽ ﺷﺪﻩ …
    ﮐﻮﺭﺍﻥ ﺣﻮﺍﺩﺙ…
    ﺳﻦ ۱۸ ﺳﺎﻟﮕﯽ: ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺻﻼ‌ ﻋﺸﻖ ﺑﯽ ﻋﺸﻖ ! … ﺗﻮﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺟﻠﻮﯼ ﭘﺎﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﻫﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻦ …
    ﺳﻦ ۱۹ ﺳﺎﻟﮕﯽ: ﺍﺯ ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺭﻧﺞ ﻣﯽ ﺑﺮﻥ !… ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ ﺍﻭﻥ ﯾﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ !
    ﺳﻦ ۲۰ ﺳﺎﻟﮕﯽ: ﻧﻪ ، ﻧﻪ ! … ﺍﻭﻥ ﻣﻨﻮ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ! … ﺁﺧﺮﺵ ﻣﻨﻮ ﯾﻪ ﮐﻮﺭ ﻭ ﮐﭽﻠﯽ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻩ ! ﻣﯽ ﺩﻭﻧﻢ !
    ﺳﻦ ۲۱ ﺳﺎﻟﮕﯽ: ﻓﻘﻂ ۲۷-۲۸ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻗﺼﺪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺩﺍﺭﻥ ! ﻓﻘﻂ !
    ﺳﻦ ۲۲ ﺳﺎﻟﮕﯽ: ﺧﻮﺵ ﺗﯿﭗ ﺑﺎﺷﻪ ! ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺑﺎﺷﻪ ! ﺗﺤﺼﯿﻠﮑﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻪ ! ﻗﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﺎﺷﻪ ! ﺧﻮﺵ ﻟﺒﺎﺱ ﺑﺎﺷﻪ ! … ﺁﺥ ﮐﻪ ﭼﯽ ﻧﺒﺎﺷﻪ…
    ﺳﻦ ۲۳ ﺳﺎﻟﮕﯽ: ﻫﻤﻪ ﺀ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﺍ ﺭﻭ ﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ !
    ﺳﻦ ۲۴ ﺳﺎﻟﮕﯽ: ﺯﯾﺎﺩ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺭﯾﺨﺘﯿﻪ ﯾﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺭﻩ! ﻓﻘﻂ ﺷﺠﺎﻉ ﺑﺎﺷﻪ !
    ﻣﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻧﺮﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﺮﺳﻮﻧﻪ !
    ﺳﻦ ۲۵ ﺳﺎﻟﮕﯽ: ﺁﻩ! ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﻧﻤﯿﺎﺩ ؟!… ﻫﺮ ﮐﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺩ ﺑﺎﺷﻪ ، ﺑﺎﺷﻪ
    ﺳﻦ ۲۶ ﺳﺎﻟﮕﯽ: ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﻣﯿﺎﺩ ! … ﻫﻤﯿﻦ ﺧﻮﺑﻪ !… ﺑــــــــــﻠﻪ !
    ﺳﻦ ۲۷ ﺳﺎﻟﮕﯽ: ﺁﺧﯿـــــــــــﺶ !
    ﺳﻦ ۲۸ ﺳﺎﻟﮕﯽ: ﮐﺎﺵ ﻗﻠﻢ ﭘﺎﺕ ﻣﯽ ﺷﮑﺴﺖ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﻮﻣﺪﯼ

    ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩﻥ

  15. دیونه می‌گوید:

    سلام دوستان ..

    در مهد کودک های ایران ۹ صندلی میذارن و به ۱۰ بچه میگن هر کی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره باخته و بعد ۹ بچه و ۸ صندلی و ادامه بازی تا یک بچه باقی بمونه. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن.

    در مهد کودک های ژاپن ۹ صندلی میذارن و به ۱۰ بچه میگن اگه یکی روی صندلی جا نشه همه باختین. لذا بچه ها نهایت سعی خودشونو میکنن و همدیگر رو طوری بغل میکنن که کل تیم ۱۰ نفره روی ۹ تا صندلی جا بشن و کسی بی صندلی نمونه. بعد ۱۰ نفر روی ۸ صندلی، بعد ۱۰ نفر روی ۷ صندلی و همینطور تا آخر.

    با این بازی ما از بچگی به کودکان خود آموزش میدیم که هر کی باید به فکر خودش باشه. اما در سرزمین آفتاب، چشم بادامی ها با این بازی به بچه هاشون فرهنگ همدلی و کمک به همدیگر و کار تیمی رو یاد میدن …

    با تشکر از مدیران سایت

  16. بهبه می‌گوید:

    این دخترا ایش ایکبیری

  17. صفیه می‌گوید:

    http://WWW.MALOOSCHAT.COM
    بیاین بهترین چت روم دنیا

  18. صفیه می‌گوید:

    محیطی سالم و پرازشادی درچتروم ملوس
    http://WWW.MALOOSCHAT.COM

  19. دیونه می‌گوید:

    روزگار اما وفا با ما نداشت/ طاقت خوشبختی مارا نداشت
    پیش پای ما سنگی گذاشت/ بی گمان از مرگ ما پروا نداشت
    با من دیوانه پیمان ساده بست/ ساده هم آن عهدو پیمان راشکست
    از غمش با دود و دم همدم شدم / باده نوش غصه او من شدم

  20. دیونه می‌گوید:

    وحشت از عشق که نه ………… /ترس من از فاصله هاست !!!/ وحشت از غصه که نه……………./ ترس من خاتمه هاست !!!/ ترس بیهوده ندارم صحبت از خاطره هاست ………………/ صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست !!!/ کوله باری ست پراز هیچ که برشانه ی ماست ………….. /گله از دست کسی نیست…………………. / مقصر دل دیوانه ی ماست !!!

  21. دیونه می‌گوید:

    گر لبی خنده زند یاد شماییم/روز و شب در عطش لطف خداییم

    ما که در یاد همیم از چه جداییم/کی شود بار دگر پیش هم آییم؟

  22. دیونه می‌گوید:

    تنهایی و دل تنگی هایتان‌ را پیش‌فروش نکنید

    فصل‌اش که برسد به قیمت می‌خرند !!

    سلام به همه…
    سلام به پیر مرد عزیز

  23. دیونه می‌گوید:

    سلام به همه…
    سلام پیرمرد…
    دوری ز برم ای گل ریحان چه نویسم / من مور ضعیفم به سلیمان چه نویسم

    ترسم که فلم شعله کند صفحه بسوزد / با این دل پر درد به یاران چه نویسم . . .

    با تشکر از مدیران سایت

  24. مبینا می‌گوید:

    سلام بچه ها دیونه قضیه ی این پیر مرد چیه؟

  25. دیونه می‌گوید:

    سلام

    دیگـر فرصتی بـرای پیامک دادن نیست
    دست واژه ها را می گیرم
    و به دیدنت می آیـــم
    دلتنگیت در هیچ پیامی نمیگنجد

    تقدیم به پیرمرد …

  26. مهرداد می‌گوید:

    شاهین جون بازنده کردن خاطراتی که ازسیاوش قمیشی دارم منو یادگذشته انداختی دمت گرم ولی ….

  27. رفیق می‌گوید:

    اگه احساسموکشتی اگه از یاد منوبردی
    بدوناینو که دل من شده جادو به طلسمت
    یکی هست اینور دنیا که تویادش موند ه اسمت.
    تقدیم به اونی ک عاشقم کرد ورفت. که رفت که رفت ..

  28. دیونه می‌گوید:

    صبحی مادری برای بیدار کردن پسرش رفت. مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است. پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم مدرسه. مادر: دو دلیل به من بگو که نمی خوای بری مدرسه. پسر: یک که همه بچه ها از من بدشون می یاد. دو همه معلم ها از من بدشون می یاد. مادر: اُه خدای من! این که دلیل نمی شه. زود باش تو باید بری به مدرسه. پسر: مامان دو دلیل برام بیار که من باید برم مدرسه؟ *مادر: یک تو الآن پنجاه و دو سالته. دوم اینکه تو مدیر مدرسه هستی

  29. دیونه می‌گوید:

    ابوریحان بیرونی در خانه یکی از بزرگان نیشابور میهمان بود از هشتی ورودی خانه ، صدای او را می شنید که در حال نصیحت و اندرز است .

    مردی به دوست ابوریحان می گفت هر روز نقشی بر دکان خود افزون کنم و گلدانی خوشبوتر از پیش در پیشگاهش بگذارم بلکه عشقم از آن گذرد و به زندگیم باز آید . و دوست ابوریحان او را نصیحت کرده که عمر کوتاست و عقل تعلل را درست نمی داند آن زن اگر تو را می خواست حتما پس از سالها باز می گشت پس یقین دان دل در گروی مردی دیگر دارد و تو باید به فکر آینده خویش باشی .

    سه روز بعد ابوریحان داشت از دوستش خداحافظی می کرد که خبر آوردند همان کسی که نصیحتش نمودید بر بستر مرگ فتاده و سه روز است هیچ نخورده .

    میزبان ابوریحان قصد لباس کرد برای دیدار آن مرد ، ابوریحان دستش را گرفت و گفت نفسی که سردی را بر گرمای امید می دمد مرگ را به بالینش فرستاده . میزبان سر خم نمود .

    ابوریحان بدیدار آن مرد رفته و چنان گرمای امیدی به او بخشید که آن مرد دوباره آب نوشید . ارد بزرگ اندیشمند برجسته می گوید : هیچگاه امید کسی را نا امید نکن، شاید امید تنها دارایی او باشد .

    می گویند : چند روز دیگر هم ابوریحان در نیشابور بماند و روزی که آن شهر را ترک می کرد آن مرد با همسر بازگشته خویش او را اشک ریزان بدرقه می کردند

  30. حانیه می‌گوید:

    به رشتیه میگن زنتو بردن شیراز !!!!!! میگه بی ناموسا بنزین از کجا آوردن !!!!!!!!!!!!!!!!!!

  31. مهساا می‌گوید:

    lhnvck ]dsj? k’, ]dsj tvhv ;k

  32. ali asghar karimi می‌گوید:

    جالب نبود

  33. ژیلا می‌گوید:

    بدنبود

  34. ترانه می‌گوید:

    سلام عشق پرپر شده

  35. دیونه می‌گوید:

    اگر یاد گلی کردی نگاهی بر رخ خود کن

    اگر یاد خزون کردی نگاهی جانب ما کن

    تقدیم به ….

  36. سمیه می‌گوید:

    چطورین

  37. دیونه می‌گوید:

    میگویم سلام ، هیچکس جوابم را نمیدهد ، پس خدا نگهدار میگویم

    شاید از سر اتفاق ، یک نفر دست هایش تکان بخورد . . .

  38. edvin می‌گوید:

    che ehsasati?
    faze rohani gereftim

  39. دیونه می‌گوید:

    سلام و از لطف همه دوستان متشکرم

    بهانه های دنیا تورا ازیادم نخواهد برد.من تورا درقلبم دارم.نه در دنیا

  40. sayta می‌گوید:

    divoone chand salete

  41. دیونه می‌گوید:

    سرم را روی شانه ات بگذار تا همه بدانند
    ” همه چیز ” زیر سر من است !!

    تقدیم به تو پیرمرد…

  42. سمیه می‌گوید:

    سلام دوستا ی گلم افتخار اشنای میدین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>