گریه کردن را دوست دارم چون تنها راه ابراز عشق ابر سیاه به گل سرخ است.
****************************
وقتی تنها شدم ؛ فهمیدم قصه ی مادربزرگها درست بود: همیشه یکی بود یکی نبود.
***************************
دیگه برنمی گردم ، میرم واسه همیشه / خیلی عذابم دادی ، خونمو کردی تو شیشه.
*****************************
گریه کردن را دوست دارم چون تنها راه ابراز عشق ابر سیاه به گل سرخ است.
****************************
وقتی تنها شدم ؛ فهمیدم قصه ی مادربزرگها درست بود: همیشه یکی بود یکی نبود.
***************************
دیگه برنمی گردم ، میرم واسه همیشه / خیلی عذابم دادی ، خونمو کردی تو شیشه.
*****************************
مداد رنگی هامو برمی دارم توی دفتر نقاشیم یه شاهزاده میکشم که یه تاج رو سرشه اون شاهزاده منم ، تو هم تاج سرمی
************************
بعد از غروب ، یه ستاره به آفتابگردان چشمک زد آفتابگردان سرشو پایین انداخت ، گفت به خورشید وفادارم. کاش میشد ما هم آفتابگردان و خورشید باشیم افسوس.
*************************
چراغ دوستی تو همیشه در قلب من روشنه، حتی در ساعات اوج مصرف !!
**************************
از نفرت تا علاقه یک محبت ، از دشمنی تا دوستی یک لبخند ، از جدایی تا پیوند یک قدم ، از دوری تا صمیمیت یک اس ام اس !
**************************
در بودنت به نبودنت و در نبودنت به بودنت می اندیشم ای بود و نبود من…!
***********************
چه شد پنجره شوق چرا بسته شدی… شاید از هم نفسی با دل ما خسته شدی ؟!!
********************
تو مثل اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر، مثل تقدیر مثل قسمت… مثل الماسی که هیچ کس واسه اون نذاشته قیمت…
*************************
عاشق یک بار به دنیا میاد اما سه بار میمیره ، وقتی یارشو با کسی می بینه ، وقتی بفهمه اون دوستش نداره ، وقتی بفهمه هیچ وقت به اون نمیرسه .
*************************
دلم در حلقه ی غم ها نشسته ، زبانم بسته و سازم شکسته ، وجودم پر ز شعر عاشقانه ست ، تو را می خواهم و این ها بهانه ست .
***************************
دفترچه خاطرات غضنفر : خیلی فقیر بودیم ،هیچ پولی نداشتیم ، مادرم قادر به زاییدن من نبود ، خاله ام مرا زایید
از غضنفر میپرسن: صورتی چه رنگیه؟ میگه: قرمز یواش!
به غضنفر میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟می گه: راهنمام گیر کرده!!
غضنفر برای بچه اش اسمارتیز می خره، روش می نویسه هر ۸ ساعت یکی
حیف نون داشته توالت می ساخته، آجر کم میاره اپن (open) می سازه!
دختر غضنفر پول نداشته دماغش رو عمل کنه، سر دماغش رو می گیره بالا، بهش تافت می زنه!
جاسم میره تهرون سوار اتوبوس میشه ، به راننده بلیط میده. راننده میگه آقا این بلیط ماله آبادانه ! غضنفر میگه : کوکا چیشتو خوب باز کن ! روش نوشته آبادان و حومه!..
جاسم میره تو یه کتابفروشی …. میگه : وولک پوستر مو رو داری ؟ ……….. کتابفروش میگه : نه …….. جاسم می گه : وی ی ی تو هم تموم کردی ؟!!!
به غضنفر میگن : واجبی چیست ؟
میگه :پودریست باستانی که در حداکثر ۵دقیقه میرزاکوچک خان جنگلی را به دکتر الهی قمشه ای تبدیل می کند
به یه غضنفر میگن چه وقت نه راه پس داری نه راه پیش؟؟؟؟میگه وقتی که روی اره نشسته ام
غضنفر دست میندازه دورگردن دوست دخترش بلد نیست چی بگه .میگه گردنتو بشکونم
در پی تصمیم اخیر یوزارسیف از این پس در شهر ارائه بنزین فقط با آوردن برادر کوچکتر امکان پذیر است
آموزشگاه زبان اشاره ی یوزارسیف و زلیخا. نرسیده به ۴ راه آتون , قصر عزیز مصر حتما یه سر بزن
وزیر بهداشت در خصوص لوازم آرایشی با مارک تقلبی یوزارسیف هشدار داد
در سال اصلاح الگوی مصرف بازگشت بانو زلیخا را به چرخه مصرف تبریک میگوئیم !!!
هموطنان عزیز توجه کنند هرشبی که فرداش تعطیل بود شب جمعه نیست……ستاد اصلاح الگوی مصرف
از کنج لبت بوسه ای چو قند گرفتم … از قند لبت من مرض قند گرفتم!
یارانه دستانت را قطع نکن من زیر خط فقر محبتهایت هستم
یک همیشه یک است . شاید در تمام عمرش نتواند بیشتر از یک عدد باشد اما بعضی اوقات می تواند خیلی باشد . یک نگاه . یک سرنوشت . یک خاطره . یک دوست.
زن خوب تو دنیا مثلا دایناسوره که نسلش منقرض شده ، ولی مرد خوب مثل سیمرغ ، که از اول هم افسانه بوده
شرط دل دادن ? دل گرفتنه وگرنه یکی بی دل میشه و یکی دو دل !
طلا را به وسیله آتش……زن را به وسیله طلا ……..و مرد را به وسیله زن امتحان کنید.
برای اداره کردن خودت از عقلت استفاده کن و برای اداره کردن دیگران از قلبت
ثمره عمر آدمی یک نفس است و آن نفس از برای یک همنفس است گر نفسی با نفسی هم نفس است آن یک نفس از برای عمری بس است
زندگی سه چیز است : اشکی که خشک می شود لبخندی که محو می شود یادی که می ماند و فراموش نمی شود
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ، ولی با خفت و خواری ، پی شبنم نمیگردم . . .
تک تک روزهایم را میسوزانم ، تا چشمکی شوم برای شب های بی ستاره ات . . .
لنگر عشق زدم بر دل طوفانی تو / تکیه گاهم شده است ساحل بارانی تو . . .
عشق یعنی اینکه وقتی میخوای برسونیش ٬ رادیو پیام رو روشن کنی و ببینی کدوم مسیر پر ترافیک تره
گفته بودی که چرا محو تماشای منی /آن چنان محو که یک دم مژه بر هم نزنی /مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود /ناز چشمان تو قدر مژه بر هم زدنی
حدیث عشق من و تو،حدیث ابر بهاریست،تو از قبیله لبخند،من از قبیله اندوه.
فضای فاصله صد آه،فضای فاصله صد کوه،تو از سپیده و نوری،من از شقایق گلگون.
غمگین و بی قرارم زخمی تر از زمانم وقتی تورا ندارم نفرین به هرچه دارم
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟
برایش صادقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و نیست…
تورا می خواستم تا در جوانی نمیرم از غم بی همزبانی
غم بی همزبانی سوخت جانم چه می خواهم دگر زین زندگانی؟!

تالار گفتگوی عصرونه


































یه عمری بد اوردی واز چشم دنیا دیدی
هرچی بدی کشیدی
تقصیر این دل تو وتقصیر سادگیته
اما این شب تار عاقبتش سفیده
نگو که تنها موندی وتو این شهر غریبه
یه هم صدا ندیدی
هرچی بدی کشیدی تقصیر سادگیته
تقصیر این دل تو وتقصیر سادگیته
ولی فردا شروع تازه ی باقیه زتدگیته
اون قهرا وبهونه هات
اشکای روی گونه هات
که از چشمات چکیدن و
بارون شدن تو لحظه هات
یه غریبه تو اون چشات
که سرد ونا اشنا
نداره حرف تازه ای
تا بشکنه مهر لبات
یه هم صدا ندیدی
هرچی بدی کشیدی تقصیر سادگیته
تقصیر این دل تو وتقصیر سادگیته
ولی فردا شروع تازه ی باقیه زتدگیته
تو کدوم کوهی که خورشید از تو دست تو میتابه
چشمه چشمه ابر ایثار روی سینه ی تو خوابه
تو کدوم خلیج سبزی که عمیق اما زلاله
مثل اینه پاک وروشن مهربون مثل خیاله
کاش از اول میدونستم که تو صندوغچه ی قلبت
کلیدی داری برای درهای همیشه بسته
کاش از اول میدونستم که تو دستای نجیبت
مرهمی داری برای زخم این همیشه خسته
تو به قصه ها شبیهی ساده اما حیرت اور
شوق تکرار تو دارم وقتی میرسم به اخر
تو پلی ،پل رسیدن روی گردابه ی تردید
منو رد میکنی از رود منو میبری به خورشید
کاش از اول میدونستم که تو صندوغچه ی قلبت
کلیدی داری برای درهای همیشه بسته
کاش از اول میدونستم که تو دستای نجیبت
مرهمی داری برای زخم این همیشه خسته
پشت قاب شیشه ی پنجره ای
که شبای منو با خود میبره
جایی که گذشته هام مثل تصویر از توقابش میگذره
پشت قاب بی نفس
مثل اون پرنده که دلش گرفته تو قفس
مثل یک حقیقت رفته به باد
منو با خود میبره مثل رویا توی خواب
شهر من ،من به تو می اندیشم ،نه به تنهایی خویش
از پس شیشه تو را میبینم که گرفتی مرا ،در برخویش
من وضو با نفس خیال تو میگیرم و تو را می خوانم
وبه شوق فردا که تو را خواهم دید چشم به راه میمانم
تن من پارهای از ان تن توست
وقشنگ ترین شبای پر ستاره شب توست
عجب ای دل عاشق تو هم حوصله داری
تو این سینه نشستی هزار تا گله داری
یه روز عاشق نوری یه روزی سوت وکوری
یه روز مثل حبابی یه روز سنگ صبوری
پر از شک وهراسی همیشه بی حواسی
پر از حرفی وخاموش یه قصه کن فراموش
پر از راز نگفته یه کوله باری بر دوش
یه بی طاقت خسته به انتظار نشسته
یه روز رفیق راهی سفر های پیاده
به اندازه ی عشقی پر از حرفای ساده
واسه روزای رفته سفر قصه ی خوبه
چراغ روشن راه قشنگی غروبه
روی سکوی کنار پنجره همه شب جای منه
چند ورق کاغذویک دونه قلم همیشه یار منه
کاغذای خط خطی از کنار در باز پنجره
میپرند توی کوچه
سرحال از اینکه ازاد شدند
نمیدونند که اسیر دله سنگ باد شدند
دیگه بیداری شب عادتمه
همدم سکوت تنهایی من تیک تیک ساعتمه
تیک تیک ساعتمه
حالا من موندمو یک دونه ورق
که اونم از اسم تو سیاه میشه
همه چیم تو زندگیم
اخرش به پای تو تمام میشه
چشمونم فاصله رو از پنجره دید میزنه
دلم اسم تو رو فریاد میزنه
در های پنجره رو تا انتها باز میکنم
تو خیالم با تو پرواز میکنم
تو یه تاک قد کشیده پا گرفتی روی سینم
واسه پا گرفتن تو عمریه که من زمینم
راز قد کشیدنت رو عمریه دارم میمیرم
داری میرسی به خورشید ولی من بازم همینم
میزنم چوب زیر ساقت واسه لحظه های رستن
ریختن اب زیر پاهات هی منو شستن وشستن
توی سرما وتو گرما واسه تو نجاتم عمری
تو وجود باد وحشی سپر بلاتم عمری
ادما هجوم اوردن برگای سبزتو بردند
توی پاییزو زمستون ساقتو به من سپردند
سنگی نیست تو سینه ی من سایتم نصیب مردم
میوه هاتم اخر سر که میشند قسمت هر خم
نه دیگه پا میشم اینبار خالی از هر شک وتردید
میرم اون بالا ها مغرور تابشینم جای خورشید
من به سایه ها نمیدم بسه هر چی سختی دیدم
اینقدر زجر کشیدم تا به ارزوم رسیدم
بزار ادما بدونند میشه بیهوده نپوسید
میشه خورشید شدو تابید میشه اسمون رو بوسید