اس ام اس عاشقانه جدید – اس ام اس عاشقانه – اس ام اس جدید – اس ام اس – پیامک عاشقانه – مسیج لاو
دل تنگــــ ـــ ــی
زندگی مرا از سنگ ساخت
تو خالی از آهنگ
تو کور بودی
اونقدر غمم زیاده که دارم دق می کنم ، می گذرم از تو چشمات اینو ثابت می کنم
آخه چقدر غرورمو شکستی و دم نزدم ، صبرم دیگه تموم شده با اینکه عاشق توام .
*
گرچه یوسف را عزیز مصر با درهم خرید
من تو را با نقد جان و دل خریدارم عزیز .
*
هروقت بی حواس لبتو گاز گرفتی بدون یکی در حسرت بوسیدن لباته .
*
آرامش یعنی اینکه همیشه ته دلت مطمئن باشی که توی قلب کسی که
دوسش داری یه خونه گرم و راحت بدون همسایه داری .
*
با ارزش ترین چیز در زندگی دل آدم هاست اگه کسی بهت
سپردش امانت دارخوبی باش .
پارین
*
با قلبی از عشق
با خطی از حریر محبت
با جمله ای کوتاه
درختی صاف
بر روی یک برگ کهنه از یاس
می نویسم : دوستت دارم .
*
عاشقم کردی و گفتی عاشقان دیوانه اند
عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای.



تالار گفتگوی عصرونه




































دوست دارم پیمان
خدایا کمکم گن عشق را دیکر به کس نکویم به امید تو پیش روم
سلام خوبین امیدوارم حالتون خوب باشه دوست دارم باهاتون آشنا شم هرکی دوست داره خودشو معرفی کنه
سلام فرهادم.خوبی؟امیدوارم اینارو بخونی.عزیزم برگرد.ببین منو حمید فقط میخواستیم شما هارو بخندینیم..این سایت بدون تو وبقیه حالی نداره.تورو جون عاطی بیا
سلام کسی هست
سلام عاطی جونم.اینو تقدیم میکنم به تو
برایت ارزو میکنم بهترین هایی را که هیچکس برایم ارزو نکرد……
دنبال دوست دختر رشتی میگردم ۱۷ ساله۰۹۱۱۳۴۸۵۰۱۳
بارون امشب
توی ایوون
مثل ازادی تو زندون
بی صفا
بی تحرک
بی ریابود
توی زندون
میکنه جون
مرد با همت میدون
توی فکر رای فرجام امیره
بی سرانجام
نداره حتی رفیقی
که بگه دردشو
درد دیدنو نگفتن
بی سرانجام
توی فکر اسمونه
که بباره
بلکه تو قطره ی بارون
بتونه اشک خدا رو هم ببینه
نمیدونه حتی اشکم دیگه فایده ای نداره
هیشگی مثل ایرونی نمیشه
ایرونی ساقه وبرگ وریشه
ساقه از ریشه جدا نمیشه
روزگارمون پاییز میشه
اما هیچ وقت زمستون نمیشه
ایرونی برقراره همیشه
هیشگی مثل ایرونی نمیشه
با تمام تلاشی که میشه
ساقه از ریشه جدا نمیشه
برگای سبزمون زرد میشه
بهارمون زمستون نمیشه
ایرونی برقراره همیشه
هیشگی مثل ایرونی نمیشه
یه عمری بد اوردی واز چشم دنیا دیدی
هرچی بدی کشیدی
تقصیر این دل تو وتقصیر سادگیته
اما این شب تار عاقبتش سفیده
نگو که تنها موندی وتو این شهر غریبه
یه هم صدا ندیدی
هرچی بدی کشیدی تقصیر سادگیته
تقصیر این دل تو وتقصیر سادگیته
ولی فردا شروع تازه ی باقیه زتدگیته
اون قهرا وبهونه هات
اشکای روی گونه هات
که از چشمات چکیدن و
بارون شدن تو لحظه هات
یه غریبه تو اون چشات
که سرد ونا اشنا
نداره حرف تازه ای
تا بشکنه مهر لبات
یه هم صدا ندیدی
هرچی بدی کشیدی تقصیر سادگیته
تقصیر این دل تو وتقصیر سادگیته
ولی فردا شروع تازه ی باقیه زتدگیته
تو کدوم کوهی که خورشید از تو دست تو میتابه
چشمه چشمه ابر ایثار روی سینه ی تو خوابه
تو کدوم خلیج سبزی که عمیق اما زلاله
مثل اینه پاک وروشن مهربون مثل خیاله
کاش از اول میدونستم که تو صندوغچه ی قلبت
کلیدی داری برای درهای همیشه بسته
کاش از اول میدونستم که تو دستای نجیبت
مرهمی داری برای زخم این همیشه خسته
تو به قصه ها شبیهی ساده اما حیرت اور
شوق تکرار تو دارم وقتی میرسم به اخر
تو پلی ،پل رسیدن روی گردابه ی تردید
منو رد میکنی از رود منو میبری به خورشید
کاش از اول میدونستم که تو صندوغچه ی قلبت
کلیدی داری برای درهای همیشه بسته
کاش از اول میدونستم که تو دستای نجیبت
مرهمی داری برای زخم این همیشه خسته
پشت قاب شیشه ی پنجره ای
که شبای منو با خود میبره
جایی که گذشته هام مثل تصویر از توقابش میگذره
پشت قاب بی نفس
مثل اون پرنده که دلش گرفته تو قفس
مثل یک حقیقت رفته به باد
منو با خود میبره مثل رویا توی خواب
شهر من ،من به تو می اندیشم ،نه به تنهایی خویش
از پس شیشه تو را میبینم که گرفتی مرا ،در برخویش
من وضو با نفس خیال تو میگیرم و تو را می خوانم
وبه شوق فردا که تو را خواهم دید چشم به راه میمانم
تن من پارهای از ان تن توست
وقشنگ ترین شبای پر ستاره شب توست
عجب ای دل عاشق تو هم حوصله داری
تو این سینه نشستی هزار تا گله داری
یه روز عاشق نوری یه روزی سوت وکوری
یه روز مثل حبابی یه روز سنگ صبوری
پر از شک وهراسی همیشه بی حواسی
پر از حرفی وخاموش یه قصه کن فراموش
پر از راز نگفته یه کوله باری بر دوش
یه بی طاقت خسته به انتظار نشسته
یه روز رفیق راهی سفر های پیاده
به اندازه ی عشقی پر از حرفای ساده
واسه روزای رفته سفر قصه ی خوبه
چراغ روشن راه قشنگی غروبه
روی سکوی کنار پنجره همه شب جای منه
چند ورق کاغذویک دونه قلم همیشه یار منه
کاغذای خط خطی از کنار در باز پنجره
میپرند توی کوچه
سرحال از اینکه ازاد شدند
نمیدونند که اسیر دله سنگ باد شدند
دیگه بیداری شب عادتمه
همدم سکوت تنهایی من تیک تیک ساعتمه
تیک تیک ساعتمه
حالا من موندمو یک دونه ورق
که اونم از اسم تو سیاه میشه
همه چیم تو زندگیم
اخرش به پای تو تمام میشه
چشمونم فاصله رو از پنجره دید میزنه
دلم اسم تو رو فریاد میزنه
در های پنجره رو تا انتها باز میکنم
تو خیالم با تو پرواز میکنم
تو یه تاک قد کشیده پا گرفتی روی سینم
واسه پا گرفتن تو عمریه که من زمینم
راز قد کشیدنت رو عمریه دارم میمیرم
داری میرسی به خورشید ولی من بازم همینم
میزنم چوب زیر ساقت واسه لحظه های رستن
ریختن اب زیر پاهات هی منو شستن وشستن
توی سرما وتو گرما واسه تو نجاتم عمری
تو وجود باد وحشی سپر بلاتم عمری
ادما هجوم اوردن برگای سبزتو بردند
توی پاییزو زمستون ساقتو به من سپردند
سنگی نیست تو سینه ی من سایتم نصیب مردم
میوه هاتم اخر سر که میشند قسمت هر خم
نه دیگه پا میشم اینبار خالی از هر شک وتردید
میرم اون بالا ها مغرور تابشینم جای خورشید
من به سایه ها نمیدم بسه هر چی سختی دیدم
اینقدر زجر کشیدم تا به ارزوم رسیدم
بزار ادما بدونند میشه بیهوده نپوسید
میشه خورشید شدو تابید میشه اسمون رو بوسید
گل فرستادم تو بو کن
اگر رفتم تو با گل گفتو گو گن
اگر مردم فدای تار مویت
اگر ماندم که باز آیم به سویت
گل فرستادم تو بو کن
اگر رفتم تو با گل گفتوگو کن
اگر مردم فدای تار مویت
اگر ماندم که باز آیم به سویت…………
فراموش کردن دوستان لطمه زدن به قانون خاطره هاست
همیشه به یادتم
عشق یعنی پاک ماندن در فساد
آب ماندن در دمای انجماد
در حقیقت عشق یعنی سادگی
در کمال برتری افتادگی
عشق جیست؟
۳ثانیه نگاه ،۳دقیقه خنده ،۳ ساعت صفا،۳روز آشنایی،۳هفته وفا،۳ماه بی قراری، ۳سال انتظار ،۳۰سال پشیمانی…..
دوست داشتن کسی که دوست دارهوظیفه است
اما دوست داشته شدن توسط کسیکه دوستش داری،
زندگیه!!!!!!!!!!!
من هر روز در تلاشم تا خاطرم بماند
و تو هر شب دعا می کنی
که فراموش کنی!
خاطراتمان چه بلا تکلیف اند!!!
سلام شاهین
شعرات چقدر زیبا و دلنشینه
مرسی
یه روز یه نفر میمیره میره اون دنیا میبینه دریا خیلی طوفانیه بعد یه درویش اونجاست.میپرسه درویش قضیه چیه ؟چرا دریا انقدر طوفانیه ؟درویش میگه این دوستات اشناهات فامیلات خوانوادت ن دارن برات گریه میکنن!!!!!!!!!!دوباره روز بعد میشه میبینه دریا یه کم اروم شده.میپرسه درویش قضیه چیه دیروز اون همه طوفانی امروز اینجوری؟میگه اشنا ها و فامیلات فراموشت کردن این دوستات و خوانوادت ن برات گریه میکنن!!!!!!دوباره روز بعد میبینه دریا ارومه ارومه میگه درویش قضیه چیه ؟میگه دوستاتم تو رو فراموش کردن!!!!!!روز بعد میبینه دریا تبدیل به رود شده میگه درویش قضیه چیه؟میگه خوانوادت داداشت خواهرت هم تو رو فراموش کردن!!!!!!!روز بعد میبینه دریا هم خشک شده از زیر یه سنگ قطره قطره اب میاد.میگه درویش نه به اون روز که دریا طوفانی بود نه به الان که خشک شده قضیه چیه؟میگه خوانوادتم تو رو فراموش کردن این *مادرته *که به خاطر تو گریه میکنه !!!!!!!سلامتی هر چی مادره
سلام کسی هست؟
اگر فرا موشم کنی می کشمت ۳ثانیه نگاه ،۳دقیقه خنده ،۳ ساعت صفا،۳روز آشنایی،۳هفته وفا،۳ماه بی قراری، ۳سال انتظار ،۳۰سال پشیمانی….. این طوری نشه هاهاهاههاهاهاهاهااااههههههههههههههههههههههههههههاااااااااااااااااااااااااااا