اس ام اس عاشقانه جدید – اس ام اس عاشقانه غمناک – اس ام اس جدایی – اس ام اس لاو – مسیج عاشقانه – اس ام اس عاشقانه اردیبهشت ۸۹
.
یکی تصادف می کنه می میره ، یکی پیر میشه می میره ، یکی بیمار می شه می میره ، بالاخره هر کی یه جور می میره ، اما من … واست همه جوره می میرم !
.
سرخی چشم کبوتر میدانی از چیست ؟
نامه ام می برد و بر حال دلم خون می گریست .
.
فردا صبح وقتی چشمای قشنگت رو باز می کنی ،
یادت باشه که شب قبل یکی به یاد تو چشماشو بسته …
.
فدایت ای گل زیبای هستی
نمی دانم کجا بی من نشستی
قشنگی های دنیایم تو هستی
یگانه گنج فردایم تو هستی
.
من اگر دختر نفرین شده اندوهم ،یا که از نسل گلی هرزه میان کوهم ،
تو همان آدمک چوبی پیمان شکنی ، که فقط لایق آتش زدنی .
من همان قاب تهی خسته و بی تقصیرم که برای تو و تصویر دلت می میرم .
بین آنچه از عشق روی چوب درخت کاغذها می سراییم و آنچه عمل می کنیم خیلی فاصله هست ،
پس بیایید عشق را روی چوب درخت عمل بسراییم تا هیچ فاصله ای نباشد .
ابرهای بارانی چشمانم از بس باریدند،همچون چاه چشمان عروسک هاییم خشکیدند .
پایان جدایی کجاست .
اشک هایم را برای چشمانم می نویسم ، چشمم می خواندش و دلم گوش می دهد و قدری آرام می گیرم ، پس هنوز هم چاره ای هست که دوری ات را تحمل کنم ، تا اشکی هم نباشد خدا بزرگ است .
میثاقش را دوست دارم اما از باورش می ترسم ،صداقتش را دوست دارم اما از باورش می ترسم ، دلتنگیش را دوست دارم اما از جداییش می ترسم ، نگاهش را دوست دارم اما از اندیشه اش می ترسم ، نامه هایش را دوست دارم اما از پشت نامه هایش می ترسم ، من او را دوست دارم اما از ابرازش می ترسم چون که از غرورش می ترسم .
هروقت می بینمت اروم آرومم ، وقتی نمی بینمت قلبم می لرزه ،
وقتی صداتو نمیشنوم دلم تنگ تنگ تنگ ، ولی چون دلتنگ توام برام شیرینه .
دوسش داری ؟ بهش بگو،منتظرشی ؟ بهش بگو ،
شبا به خاطرش نمی خوابی ؟ بهش بگو ، اما هیچ وقت بهش دروغ نگو .
در سحرگاهی که میگردد افق رنگ شراب ، یا که میلغزد به نرمی عکس نیلوفر در آب ،
نازنینا آن زمان نقش تو می یاید به یاد .
کاش می شد با تو بودن را نوشت
تا که زیبا را کشم بر هر چه زشت
کاش می شد روی این رنگین کمان
می نوشتم تا ابد با من بمان
اس ام اس عاشقانه – اس ام اس عاشقانه غمناک
ای دوست به خدا دوری تو دشوار است
بی تو از گردش ایام دلم بیزار است
بی تو ای مونس جان، دل ز غمت می سوزد
دل افسرده من طالب یک دیدار است
اس ام اس عاشقانه – اس ام اس عاشقانه غمناک
امشب این خانه عجب حال و هوایی دارد
گپ زدن با در و دیوار صفایی دارد
همه رفتن از این خانه ولی غصه نرفت
بازم این یار قدیمی چه وفایی دارد
اس ام اس عاشقانه – اس ام اس عاشقانه غمناک
گاهی …
یادی …
نگاهی …
پیامی …
سلامی…
لنگه کفشی پرت کن ….
دلمون گرفت



تالار گفتگوی عصرونه




































…… salam
سلام فرهادم.خوبی؟امیدوارم اینارو بخونی.عزیزم برگرد.ببین منو حمید فقط میخواستیم شما هارو بخندینیم..این سایت بدون تو وبقیه حالی نداره.تورو جون عاطی بیا
درود
سلام سحرجون
کسی نیس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ای روزگااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار
سلام توریست جون خوبی چه خبرازبچه ها
سلااااااااااااااااااااااااااام خانم مهندس
سحرجون کجایی؟؟؟؟؟؟
سلام صفیه جون…… بی خبری.سلامتی…….
سحر اومدی اینجا یه تک بزن…..فعلا
آه سحر کجایی ای مهربونم؟؟؟
سحر جون چ خبر از مهدی؟
سحرجوووووووووووووووووووووووووووووووووون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هستی عزیزم؟؟
؟؟سحر چرا پیغامتو نمیبینم؟؟
؟؟
برگ از درخت خسته میشه پاییز همش بهونه است.
مینویسم یادگاری تا بماند روزگاری گر نبودم روزگاری این بماند یادگاری
مینویسم یادگاری……………… خلاصه خرده مگیر.
راستی بدک نبود.مرسی
سلام الهه خوبی به این شماره زنگ بزن ۰۹۱۶۷۲۰۶۴۲۲
چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز…
روز میلاد…
روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!
تولد مبارک
یه عمری بد اوردی واز چشم دنیا دیدی
هرچی بدی کشیدی
تقصیر این دل تو وتقصیر سادگیته
اما این شب تار عاقبتش سفیده
نگو که تنها موندی وتو این شهر غریبه
یه هم صدا ندیدی
هرچی بدی کشیدی تقصیر سادگیته
تقصیر این دل تو وتقصیر سادگیته
ولی فردا شروع تازه ی باقیه زتدگیته
اون قهرا وبهونه هات
اشکای روی گونه هات
که از چشمات چکیدن و
بارون شدن تو لحظه هات
یه غریبه تو اون چشات
که سرد ونا اشنا
نداره حرف تازه ای
تا بشکنه مهر لبات
یه هم صدا ندیدی
هرچی بدی کشیدی تقصیر سادگیته
تقصیر این دل تو وتقصیر سادگیته
ولی فردا شروع تازه ی باقیه زتدگیته
بله با شما هستم ولی نمیدونم چرا هر سایتی رو فقط یک بار باز میکنه ودیگه باز نمیشه منم مجبور میشم یک جای دیگه بنویسم ببخشید
مشکلی نیست منم دنبالت هستم.بروروپیام من بعدبازمیشه.بیاتوبخش خودمون.
تو کدوم کوهی که خورشید از تو دست تو میتابه
چشمه چشمه ابر ایثار روی سینه ی تو خوابه
تو کدوم خلیج سبزی که عمیق اما زلاله
مثل اینه پاک وروشن مهربون مثل خیاله
کاش از اول میدونستم که تو صندوغچه ی قلبت
کلیدی داری برای درهای همیشه بسته
کاش از اول میدونستم که تو دستای نجیبت
مرهمی داری برای زخم این همیشه خسته
تو به قصه ها شبیهی ساده اما حیرت اور
شوق تکرار تو دارم وقتی میرسم به اخر
تو پلی ،پل رسیدن روی گردابه ی تردید
منو رد میکنی از رود منو میبری به خورشید
کاش از اول میدونستم که تو صندوغچه ی قلبت
کلیدی داری برای درهای همیشه بسته
کاش از اول میدونستم که تو دستای نجیبت
مرهمی داری برای زخم این همیشه خسته
پشت قاب شیشه ی پنجره ای
که شبای منو با خود میبره
جایی که گذشته هام مثل تصویر از توقابش میگذره
پشت قاب بی نفس
مثل اون پرنده که دلش گرفته تو قفس
مثل یک حقیقت رفته به باد
منو با خود میبره مثل رویا توی خواب
شهر من ،من به تو می اندیشم ،نه به تنهایی خویش
از پس شیشه تو را میبینم که گرفتی مرا ،در برخویش
من وضو با نفس خیال تو میگیرم و تو را می خوانم
وبه شوق فردا که تو را خواهم دید چشم به راه میمانم
تن من پارهای از ان تن توست
وقشنگ ترین شبای پر ستاره شب توست
عجب ای دل عاشق تو هم حوصله داری
تو این سینه نشستی هزار تا گله داری
یه روز عاشق نوری یه روزی سوت وکوری
یه روز مثل حبابی یه روز سنگ صبوری
پر از شک وهراسی همیشه بی حواسی
پر از حرفی وخاموش یه قصه کن فراموش
پر از راز نگفته یه کوله باری بر دوش
یه بی طاقت خسته به انتظار نشسته
یه روز رفیق راهی سفر های پیاده
به اندازه ی عشقی پر از حرفای ساده
واسه روزای رفته سفر قصه ی خوبه
چراغ روشن راه قشنگی غروبه
روی سکوی کنار پنجره همه شب جای منه
چند ورق کاغذویک دونه قلم همیشه یار منه
کاغذای خط خطی از کنار در باز پنجره
میپرند توی کوچه
سرحال از اینکه ازاد شدند
نمیدونند که اسیر دله سنگ باد شدند
دیگه بیداری شب عادتمه
همدم سکوت تنهایی من تیک تیک ساعتمه
تیک تیک ساعتمه
حالا من موندمو یک دونه ورق
که اونم از اسم تو سیاه میشه
همه چیم تو زندگیم
اخرش به پای تو تمام میشه
چشمونم فاصله رو از پنجره دید میزنه
دلم اسم تو رو فریاد میزنه
در های پنجره رو تا انتها باز میکنم
تو خیالم با تو پرواز میکنم
تو یه تاک قد کشیده پا گرفتی روی سینم
واسه پا گرفتن تو عمریه که من زمینم
راز قد کشیدنت رو عمریه دارم میمیرم
داری میرسی به خورشید ولی من بازم همینم
میزنم چوب زیر ساقت واسه لحظه های رستن
ریختن اب زیر پاهات هی منو شستن وشستن
توی سرما وتو گرما واسه تو نجاتم عمری
تو وجود باد وحشی سپر بلاتم عمری
ادما هجوم اوردن برگای سبزتو بردند
توی پاییزو زمستون ساقتو به من سپردند
سنگی نیست تو سینه ی من سایتم نصیب مردم
میوه هاتم اخر سر که میشند قسمت هر خم
نه دیگه پا میشم اینبار خالی از هر شک وتردید
میرم اون بالا ها مغرور تابشینم جای خورشید
من به سایه ها نمیدم بسه هر چی سختی دیدم
اینقدر زجر کشیدم تا به ارزوم رسیدم
بزار ادما بدونند میشه بیهوده نپوسید
میشه خورشید شدو تابید میشه اسمون رو بوسید
دست خودمان نیست که روی حرفهایمان نمی مانیم……ما بر زمینی ایستاده ایم که هر روز خودش را دور میزند….. ۱سوال؟اینهمه شعر قشنگ رواز کجا آوردین بچه ها؟
سلام ……………………………………………………………….
میشه پیام های قشنگی که واستون میفرستند رو ایمیل من بذارید ممنون میشم
چه کاغذ ها که سپیدی دلشان از نام تو سیاه شد از دلتنگی هایم از احساسم هزاران هزار صفحه سفید کاغذ سیاه شدند کاغذ ها عاشق شدند ولی تو…….
http://delebitaghat.blogfa.com/
اعدام عشق…!