تیر ۷, ۱۳۸۸ در ۶:۵۷ ب.ظ · در دسته sms اس ام اس, sms اس ام اس عاشقانه, sms جديد, اس ام اس فلسفي, جک جدید
اس ام اس فلسفی - اس ام اس عاشقانه - اس ام اس عرفانی - اس ام اس جدید
هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود، در دیگری باز میشود ولی ما اغلب چنان به در بسته چشم میدوزیم که درهای باز را نمیبینیم!
ازم پرسید: دوستم داری؟ گفتم آره…گفت چقدر؟ گفتم از اینجا تا خدا…اشک تو چشاش جمع شد و گفت: مگه الان نگفتی که خدا از همه چیز به ما نزدیک تره .
یه دوست خوب میگفت: آدما مثل کتابن تا وقتی تموم نشدن جذابن.پس سعی کن خودتو جلوی دیگران ورق نزنی تا زود تموم نشی.چون وقتی تموم بشی میرن سراغ یکی دیگه…!!
تصور کن اگر قرار بود هر کس به اندازه ی دانش خود حرف بزند چه سکوتی بر دنیا حاکم میشد … ….. ناپلئون
انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمیزند که خیال میکند دیگران را فریب داده است
عارفانه ی اسفند ۸۶
درباره درخت، بر اساس میوهاش قضاوت کنید، نه بر اساس برگهایش
خداوند به هر پرندهای دانهای میدهد، ولی آن را داخل لانهاش نمیاندازد
آنقدر شکست خوردن را تجربه کنید تا راه شکست دادن را بیاموزید
بهتر است دوباره سئوال کنی، تا اینکه یکبار راه را اشتباه بروی
ا
کسی که در آفتاب زحمت کشیده، حق دارد در سایه استراحت کند
اگر هرروز راهت را عوض کنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید
در اندیشه آنچه کرده ای مباش، در اندیشه آنچه نکرده ای باش
نظر ۳
خرداد ۲۸, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۸ ق.ظ · در دسته sms اس ام اس, sms جديد, اس ام اس جومونگ

جوک و اس ام اس جومونگ و سوسانو
——————————- اس ام اس جومونگ ——————————–
مطلب جدید لرا برای نوشتن پشت ماشین :
برار بی کسم جومونگ
——————————- اس ام اس جومونگ ——————————–
شنیدم جومونگ دنبال نمک امده ایران!!
.
مواظب خودت باش بانمک!!!
——————————- اس ام اس جومونگ ——————————–
از یارو می پرسن اسم جومونگ چیه؟
میگه: افسانه!!
——————————- اس ام اس جومونگ ——————————–
مراسم دعای توسل برای پیروزی جومونگ ، امشب در مهدیه تهران
——————————- اس ام اس جومونگ ——————————–
نظر ۱۴
خرداد ۲۸, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۳ ق.ظ · در دسته جك هاي ويژه سر آشپز, جک, جک جدید
امکانات زندگی در عشایر :
غذا : کشک
یخچال : مشک
حمام : تشت
دستشوئی : دشت !
همه شب فکرم این است و همه شب سخنم !
گر روم دیر به منزل ، چه بگویم به زنم !!!
از یارو میپرسند پتروس کی بود؟ میگه یه دهقان فداکار بود که وقتی گرگ یوسفش را خورد، رفت زیر تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده قطار!
یارو زنه زبونش میگرفته، میره سبزیفروشی میخواسته نارنگی بخره،میگه: بیدحمت لیم کیلو لالنگی بدین! یارو هم شاگردش رو صدا میکنه، میگه: اوهوی حسنی!نیم کیلو خیار بده خانم!!!
زن به شوهر: عزیزم از ایتالیا برات چی بیارم؟ شوهر باتمسخر: یک دختر موبور و نازایتالیایی! .. بعد از برگشت از سفر، شوهر به زن: سوغاتی من چی شُد؟ زن به شوهر: باید ۹ ماه صبر کنی ، تا به دنیا بیارمش
نظر ۲
نوشته بعدی »